Danish هاب واژگان

دامنه واژگان Danish را تقویت کن

کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.

مجموع کلمات

2,565

نتیجه

2,565

موضوعات

24

صفحات

72

A0

0

A1

585

A2

385

B1

734

B2

413

C1

448

C2

0

acceptere

B1

verb

to consent to receive or undertake something

adgang

B1

noun

دسترسی به این ساختمان محدود است.

adresse

A1

noun

آدرس نشان‌دهنده مکانی است که کسی در آن زندگی می‌کند یا ساختمانی در آن قرار دارد.

afbøde

C1

verb

تعدیل کردن یا کاهش دادن شدت یک ضربه یا بحران. 'دولت سعی کرد اثرات بحران را تعدیل کند.'

environment
باز کردن

afdeling

B1

noun

A department or section within an organization or building.

afgørelse

B1

noun

A decision or conclusion reached after consideration.

afgørende

B1

noun

سرنوشت‌ساز یا حیاتی. برای توصیف چیزی که نتیجه یک موقعیت را تعیین می‌کند استفاده می‌شود.

afholde

B2

verb

برگزاری یا میزبانی یک رویداد رسمی مانند جلسه یا انتخابات.

afhængig

B1

adjective

Determined or decided by something else

afklaring

B2

noun

The act of making something clear or clarified

afmærke

B2

verb

علامت‌گذاری یا مشخص کردن یک مکان یا مسیر. 'مسیر پیاده‌روی با تابلوهای راهنما علامت‌گذاری شده است.'

afskaffelse

B2

noun

The act of putting an end to a system.

afsløre

B2

verb

فاش کردن یا آشکار کردن چیزی که مخفی بوده است. 'او بالاخره رازش را فاش کرد' و 'فردا از مجسمه پرده‌برداری می‌شود.'

afspejle

B2

verb

کلمه 'afspejle' به معنای منعکس کردن است. این کلمه هم برای بازتاب فیزیکی در آینه و هم برای نشان دادن ماهیت چیزی به کار می‌رود.

aftale

A2

noun

یک قرار ملاقات یا یک توافق بین دو طرف.

afvise

B2

verb

رد کردن، نپذیرفتن پیشنهاد یا طرح.

akseptabel

B2

adjective

این پیشنهاد قابل قبول است.

aktuel

B2

adjective

به معنای 'جاری' یا 'مرتبط در حال حاضر' است. با کلمه 'واقعی' اشتباه نشود.

abstrahere

C1

verb

در نظر گرفتن چیزی مستقل از وابستگی های آن. این فعل به معنای استخراج ایده کلی یک شیء یا مفهوم، با نادیده گرفتن ویژگی های خاص یا متنی آن است.