bevis
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر law
afgørelse
B1A decision or conclusion reached after consideration.
anfægte
C1to challenge, dispute, or call into question
anholde
B2فعل 'anholde' به معنای بازداشت کردن یا دستگیر کردن کسی توسط مقامات قانونی است. پلیس تصمیم گرفت مظنون را anholde کند.
anordne
C1مرتب کردن یا نظم دادن به صورت سیستماتیک یا صدور دستور رسمی.
anordning
C1یک وسیله فنی یا مکانیزم. یک مقررات اداری یا فرمان رسمی.
arrestere
B2to take into police custody
bemyndige
C1دادن اجازه رسمی یا قدرت به کسی برای انجام کاری از طرف دیگری.
bevisbyrde
B2بار اثبات بر عهده شاکی است.
bøde
B2جریمه یک مجازات نقدی است که برای یک تخلف وضع میشود.
dom
B1یک حکم قانونی یا رای که توسط دادگاه صادر میشود.