A2 adjective Neutral #6,500 más común 1 min de lectura

بازنشسته

bazneshasteh [bɒːzneʃæsteh]

Having stopped working due to age; retired.

A retired person, having finished their working career, usually due to age, often receiving a pension.

Palabra en 30 segundos

  • Describes someone who has stopped working due to age.
  • Typically receives a pension after retirement.
  • Implies a phase of rest and leisure.
  • Used in both formal and informal contexts.

Summary

A retired person, having finished their working career, usually due to age, often receiving a pension.

  • Describes someone who has stopped working due to age.
  • Typically receives a pension after retirement.
  • Implies a phase of rest and leisure.
  • Used in both formal and informal contexts.

Use 'Bazneshaste' Naturally

When referring to someone who has officially stopped working due to age or service completion, use 'بازنشسته' (bazneshaste). It's a standard term in both spoken and written Persian.

Avoid Confusing with Age

Don't use 'بازنشسته' simply to describe an old person. It specifically relates to their employment status, not just their age. 'پیر' (pir) or 'سالمند' (salmand) refer to age.

Respect for Elders

In Iranian culture, retired individuals ('بازنشستگان') are often respected for their experience and contributions. Referring to someone respectfully as 'بازنشسته' acknowledges their past service.

Nuance in Context

While 'بازنشسته' is neutral, the surrounding words can add nuance. 'بازنشسته فعال' (active retiree) suggests continued engagement, while simply stating 'او بازنشسته است' (He is retired) is purely descriptive.

Ejemplos

6 de 8
1

پدربزرگم بازنشسته فرهنگی است و اوقات فراغت خود را با مطالعه می‌گذراند.

My grandfather is a retired educator and spends his free time reading.

2

طرح جدیدی برای حمایت از حقوق بازنشستگان در مجلس تصویب شد.

A new plan to support the rights of retirees was approved in parliament.

3

مدیر عامل شرکت پس از ۲۰ سال خدمت، بازنشسته شد.

The company's CEO retired after 20 years of service.

4

تحقیقات نشان می‌دهد که بازنشستگان فعال، سلامت روانی بهتری دارند.

Research shows that active retirees have better mental health.

5

در داستان، شخصیت اصلی مردی بازنشسته بود که خاطرات گذشته‌اش او را رها نمی‌کرد.

In the story, the main character was a retired man whose past memories wouldn't leave him.

6

آقای احمدی همسایه بازنشسته ماست، خیلی مرد مهربانی است.

Mr. Ahmadi is our retired neighbor; he's a very kind man.

Familia de palabras

Sustantivo
بازنشستگی (retirement)
Verbo
بازنشسته شدن (to retire)
Adverbio
بازنشسته وار (retired-ly - rarely used)
Adjetivo
بازنشسته (retired)
Relacionado
بازنشستگان (retirees)

Truco para recordar

Imagine a 'Bazi' (game) ending after reaching the 'Neshan' (target/goal) of age or service. The player is now 'Rasteh' (free) - 'Baz-neshasteh'.

Overview

کلمه «بازنشسته» در زبان فارسی عمدتاً به عنوان یک صفت به کار می‌رود و به فردی اطلاق می‌شود که به دلیل کهولت سن یا پس از طی کردن دوران خدمت مقرر، کار و فعالیت شغلی خود را رسماً کنار گذاشته است. این کناره‌گیری معمولاً داوطلبانه یا طبق قوانین و مقررات صورت می‌گیرد و فرد پس از آن مستمری یا حقوقی را تحت عنوان «حقوق بازنشستگی» دریافت می‌کند. مفهوم بازنشستگی با خود بار معنایی فراغتی، استراحت، و گاهی کاهش فعالیت‌های اجتماعی یا حرفه‌ای را به همراه دارد.

**نکات ظریف و بار معنایی:**

«بازنشسته» صرفاً به معنای «دیگر کار نمی‌کند» نیست؛ بلکه بار معنایی مثبتی از رسیدن به دوران استراحت پس از سال‌ها تلاش را القا می‌کند. در فرهنگ ایرانی، دوران بازنشستگی اغلب به عنوان دوران قدردانی از خدمات فرد و فرصتی برای گذراندن وقت با خانواده، رسیدگی به علایق شخصی، یا مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی غیررسمی تلقی می‌شود. با این حال، گاهی نیز ممکن است با حس دلتنگی برای دوران اشتغال یا احساس بی‌هدفی همراه باشد، هرچند این جنبه کمتر در تعریف اولیه کلمه نمود دارد.

