B2 verb Formal|neutral 1 Min. Lesezeit

جهت دادن

jihat dādan /dʒeˈhæt dɒːˈdæn/

To direct, to guide, to control the direction or movement of.

To steer or guide the course or movement of something or someone towards a specific direction or goal.

Wort in 30 Sekunden

  • To guide or steer the direction of something.
  • Used for projects, careers, thoughts, and life.
  • Implies setting a course or influence.

Summary

To steer or guide the course or movement of something or someone towards a specific direction or goal.

  • To guide or steer the direction of something.
  • Used for projects, careers, thoughts, and life.
  • Implies setting a course or influence.

Think of steering a ship

Imagine you are steering a ship. You are setting its course and direction. This is the core idea of 'جهت دادن'.

Avoid overuse in simple guidance

While versatile, using 'جهت دادن' for very simple, direct guidance might sound overly formal or complex. 'راهنمایی کردن' might be better sometimes.

Direction in Persian culture

In Persian culture, 'جهت' (direction) is often linked to destiny, purpose, and progress. 'جهت دادن' reflects this emphasis on purposeful movement.

Beispiele

4 von 4
1

مدیر عامل جدید قصد دارد استراتژی شرکت را به سمت نوآوری جهت دهد.

The new CEO intends to direct the company's strategy towards innovation.

2

معلم سعی کرد توجه دانش‌آموزان را از حاشیه به متن درس جهت دهد.

The teacher tried to steer the students' attention from the margins to the lesson content.

3

بعد از آن اتفاق، او تصمیم گرفت زندگی‌اش را به کلی جهت دیگری بدهد.

After that incident, he decided to give his life a completely different direction.

4

این تحولات اقتصادی، جهت‌گیری سیاست‌های کلان کشور را تغییر داده است.

These economic developments have changed the direction of the country's macro policies.

Wortfamilie

Nomen
جهت‌گیری (jihat-giri - orientation, stance)
Verb
جهت دادن (jihat dādan)
Adjektiv
جهت‌دار (jihat-dār - directional, biased)

Merkhilfe

Think of 'جهت' (direction) and 'دادن' (giving). You are 'giving direction' to something, like steering a car or a project.

Overview

«جهت دادن» یک فعل پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای هدایت، راهنمایی، یا کنترل کردن مسیر و حرکت یک شیء، ایده، یا فرد به سوی مقصدی مشخص است. این فعل معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که نیاز به تعیین مسیر، اولویت‌بندی، یا تأثیرگذاری بر روند یک اتفاق وجود دارد. می‌توان آن را هم برای هدایت فیزیکی و هم برای هدایت معنوی یا فکری به کار برد.

این فعل اغلب با مفعول‌هایی مانند «کار»، «پروژه»، «بحث»، «زندگی»، «افکار»، «کشور»، «سازمان»، «نیروها»، «توجه»، «انتقاد»، «پیشرفت» و غیره همراه می‌شود. ساختار رایج آن به صورت «فاعل + مفعول + را + جهت دادن» است. برای مثال: «مدیر باید به کار تیم جهت بدهد.» همچنین می‌تواند به صورت «فاعل + به + مفعول + جهت دادن» نیز به کار رود، مانند: «او به زندگی‌اش جهت تازه‌ای داد.»

این فعل در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

مدیریت و رهبری

مدیران و رهبران برای تعیین استراتژی، اولویت‌ها، و مسیر حرکت سازمان یا تیم خود از این فعل استفاده می‌کنند.

برنامه‌ریزی و استراتژی

در تدوین برنامه‌های بلندمدت یا کوتاه‌مدت، جهت دادن به منابع و فعالیت‌ها برای رسیدن به اهداف ضروری است.

راهنمایی و مشاوره

مشاوران و مربیان برای هدایت افراد در مسیر شغلی، تحصیلی، یا شخصی‌شان از این فعل بهره می‌برند.

سیاست و اجتماع

سیاستمداران و رهبران اجتماعی برای جهت دادن به افکار عمومی یا سیاست‌های کلان کشور از این فعل استفاده می‌کنند.

زندگی شخصی

افراد برای تعیین مسیر زندگی، اهداف، و علایق خود از این فعل در توصیف تصمیماتشان استفاده می‌کنند.

«جهت دادن» با کلماتی مانند «هدایت کردن»، «راهنمایی کردن»، «رهبری کردن»، «هدایت کردن»، «کنترل کردن»، «هدایت کردن» و «هدایت کردن» هم‌پوشانی معنایی دارد، اما تفاوت‌های ظریفی نیز بین آن‌ها وجود دارد:

  • هدایت کردن: این کلمه بیشتر بر راهنمایی مستقیم و نشان دادن مسیر تمرکز دارد، مانند هدایت یک خودرو یا هدایت یک فرد در مسیری مشخص.
  • راهنمایی کردن: شباهت زیادی به هدایت کردن دارد، اما ممکن است کمی غیرمستقیم‌تر باشد و بیشتر بر ارائه اطلاعات و مشاوره تأکید کند.
  • رهبری کردن: این کلمه بار معنایی قوی‌تری از نفوذ، الهام‌بخشی، و پیشگامی دارد و معمولاً به هدایت یک گروه یا سازمان به سوی یک چشم‌انداز مشترک اشاره دارد.
  • کنترل کردن: این کلمه بر اعمال قدرت و نظارت برای حفظ یک مسیر یا وضعیت خاص تأکید دارد و ممکن است جنبه اجبار بیشتری نسبت به «جهت دادن» داشته باشد.

«جهت دادن» اغلب بر تعیین مسیر کلی یا تغییر جهت تمرکز دارد و می‌تواند هم شامل راهنمایی فعالانه باشد و هم صرفاً تعیین یک روند کلی بدون دخالت مستقیم در جزئیات. این فعل انعطاف‌پذیری بیشتری در کاربرد نسبت به برخی از مترادف‌هایش دارد.

