وزن چهارم فعل عربی: واداشتن به انجام کار (أفعل)
Grammar Rule in 30 Seconds
Form IV (أَفْعَلَ) turns simple actions into causative ones, meaning 'to make someone do something' or 'to cause something to happen'.
- Prefix the root with a Hamza: 'kataba' (wrote) becomes 'aktaba' (made someone write).
- The present tense prefix 'yu-' replaces the standard 'ya-': 'yaktubu' becomes 'yuktibu'.
- The verbal noun (masdar) follows the pattern 'if'al': 'iktab' (making someone write).
مرور کلی
خَرَجَ به معنای «او خارج شد» است، اما أَخْرَجَ به معنای «او چیزی را بیرون کرد» یا «اخراج کرد» است، شما با قدرت باب اِفعال آشنا شدهاید.أ (الف با همزه) در ابتدای ریشه اصلی ساخته میشود.جَلَسَ در عربی به معنای «نشست» است. اگر بخواهیم بگوییم «کسی را نشاندیم»، در فارسی از فعل «نشاندن» استفاده میکنیم که ریشه متفاوتی دارد. اما در عربی، کافی است ریشه ج-ل-س را به وزن أَفْعَلَ ببریم تا بشود أَجْلَسَ (نشاند).أَسْلَمَ (تسلیم شد) از ریشه س-ل-م (سلامت بودن) میآید. یعنی «خود را در وضعیت سلامت قرار داد». این منطق درونی زبان عربی است که بسیار دقیق و ریاضیگونه عمل میکند.ک-ت-ب است.أَفْعَلَ | أَكْتَبَ | او دیکته کرد (وادار به نوشتن کرد) |يُفْعِلُ | يُكْتِبُ | او دیکته میکند |إِفْعَال | إِكْتَاب | دیکته کردن |مُفْعِل | مُكْتِب | دیکتهکننده |مُفْعَل | مُكْتَب | دیکتهشده |أَفْعِلْ | أَكْتِبْ | دیکته کن! |يُـ...) که آن را از بابهای دیگر متمایز میکند. حتماً به کسره روی حرفِ قبل از آخر در مضارع (يُفْعِـلُ) دقت کنید؛ این یکی از کلیدیترین نشانههای شناسایی باب اِفعال است.أَعْلَمَ استفاده میکنید.ع-ل-م (دانستن) گرفته شده است، اما با رفتن به باب اِفعال، معنای «اطلاع دادن به دیگری» را پیدا کرده است.أَغْلِقِ التَّطْبِيقَ (برنامه را ببند - وادار به بسته شدن کن) یا أَرْسِلِ الرِّسَالَةَ (پیام را ارسال کن). استفاده از این باب به جملات شما لحنی قاطع، رسمی و حرفهای میبخشد.أَنْهَيْتُ المَشْرُوعَ (پروژه را به پایان رساندم) بسیار موثرتر از استفاده از افعال ساده است. این باب به شما اجازه میدهد تا با دقتِ بالا، نقشِ فاعل در «وقوع یک اتفاق» را توصیف کنید.- 1اشتباه در پیشوند مضارع: فارسیزبانان به دلیل عادت به ساختار فعلهای ساده (مانند
يَفْعَلُدر باب اول)، اغلب فراموش میکنند که در باب اِفعال، پیشوند مضارع باید با ضمه خوانده شود (يُفْعِلُ). اگر بگوییديَفْعِلُ، شنونده ممکن است آن را با باب اول اشتباه بگیرد. - 2حذف همزه در ماضی: بسیاری از زبانآموزان به اشتباه همزه ابتدایی را در نوشتار یا تلفظ حذف میکنند. مثلاً مینویسند
فعلبه جایأفعل. این همزه «قطع» است و باید حتماً تلفظ شود. - 3تداخل با باب تفعیل: برخی زبانآموزان به اشتباه از باب تفعیل (
فَعَّلَ) برای افعال سببی استفاده میکنند. اگرچه هر دو میتوانند سببی باشند، اما تفاوت معنایی دارند. مثلاًعَلَّمَ(آموزش داد - فرآیندی) باأَعْلَمَ(آگاه کرد - لحظهای) متفاوت است. این تداخل ناشی از عدم توجه به ظرافتهای معنایی است که در فارسی معادل دقیق ندارند.
