B1 verb Neutral #2,500 más común 1 min de lectura

داغ کردن

dagh kardan /dɒːɣ kærˈdæn/

Dag kardan means to heat something up, either physically or metaphorically.

Palabra en 30 segundos

  • To increase the temperature of something.
  • Can be physical (heating) or metaphorical (exciting).
  • Common in cooking, industry, and sports.

Overview

«داغ کردن» یک فعل پرکاربرد در زبان فارسی است که به طور کلی به فرآیند افزایش دما یا حرارت یک شیء، ماده یا حتی یک موقعیت اشاره دارد. این فعل می‌تواند در معانی مختلفی به کار رود، از گرم کردن فیزیکی گرفته تا هیجان‌زده کردن یا آماده‌سازی برای یک رویداد مهم.

این فعل اغلب به صورت متعدی به کار می‌رود، یعنی فاعل عمل داغ کردن، مفعولی را (که حرارت آن افزایش می‌یابد) تحت تأثیر قرار می‌دهد. مثال: «بخاری را داغ کردم.» همچنین می‌تواند به صورت لازم نیز به کار رود، جایی که خود فاعل (مثلاً یک شیء) داغ می‌شود: «فلز داغ شد.» در کاربردهای مجازی، «داغ کردن» به معنی برانگیختن احساسات، ایجاد هیجان یا آماده‌سازی برای چیزی است.

۱. فیزیکی: گرم کردن غذا، آب، یا یک فضا با وسایل گرمایشی. «لطفاً چای را داغ کن.» ۲. صنعتی و فنی: داغ کردن فلزات برای شکل‌دهی، داغ کردن موتور خودرو قبل از حرکت. «جوشکار فلز را داغ کرد تا راحت‌تر خم شود.» ۳. مجازی و احساسی: هیجان‌زده کردن مخاطب، تحریک احساسات، آماده‌سازی برای یک رقابت یا رویداد. «مجری سعی داشت جمعیت را داغ کند.» ۴. ورزشی: گرم کردن عضلات قبل از تمرین یا مسابقه. «بازیکنان قبل از بازی بدن خود را داغ می‌کنند.»

«گرم کردن» مترادف نزدیک «داغ کردن» است، اما «داغ کردن» معمولاً به دمای بالاتری نسبت به «گرم کردن» اشاره دارد. «داغ» به عنوان صفت، دمای بسیار بالایی را نشان می‌دهد، در حالی که «گرم» دمای معتدل‌تری را بیان می‌کند. «شوراندن» یا «تحریک کردن» نیز در معنای مجازی «داغ کردن» (برانگیختن احساسات) کاربرد دارند، اما تمرکز آن‌ها بیشتر بر ایجاد واکنش هیجانی است تا صرفاً افزایش دما یا آمادگی.

Ejemplos

1

لطفاً قبل از خوردن غذا، آن را کمی داغ کن.

everyday

Please heat it up a bit before eating.

2

کارخانه برای شکل‌دهی فلزات، آن‌ها را تا دمای بسیار بالایی داغ می‌کند.

industrial

The factory heats the metals to very high temperatures for shaping.

3

مربی بازیکنان را قبل از مسابقه حسابی داغ کرد تا انگیزه بگیرند.

sports/informal

The coach really hyped up the players before the match to motivate them.

4

برای جلوگیری از یخ زدن لوله‌ها، باید آن‌ها را در زمستان داغ نگه داشت.

technical/practical

To prevent pipes from freezing, they must be kept warm/heated in winter.

Colocaciones comunes

غذا را داغ کردن To heat up food
آب را داغ کردن To heat water
موتور را داغ کردن To warm up the engine
بحث را داغ کردن To heat up a discussion

Frases Comunes

آب داغ

Hot water

غذا داغ است

The food is hot

هوا داغ است

The weather is hot

Se confunde a menudo con

داغ کردن vs گرم کردن

'Dag kardan' usually implies reaching a higher, more noticeable temperature than 'garm kardan', which can mean simply making something warm.