Nutzungshinweise

This verb is commonly used in formal and semi-formal contexts, especially in management, planning, and policy discussions. It implies a conscious effort to influence or steer. While it can be used in informal settings, more direct verbs like 'راهنمایی کردن' might be preferred for everyday interactions.

Häufige Fehler

Learners might sometimes confuse 'جهت دادن' with simply 'giving' something. Remember it specifically implies direction or steering. Also, ensure the correct preposition ('به' or implied object) is used with the thing being directed.

Merkhilfe

Think of 'جهت' (direction) and 'دادن' (giving). You are 'giving direction' to something, like steering a car or a project.

Wortherkunft

The word is composed of 'جهت' (jihat), meaning direction, course, or aspect, which has Arabic origins, and 'دادن' (dādan), a native Persian verb meaning to give. Together, it literally means 'to give direction'.

Kultureller Kontext

In many cultures, including Persian, the concept of direction is strongly tied to purpose and destiny. 'جهت دادن' reflects the human desire to control and shape outcomes, whether personal or collective.

Beispiele

1

مدیر عامل جدید قصد دارد استراتژی شرکت را به سمت نوآوری جهت دهد.

formal

The new CEO intends to direct the company's strategy towards innovation.

2

معلم سعی کرد توجه دانش‌آموزان را از حاشیه به متن درس جهت دهد.

academic

The teacher tried to steer the students' attention from the margins to the lesson content.

3

بعد از آن اتفاق، او تصمیم گرفت زندگی‌اش را به کلی جهت دیگری بدهد.

informal

After that incident, he decided to give his life a completely different direction.

4

این تحولات اقتصادی، جهت‌گیری سیاست‌های کلان کشور را تغییر داده است.

formal

These economic developments have changed the direction of the country's macro policies.

Wortfamilie

Nomen
جهت‌گیری (jihat-giri - orientation, stance)
Verb
جهت دادن (jihat dādan)
Adjektiv
جهت‌دار (jihat-dār - directional, biased)

Häufige Kollokationen

جهت دادن به to give direction to
جهت دادن مسیر to direct the path/course
جهت دادن افکار to direct thoughts
جهت دادن توجه to direct attention

Häufige Phrasen

جهت دادن به کار

to direct work

جهت دادن به زندگی

to give direction to one's life

جهت دادن به بحث

to steer the discussion

Wird oft verwechselt mit

جهت دادن vs هدایت کردن

'هدایت کردن' often implies more direct guidance or leading someone physically or through a process. 'جهت دادن' is broader, focusing on setting the overall course or trajectory.

جهت دادن vs کنترل کردن

'کنترل کردن' suggests maintaining command and preventing deviation, sometimes with a nuance of restriction. 'جهت دادن' is more about influencing the direction of movement or development.

Grammatikmuster

فاعل + مفعول + را + جهت دادن (مثال: او کار را جهت داد) فاعل + به + مفعول + جهت دادن (مثال: او به زندگی جهت داد) فاعل + به + سمت + اسم + جهت دادن (مثال: او بحث را به سمت نتیجه جهت داد)

Think of steering a ship

Imagine you are steering a ship. You are setting its course and direction. This is the core idea of 'جهت دادن'.

Avoid overuse in simple guidance

While versatile, using 'جهت دادن' for very simple, direct guidance might sound overly formal or complex. 'راهنمایی کردن' might be better sometimes.

Direction in Persian culture

In Persian culture, 'جهت' (direction) is often linked to destiny, purpose, and progress. 'جهت دادن' reflects this emphasis on purposeful movement.

Teste dich selbst

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید.

مدیر جدید قول داد که به سازمان _________ بدهد.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: جهت

کلمه «جهت» به همراه فعل «دادن» ساختار رایج برای بیان هدایت مسیر را تشکیل می‌دهد.

multiple choice

بهترین مترادف برای «جهت دادن» در جمله زیر کدام است؟

او سعی کرد بحث را به سمت موضوع اصلی _________.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: جهت دهد

«جهت دادن» به معنی هدایت کردن بحث به سمت موضوع مورد نظر است.

sentence building

کلمات زیر را به ترتیب درست بچینید تا یک جمله معنی‌دار بسازید.

را / پروژه / تیم / به / مدیر / جهت / داد

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: مدیر به تیم پروژه را جهت داد.

این ترتیب صحیح‌ترین ساختار دستوری و معنایی را برای جمله ایجاد می‌کند.

Ergebnis: /3

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

خیر، «جهت دادن» هم برای هدایت مسیرهای فیزیکی (مانند جهت دادن به یک کشتی) و هم برای هدایت مسیرهای غیرمادی مانند افکار، بحث‌ها، پروژه‌ها، یا حتی زندگی افراد به کار می‌رود.

«جهت دادن» بیشتر بر تعیین مسیر کلی یا تغییر روند تمرکز دارد، در حالی که «هدایت کردن» ممکن است به راهنمایی مستقیم‌تر و جزئی‌تر اشاره کند. با این حال، این دو کلمه اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند.

این فعل در موقعیت‌های مدیریتی، برنامه‌ریزی استراتژیک، مشاوره، رهبری، و همچنین در توصیف تصمیمات شخصی برای تعیین مسیر زندگی کاربرد فراوان دارد.

معمولاً بله. این فعل اغلب به معنای اعمال کنترل سازنده، ارائه راهنمایی مفید، یا تعیین یک مسیر رو به جلو است. البته در برخی متون ممکن است بار معنایی خنثی یا حتی منفی (بسته به زمینه) داشته باشد.

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!