أَفْعَلَ) | باب تفعیل (فَعَّلَ) |أَعْلَمَ (اطلاع دادن) | عَلَّمَ (آموزش دادن) |قَطَعَ (برید) -> قَطَّعَ (تکه تکه کرد - تکرار) در مقابل أَقْطَعَ (قطع کردن - نتیجه).- 1آیا هر فعلی را میتوان به باب اِفعال برد؟ خیر، زبان عربی بر اساس کاربردِ تاریخی و سماعی است. همیشه قبل از استفاده از یک ریشه در این باب، آن را در فرهنگ لغت چک کنید.
- 2چرا در مضارع، الفِ همزه حذف میشود؟ این یک قاعده صرفی در عربی است تا تلفظ فعل در حالت مضارع که با حروف مضارعه (أ، ت، ی، ن) شروع میشود، روانتر باشد.
- 3آیا باب اِفعال همیشه متعدی است؟ در اکثر موارد بله، اما استثنائاتی وجود دارد که در آنها فعلِ باب اِفعال، معنای «وارد شدن به یک حالت» را میدهد، مانند
أَصْبَحَ(صبح شد) که از ریشهص-ب-حاست.
Form IV Conjugation (Past/Present)
| Pronoun | Past (Af'ala) | Present (Yuf'ilu) |
|---|---|---|
|
Huwa
|
أَكْرَمَ
|
يُكْرِمُ
|
|
Hiya
|
أَكْرَمَتْ
|
تُكْرِمُ
|
|
Anta
|
أَكْرَمْتَ
|
تُكْرِمُ
|
|
Anti
|
أَكْرَمْتِ
|
تُكْرِمِينَ
|
|
Ana
|
أَكْرَمْتُ
|
أُكْرِمُ
|
|
Nahnu
|
أَكْرَمْنَا
|
نُكْرِمُ
|
|
Hum
|
أَكْرَمُوا
|
يُكْرِمُونَ
|
|
Antum
|
أَكْرَمْتُمْ
|
تُكْرِمُونَ
|
Meanings
Form IV is primarily used to express a causative meaning, where the subject causes the object to perform an action or enter a state.
Causative
Causing an action to occur.
“أَخْرَجَ المُدِيرُ المُلَفَّات (The manager brought out the files).”
“أَنْزَلَ الرَّجُلُ الحَقِيبَة (The man lowered the bag).”
Transitive Extension
Making an intransitive verb transitive.
“دَخَلَ (He entered) -> أَدْخَلَ (He inserted/let in).”
“جَلَسَ (He sat) -> أَجْلَسَ (He seated someone).”
Declarative/Attributive
Finding someone or something to be in a certain state.
“أَكْرَمْتُ الضَّيْف (I found the guest honorable/I honored the guest).”
“أَبْخَلْتُ الرَّجُل (I found the man stingy).”
Reference Table
| ریشه | ثلاثی مجرد (معنی) | باب افعال (معنی) | مصدر |
|---|---|---|---|
|
خ-ر-ج
|
خَرَجَ (خارج شد)
|
أَخْرَجَ (خارج کرد)
|
إِخْرَاج
|
|
ج-ل-س
|
جَلَسَ (نشست)
|
أَجْلَسَ (نشاند)
|
إِجْلَاس
|
|
ر-س-ل
|
---
|
أَرْسَلَ (فرستاد)
|
إِرْسَال
|
|
ع-ل-م
|
عَلِمَ (دانست)
|
أَعْلَمَ (خبر داد)
|
إِعْلَام
|
|
غ-ل-ق
|
غَلِقَ (بسته شد)
|
أَغْلَقَ (بست)
|
إِغْلَاق
|
|
ق-و-م
|
قَامَ (ایستاد)
|
أَقَامَ (برپا کرد/اقامت کرد)
|
إِقَامَة
|
|
ف-ط-ر
|
فَطَرَ (شکافت)
|
أَفْطَرَ (افطار کرد)
|
إِفْطَار
|
|
ن-ه-ي
|
نَهَى (منع کرد)
|
أَنْهَى (تمام کرد)
|
إِنْهَاء
|
طیف رسمیت
أَعْلَنَ الوَزِيرُ الخَبَر. (News reporting)
أَعْلَنَ الرَّجُلُ الخَبَر. (News reporting)
قَالُوا الخَبَر. (News reporting)
نَزَّلُوا الخَبَر. (News reporting)
قدرتِ همزه
ناگذر (ثلاثی مجرد)
- خَرَجَ او خارج شد
- جَلَسَ او نشست
گذرا (باب افعال)
- أَخْرَجَ او خارج کرد
- أَجْلَسَ او نشاند
مقایسه الگوهای گذراساز
چطوری باب افعال بسازیم؟
آیا زمان گذشته است؟
آیا زمان مضارع است؟
فعلهای پرکاربرد باب افعال
حرکت
- • أَخْرَجَ (درآوردن)
- • أَحْضَرَ (آوردن)
- • أَوْقَفَ (متوقف کردن)
ارتباطات
- • أَرْسَلَ (فرستادن)
- • أَعْلَمَ (خبر دادن)
- • أَعْلَنَ (اعلام کردن)
بستن و تمام کردن
- • أَغْلَقَ (بستن)
- • أَنْهَى (تمام کردن)
- • أَتَمَّ (کامل کردن)
مثالها بر اساس سطح
أَكْتَبَ الوَلَد
He made the boy write.