**الگوهای کاربرد:**

  • رسمی در مقابل غیررسمی: این کلمه هم در گفتار روزمره و هم در متون رسمی (مانند اطلاعیه‌های اداری، روزنامه‌ها، و گزارش‌ها) به طور گسترده‌ای به کار می‌رود. برای مثال، در اخبار می‌خوانیم: «نماینده مجلس اعلام کرد طرح جدیدی برای حمایت از بازنشستگان در دست بررسی است.» یا در مکالمه‌ای غیررسمی: «پدرم بازنشسته شده و بیشتر وقتش را در باغ می‌گذراند.»
  • نوشتاری در مقابل گفتاری: در نوشتار، به‌ویژه در گزارش‌ها و اطلاعیه‌های رسمی، «بازنشسته» بسیار رایج است. در گفتار نیز به طور طبیعی به کار می‌رود، اما ممکن است گاهی با عباراتی مانند «دیگه سر کار نمی‌ره» یا «کار رو گذاشته کنار» جایگزین شود، به‌خصوص در جمع‌های بسیار صمیمی.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: تفاوت چشمگیری در کاربرد این کلمه در مناطق مختلف ایران وجود ندارد و «بازنشسته» یک اصطلاح استاندارد و فراگیر است.

**زمینه‌های رایج کاربرد:**

  • محیط کار: رایج‌ترین کاربرد، اشاره به افرادی است که از مشاغل دولتی یا خصوصی رسمی (مانند کارمندان دولت، معلمان، کارگران کارخانه‌ها، بانک‌ها و غیره) بازنشسته شده‌اند. «کارمند بازنشسته»، «ژنرال بازنشسته»، «پروفسور بازنشسته» مثال‌هایی از این کاربرد هستند.
  • محیط مدرسه و دانشگاه: اساتید و معلمان پس از سال‌ها تدریس به سن بازنشستگی می‌رسند. «استاد بازنشسته» یا «معلم بازنشسته» عبارات متداولی هستند.
  • زندگی روزمره: در گفتگوهای روزمره، اغلب برای معرفی والدین، پدربزرگ و مادربزرگ، یا همسایگانی که دیگر شاغل نیستند، از این کلمه استفاده می‌شود. «همسایه بازنشسته ما خیلی وقت‌ها به ما سر می‌زند.»
  • رسانه و ادبیات: اخبار، مقالات، و داستان‌ها به وفور از این کلمه استفاده می‌کنند تا به شخصیت‌هایی که دوران کاری خود را به پایان رسانده‌اند، اشاره کنند. گاهی نیز در ادبیات برای اشاره به شخصیت‌هایی که دوران پرماجرایی را پشت سر گذاشته‌اند و اکنون به دنبال آرامش هستند، به کار می‌رود.

**مقایسه با کلمات مشابه:**

  • «پیشکسوت» (Pishksvat): این کلمه بیشتر به فردی اشاره دارد که سال‌ها تجربه در یک زمینه خاص دارد و اغلب مورد احترام است، اما لزوماً به معنای بازنشسته شدن نیست. یک پیشکسوت ممکن است هنوز فعال باشد. «بازنشسته» صرفاً به پایان دوره اشتغال اشاره دارد.
  • «کهنسال» (Kohansal) / «سالمند» (Salmand): این کلمات به سن بالای فرد اشاره دارند و لزوماً به معنای بازنشسته بودن نیستند. یک فرد کهنسال ممکن است هنوز کار کند یا نکند.

**سطح زبانی و لحن:**

«بازنشسته» یک کلمه خنثی و استاندارد است که در سطوح زبانی مختلف (از غیررسمی تا رسمی) قابل استفاده است. لحن آن معمولاً محترمانه و توصیفی است. استفاده از آن در مکالمات روزمره یا در متون رسمی هیچ ایرادی ندارد، مگر اینکه بخواهیم به طور خاص بر جنبه‌های منفی (مانند احساس تنهایی یا بی‌اهمیتی) تأکید کنیم که در این صورت نیاز به جمله‌بندی دقیق‌تری است.

