رَغْبَة
تعریف
یک میل قلبی و درونی برای به دست آوردن چیزی یا رسیدن به یک خواسته خاص.
nounمثال
لديه رغبة قوية في تعلم اللغة العربية.
مثال
لديه رغبة قوية في تعلم اللغة العربية.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر psychology
تحفيز
B1انگیزه دادن عمل ارائه دلیلی برای انجام کاری به کسی است. این فرآیند تشویق یا تحریک برای دستیابی به یک هدف است.
يدرك
B2او متوجه وخامت اوضاع می شود. ما سرانجام به اهمیت این پروژه برای آینده خود پی می بریم.
قناعة
B1قناعت یا باور قلبی. رضایت از داشتهها یا اعتقاد راسخ به یک موضوع.
سلوك
B1رفتار این کودک در مدرسه الگو است.
فشل
B1شکست به معنای عدم دستیابی به موفقیت در یک هدف است.
اِسْتِدْعَاء
B2احضار رسمی کسی به یک مکان.
عقلية
B1طرز فکر، نگرشها و دیدگاه کلی یک آدم نسبت به مسائل مختلف.
تَجَاهُل
B2عمل نادیده گرفتن عمدی کسی یا چیزی.
اِنْدِفَاع
B2عمل حرکت به جلو با قدرت یا سرعت، یا عمل کردن ناگهانی بدون فکر کردن.
اِسْتِفْزَازِيّ
B2رفتار او بسیار تحریکآمیز بود و باعث عصبانیت من شد.