داغ کردن vs جوشاندن

'Jushandan' specifically means to boil, which is a very high temperature, whereas 'dag kardan' is a more general term for heating up.

Patrones gramaticales

فاعل + مفعول + (قید) + داغ کردن (مثال: من غذا را داغ کردم) فاعل + داغ شدن (مثال: فلز داغ شد) کسی + کسی/چیزی را + داغ کردن (مثال: معلم دانش‌آموزان را برای مسابقه داغ کرد)

How to Use It

Notas de uso

The verb 'dag kardan' is widely used in everyday Persian. Its register can range from informal (e.g., heating food) to more formal or technical contexts (e.g., industrial heating). The metaphorical uses are also very common.


Errores comunes

Learners might overuse 'dag kardan' when 'garm kardan' (to warm) would be more appropriate for a slight temperature increase. Also, be careful not to confuse the physical act of heating with the metaphorical sense of exciting or provoking.

Tips

💡

Distinguish Physical and Metaphorical Use

Remember that 'dag kardan' can refer to literally heating something or figuratively exciting/preparing it.

⚠️

Be Careful with Extreme Heat

Using 'dag kardan' implies a significant increase in temperature, so be mindful of context to avoid suggesting excessive heat.

🌍

Heating Food is Common

Reheating leftovers or heating drinks is a very common daily use of 'dag kardan' in Persian households.

Origen de la palabra

The word 'dag' (hot) likely has Turkic origins, related to words meaning heat or burning. 'Kardan' is the standard Persian verb 'to do' or 'to make'.

Contexto cultural

In Persian culture, serving hot food and drinks is highly valued. Reheating leftovers or preparing hot beverages like tea are daily rituals where 'dag kardan' is frequently used.

Truco para recordar

Think of 'dag' as 'dog' hot – a very high temperature. This helps remember the intensity implied by the word.

Preguntas frecuentes

4 preguntas

«داغ کردن» معمولاً به رساندن دما به سطحی بالاتر و محسوس‌تر اشاره دارد، در حالی که «گرم کردن» می‌تواند به معنای افزایش ملایم‌تر دما باشد. مثلاً، چای را «داغ» می‌کنیم ولی اتاق را «گرم» می‌کنیم.

خیر، «داغ کردن» کاربرد مجازی هم دارد. مثلاً می‌توان یک جمعیت را «داغ کرد» (هیجان‌زده کرد) یا یک بحث را «داغ کرد» (آن را داغ و پرشور کرد).

در ورزش، «داغ کردن» به تمرینات سبکی گفته می‌شود که قبل از فعالیت اصلی انجام می‌شود تا عضلات گرم شده، انعطاف‌پذیرتر شوند و از آسیب‌دیدگی جلوگیری شود.

می‌توان گفت «او با حرف‌هایش بحث را داغ کرد.» این یعنی باعث شد بحث پرشورتر و جنجالی‌تر شود.

Ponte a prueba

fill blank

قبل از شروع تمرین، باید عضلاتت را _____.

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: داغ کنی

در ورزش، قبل از فعالیت اصلی، عضلات را برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی گرم می‌کنند که به آن «داغ کردن» می‌گویند.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «داغ کردن» در جمله «او بحث را داغ کرد» است؟

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: تحریک کرد

در این بافت، «داغ کردن» به معنی برانگیختن احساسات و پرشورتر کردن بحث است، که «تحریک کردن» به آن نزدیک است.

sentence building

آب / من / سماور / در / داغ / کردم

¡Correcto! No del todo. Respuesta correcta: من آب در سماور داغ کردم

این ترتیب کلمات، ساختار صحیح جمله فعلی در زبان فارسی است: فاعل (من) + مفعول (آب) + قید حالت/مکان (در سماور) + فعل (داغ کردم).

Puntuación: /3

¿Te ha servido?
¡No hay comentarios todavía. Sé el primero en compartir tus ideas!