**هم‌نشینی‌های رایج (Collocations) با توضیح:**

  • «حقوق بازنشستگی» (Hoghoogh-e bazneshastegi): مبلغی که به صورت منظم به افراد بازنشسته پرداخت می‌شود. «او هر ماه حقوق بازنشستگی خود را دریافت می‌کند.»
  • «سن بازنشستگی» (Sen-e bazneshastegi): سن قانونی که فرد می‌تواند یا باید از شغل خود بازنشسته شود. «سن بازنشستگی در این کشور افزایش یافته است.»
  • «ازدواج مجدد بازنشسته»: در برخی جوامع، ازدواج افراد بازنشسته ممکن است با ملاحظات خاصی همراه باشد. این عبارت بیشتر در متون حقوقی یا اجتماعی دیده می‌شود.
  • «بازنشسته شدن» (Bazneshaste shodan): فعل مرکب به معنای فرآیند بازنشسته شدن. «پدرم سال آینده بازنشسته می‌شود.»
  • «کارمند بازنشسته» (Karmand-e bazneshaste): کارمندی که دوران خدمت خود را به پایان رسانده است. «این ساختمان متعلق به یک شرکت خصوصی است که توسط یک کارمند بازنشسته اداره می‌شود.»
  • «دوران بازنشستگی» (Doran-e bazneshastegi): دوره زمانی پس از ترک کار رسمی. «او دوران بازنشستگی خود را با سفر به دور دنیا سپری کرد.»
  • «خدمات بازنشستگی» (Khodamaat-e bazneshastegi): مجموعه‌ای از خدمات (مالی، درمانی، رفاهی) که به بازنشستگان ارائه می‌شود. «سازمان تأمین اجتماعی خدمات بازنشستگی متنوعی را ارائه می‌دهد.»
  • «بازنشسته ارتش/نظامی» (Bazneshaste-ye artesh/nezami): فردی که از نیروهای مسلح بازنشسته شده است. «ژنرال بازنشسته در مراسم صبحگاه حضور یافت.»

در مجموع، «بازنشسته» کلمه‌ای کلیدی در زبان فارسی برای توصیف وضعیت شغلی و مرحله‌ای از زندگی افراد است که با بار معنایی مشخص و کاربردهای فراوان همراه است.

Notas de uso

The term 'بازنشسته' is widely understood and used across formal and informal registers in Iran. It carries a neutral to respectful connotation. Avoid using it simply to describe someone as old; it specifically relates to their employment status. In some very informal settings, people might say 'دیگه سر کار نمیره' (doesn't go to work anymore), but 'بازنشسته' is more standard.

Errores comunes

Learners sometimes confuse 'بازنشسته' (retired) with 'سابق' (former/ex-). For example, saying 'کارمند سابق' might imply they quit, whereas 'کارمند بازنشسته' clearly indicates retirement. Also, avoid using 'بازنشسته' for someone who is just temporarily unemployed; it refers to a permanent cessation of work.

Truco para recordar

Imagine a 'Bazi' (game) ending after reaching the 'Neshan' (target/goal) of age or service. The player is now 'Rasteh' (free) - 'Baz-neshasteh'.

Origen de la palabra

The word 'بازنشسته' (bazneshaste) originates from Persian. 'باز' (baz) means 'again' or 'back', and 'نشستن' (neshastan) means 'to sit'. The combination implies 'sitting back' or 'sitting out' after a period of activity, signifying the cessation of work.

Contexto cultural

In Iranian culture, retirement ('بازنشستگی') is often seen as a well-deserved rest after years of hard work. Retired individuals ('بازنشستگان') are typically respected for their experience. There are often social organizations and union-like groups specifically for retirees to maintain social connections and advocate for their rights.

Ejemplos

1

پدربزرگم بازنشسته فرهنگی است و اوقات فراغت خود را با مطالعه می‌گذراند.

everyday

My grandfather is a retired educator and spends his free time reading.

2

طرح جدیدی برای حمایت از حقوق بازنشستگان در مجلس تصویب شد.

formal

A new plan to support the rights of retirees was approved in parliament.