أَجْلَسَ الضَّيْف
He seated the guest.
أَخْرَجَ القَلَم
He took out the pen.
أَنْزَلَ الكِتَاب
He put down the book.
يُكْرِمُ الرَّجُلُ ضَيْفَهُ
The man honors his guest.
أَرْسَلَ الرِّسَالَة
He sent the message.
يُدِيرُ الشَّرِكَة
He manages the company.
أَعْلَنَ الخَبَر
He announced the news.
أَدْخَلَ المُفْتَاحَ فِي القُفْل
He inserted the key into the lock.
يُحْسِنُ الطَّالِبُ القِرَاءَة
The student improves his reading.
أَضَاءَ الغُرْفَة
He lit up the room.
يُسْلِمُ نَفْسَهُ لِلَّه
He submits himself to God.
أَجْبَرَهُ عَلَى الرَّحِيل
He forced him to leave.
يُعْلِنُ الوَزِيرُ عَنِ القَرَار
The minister announces the decision.
أَنْقَذَ حَيَاتَهُ
He saved his life.
يُشْعِرُهُ بِالأَمَان
He makes him feel safe.
أَبْدَعَ الفَنَّانُ فِي رَسْمِهِ
The artist excelled in his painting.
يُقِيمُ العَدْلَ فِي البِلَاد
He establishes justice in the country.
أَثْبَتَ نَظَرِيَّتَهُ
He proved his theory.
يُعِيدُ النَّظَرَ فِي القَضِيَّة
He reconsiders the case.
أَجْهَضَ المُؤَامَرَة
He aborted the conspiracy.
يُسْتَهْوِي القَارِئَ بِأُسْلُوبِهِ
He captivates the reader with his style.
أَفْضَى بِسِرِّهِ إِلَيْهِ
He confided his secret to him.
يُعْقِبُ عَلَى كَلَامِهِ
He comments on his speech.
بهراحتی اشتباه گرفته میشود
Both are causative.
Prefix confusion.
Ya vs Yu.
اشتباهات رایج
yaktaba
yuktibu
kataba (causative)
aktaba
yaktib
yuktib
aktab
aktaba
ya'krama
yukrimu
akrama (present)
yukrimu
yuf'ala
yuf'ilu
yuslimu (as Form I)
yuslimu (as Form IV)
akrama (as Form II)
kassara
yuktibun
yuktibuna
yustahwa
yustahwi
afda
afda
yuf'il
yuf'ilu
الگوهای جملهسازی
أَ___َ الرَّجُلُ ___
يُ___ُ المُدِيرُ ___
لَمْ يُ___ِ الرَّجُلُ ___
أَ___ْتُ ___
Real World Usage
أَعْلَنَ الوَزِيرُ عَنِ القَرَار
يُدِيرُ المَوْظَفُ الشَّرِكَة
أَرْسَلْتُ لَكَ الرِّسَالَة
أَنْزَلَ السَّائِقُ الحَقِيبَة
أَوْصَلَ الطَّلَب
أَخْرَجَ الصُّورَة
به صدای 'اُ' گوش بده
الفِ غیبشونده!
افطار و باب افعال
Smart Tips
Check if it's Form IV.
Use 'yu-' for Form IV.
Use Form IV.
Look for Form IV verbs.
تلفظ
Hamza
The initial Hamza (أ) is a glottal stop. Pronounce it clearly.
Vowel length
The 'u' in 'yuf'ilu' is short.
Declarative
أَعْلَنَ الرَّجُلُ الخَبَر ↘
Falling intonation for statements.
حفظ کنید
روش یادسپاری
Form IV is the 'A-F-A' (A-f'ala) form. Think of it as 'A' for 'Action' added to the start.
تداعی تصویری
Imagine a director on a movie set. He is the 'A' (Af'ala) who makes the actors (the root) perform the action.
