পুরুষ
تعریف
A man
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر social
কথা
A1Word or talk
গরিব
A1Poor
চিঠি
A1Letter
চেনা
A1To recognize
ডাকা
A1صدا کردن. او مرا به نام صدا کرد.
দেখা করা
A1ملاقات با کسی. من دیروز با دوستم ملاقات کردم.
ধনী
A1ثروتمند، پولدار. برای توصیف فرد یا کشوری که دارایی زیادی دارد استفاده میشود.
নারী
A1« ناری » (nari) به معنی « زن » است. این واژه استاندارد برای اشاره به یک زن بالغ در زبان بنگالی است و در زمینههای مختلفی از مکالمات روزمره گرفته تا نوشتههای رسمی به کار میرود. برای مثال، «این یک زن است.»
পাঠানো
A1To send
পুলিশ
A1پلیس نیروی مدنی دولت است که مسئول حفظ نظم عمومی است. 'پلیس در حال تحقیق است.'