3

مدیر عامل شرکت پس از ۲۰ سال خدمت، بازنشسته شد.

business

The company's CEO retired after 20 years of service.

4

تحقیقات نشان می‌دهد که بازنشستگان فعال، سلامت روانی بهتری دارند.

academic

Research shows that active retirees have better mental health.

5

در داستان، شخصیت اصلی مردی بازنشسته بود که خاطرات گذشته‌اش او را رها نمی‌کرد.

literary

In the story, the main character was a retired man whose past memories wouldn't leave him.

6

آقای احمدی همسایه بازنشسته ماست، خیلی مرد مهربانی است.

informal

Mr. Ahmadi is our retired neighbor; he's a very kind man.

7

این ساختمان اداری متعلق به اتحادیه بازنشستگان است.

formal

This office building belongs to the Retirees' Union.

8

او در سن ۵۵ سالگی بازنشسته شد تا به نوه‌هایش برسد.

everyday

She retired at the age of 55 to take care of her grandchildren.

Familia de palabras

Sustantivo
بازنشستگی (retirement)
Verbo
بازنشسته شدن (to retire)
Adverbio
بازنشسته وار (retired-ly - rarely used)
Adjetivo
بازنشسته (retired)
Relacionado
بازنشستگان (retirees)

Colocaciones comunes

حقوق بازنشستگی Pension / Retirement salary
سن بازنشستگی Retirement age
بازنشسته شدن To retire
کارمند بازنشسته Retired employee
دوران بازنشستگی Retirement period
خدمات بازنشستگی Retirement services
بازنشسته نظامی Military retiree
مستمری بازنشستگی Retirement annuity/pension

Frases Comunes

بازنشسته شدن

To retire

حقوق بازنشستگی

Pension

سن بازنشستگی

Retirement age

دوران بازنشستگی

Period of retirement

Se confunde a menudo con

بازنشسته vs پیشکسوت (Pishksvat)

A 'pishksvat' is a veteran or senior figure with extensive experience, but they might still be active. 'Bazneshaste' specifically means someone who has officially stopped working.

بازنشسته vs سالمند (Salmand)

'Salmand' simply means elderly or old person, focusing on age. 'Bazneshaste' refers to employment status (retired), though retirees are often elderly.

بازنشسته vs کارمند سابق (Karmand-e sabeq)

'Karmand-e sabeq' means 'former employee' and could imply someone who left for any reason (resignation, firing, etc.), not necessarily retirement due to age or service completion.

Patrones gramaticales

اسم + بازنشسته: کارمند بازنشسته، استاد بازنشسته بازنشسته + شدن: او سال آینده بازنشسته می‌شود. بازنشسته + حرف اضافه + اسم: بازنشسته فرهنگی، بازنشسته ارتش اسم + بازنشستگی: حقوق بازنشستگی، سن بازنشستگی بازنشستگان (جمع): بازنشستگان امروز تجمع کردند. او بازنشسته است: He/She is retired.

Use 'Bazneshaste' Naturally

When referring to someone who has officially stopped working due to age or service completion, use 'بازنشسته' (bazneshaste). It's a standard term in both spoken and written Persian.

Avoid Confusing with Age

Don't use 'بازنشسته' simply to describe an old person. It specifically relates to their employment status, not just their age. 'پیر' (pir) or 'سالمند' (salmand) refer to age.

Respect for Elders

In Iranian culture, retired individuals ('بازنشستگان') are often respected for their experience and contributions. Referring to someone respectfully as 'بازنشسته' acknowledges their past service.

Nuance in Context

While 'بازنشسته' is neutral, the surrounding words can add nuance. 'بازنشسته فعال' (active retiree) suggests continued engagement, while simply stating 'او بازنشسته است' (He is retired) is purely descriptive.

Ponte a prueba

fill blank

Complete the sentence with the correct word:

پدرم سال دیگر از بانک ______ می‌شود.

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: ب

The sentence talks about the father finishing his job next year, likely due to age or service, making 'بازنشسته' (retired) the appropriate word.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'بازنشسته' in this sentence:

«استاد دانشگاه بازنشسته، کتاب جدیدی منتشر کرد.»