Rhyme
Form Four starts with an A, makes the action come to play.
Story
Ahmed (A) wanted his friend to write. He used Form IV to say 'A-ktaba' (He made him write). The friend wrote, and Ahmed was happy.
شبکه واژگان
چالش
Write 3 sentences using Form IV verbs to describe things you made happen today.
نکات فرهنگی
Form IV is often replaced by Form II in speech.
Form IV is used in formal writing but less in daily slang.
Form IV is very common in formal media and news.
Form IV is a Proto-Semitic causative construction.
شروعکنندههای مکالمه
مَاذَا أَعْلَنَ المُدِيرُ؟
هَلْ أَجْلَسْتَ الضَّيْف؟
مَنْ أَرْسَلَ هَذِهِ الرِّسَالَة؟
كَيْفَ تُدِيرُ وَقْتَكَ؟
موضوعات نگارش
اشتباهات رایج
Test Yourself
أَنَا ___ الرِّسَالَةَ الآنَ.
جمله درست رو انتخاب کن:
Find and fix the mistake:
هُوَ يَغْلِقُ البَابَ.
Score: /3
تمرینهای عملی
8 exercisesهُوَ ___ (أكرم) ضَيْفَهُ.
أَيُّهَا الصَّحِيح؟
Find and fix the mistake:
يَكْرِمُ الرَّجُلُ ضَيْفَهُ.
جَلَسَ الرَّجُلُ -> ___ الرَّجُلُ الضَّيْف.
أَرْسَلَ - أَعْلَنَ - أَخْرَجَ
أَكْرَمَ -> ___
Form IV is always causative.
أَعْلَنَ / الوَزِيرُ / الخَبَر
Score: /8
Practice Bank
10 exercisesتَمَّ ___ الطَّلَبِ بِنَجَاحٍ.
کدوم یکی از اینها فعل باب افعاله؟
جَلَسْتُ الضَّيْفَ فِي الصَّالُونِ.
التَّطْبِيقَ / يُرِيدُ / أَنْ / هُوَ / يُغْلِقَ
من فایل را فرستادم.
فعلها رو با هم جفت کن:
___ الكِتَابَ مَعَكَ.
به کسی که چیزی رو میفرسته چی میگن؟
يَخْرِجُ الرَّجُلُ القُمَامَةَ.
___ المَشْرُوعِ أَمْرٌ صَعْبٌ.
Score: /10
سوالات متداول (8)
It is the causative form, meaning it makes an action happen.
Look for the Hamza (أ) at the start of the past tense.
Yes, it is very common in formal writing and news.
It is less common; people often use Form II or other verbs.
It is 'yu-' (يُـ).
No, check your dictionary.
Form IV is direct causation; Form II is intensive.
Using the wrong present tense prefix.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
Causative 'hacer'
Arabic is synthetic; Spanish is analytic.
Causative 'faire'
Arabic is synthetic; French is analytic.
Causative verbs
Arabic applies this to almost any root.
Causative suffix -seru
Arabic is prefix-based; Japanese is suffix-based.
Form IV
N/A
使 (shǐ)
Arabic is synthetic; Chinese is analytic.
Learning Path
Prerequisites
ویدیوهای مرتبط
Related Grammar Rules
فعلهای اجوف عربی: حرف میانی ناپدید شونده (قال)
### Overview آیا تا به حال برای یک دوست عربزبان پیام دادهاید که «من خوابیدم» و متوجه شدهاید که نیمی از فعل شما ناپدی...
زمان ماضی دوم شخص عربی: 'تو انجام دادی' (-ta, -ti)
### Overview در زبان عربی، برخلاف زبان فارسی که ضمیر فاعلی (من، تو، او) معمولاً به صورت جداگانه در جمله میآید، فعل خود...
افعال جمع عربی: شما و آنها (ـون / ـن)
### Overview در زبان عربی، افعال برخلاف زبان فارسی، ساختاری ایستا ندارند و برای مطابقت با فاعل از نظر شخص، جنسیت و تعداد...
من مینویسم vs ما مینویسیم (مضارع اول شخص)
بررسی اجمالی تا حالا دقت کردی که توی انگلیسی برای گفتن «I am going» باید سه تا کلمه بگی، ولی توی عربی با تغییر یه صدا می...
من و ما در گذشته: فعل ماضی عربی (المتکلم)
### Overview در زبان عربی، زمان گذشته که با نام `الفِعْلُ الْمَاضِي` (`al-fiʿl al-māḍī`) شناخته میشود، سنگ بنای روایت...