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: B

'بازنشسته' specifically means someone who has retired from their position, usually after reaching a certain age or completing their service period.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct sentence:

او / بازنشسته / شده / است / و / باغبان / است

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: او بازنشسته شده است و باغبان است.

The structure 'Subject + Verb Phrase + Conjunction + Predicate' is used here. 'بازنشسته شده است' indicates the state of being retired.

error correction

Find and correct the error in the sentence:

او یک کارمند جوان و بازنشسته است.

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: او یک کارمند جوان است. / او یک کارمند بازنشسته است.

The terms 'جوان' (young) and 'بازنشسته' (retired, implying older due to age/service) are contradictory in this context. A person cannot be both young and retired in the typical sense.

Puntuación: /4

Ayudas visuales

Word Family

بازنشسته

Verbs

  • بازنشسته شدن (to retire)

Nouns

  • بازنشستگی (retirement)
  • بازنشستگان (retirees - plural)

Related Concepts

  • حقوق بازنشستگی (pension)
  • سن بازنشستگی (retirement age)

Usage Contexts

Workplace Announcements

  • مراسم تودیع و معارفه مدیر بازنشسته برگزار شد.

Family Conversations

  • پدربزرگم بازنشسته شده و به باغبانی علاقه دارد.

News Reports

  • طرح جدیدی برای رفاه بازنشستگان تصویب شد.

Social Gatherings

  • او یک معلم بازنشسته است و خاطرات زیادی از دوران تدریسش تعریف می‌کند.

Preguntas frecuentes

8 preguntas

«بازنشسته» به وضعیت شغلی فرد اشاره دارد؛ یعنی کسی که کارش را به دلیل سن یا سابقه خدمت تمام کرده است. اما «پیر» یا «کهنسال» صرفاً به سن بالای فرد اشاره دارد، بدون در نظر گرفتن وضعیت شغلی او. یک فرد پیر ممکن است هنوز کار کند و بازنشسته نباشد.

خیر، «بازنشسته» به معنای پایان دوره اشتغال رسمی است. بسیاری از بازنشستگان به فعالیت‌های داوطلبانه، مشاغل پاره‌وقت، یا علایق شخصی خود می‌پردازند و لزوماً بیکار به معنای بی‌هدف نیستند.

خیر، افراد در بسیاری از مشاغل خصوصی، کارگری، هنری، و حتی مشاغل آزاد نیز پس از رسیدن به سن یا شرایط خاص، می‌توانند بازنشسته شوند، هرچند ممکن است سازوکار و مزایای آن متفاوت باشد.

در زبان فارسی، «بازنشسته» عمدتاً به عنوان صفت به کار می‌رود (مثلاً: «کارمند بازنشسته»). اما گاهی اوقات می‌تواند به صورت اسم هم استفاده شود، هرچند کمتر رایج است (مثلاً: «بازنشستگان امروز در پارک جمع شده بودند.»)

معمولاً افرادی که در سیستم‌های بیمه و تأمین اجتماعی (دولتی یا خصوصی) سابقه کار و پرداخت حق بیمه داشته‌اند، پس از رسیدن به شرایط بازنشستگی، حقوق بازنشستگی دریافت می‌کنند.

نه همیشه. در برخی موارد، فرد می‌تواند زودتر از سن معمول بازنشسته شود، مثلاً به دلیل از کارافتادگی یا با توافق کارفرما پس از سال‌ها خدمت. اما دلیل اصلی و رایج، رسیدن به سن مقرر است.

در کل، بار معنایی آن خنثی یا مثبت است و به دورانی از استراحت و فراغت اشاره دارد. اما در برخی بافت‌ها، ممکن است تلویحاً به کاهش توانایی یا اهمیت فرد اشاره کند، که البته این به جمله و لحن گوینده بستگی دارد.

بسته به موقعیت، ممکن است از عباراتی مانند «پیشکسوت» (اگر تجربه بالایی داشته باشد)، «سالمند» (اگر صرفاً به سن اشاره کنیم)، یا «آقا/خانم بازنشسته» استفاده شود. اما «بازنشسته» رایج‌ترین و دقیق‌ترین واژه است.

¿Te ha servido?
¡No hay comentarios todavía. Sé el primero en compartir tus ideas!