باب مفاعله در عربی: کارهای اجتماعی و مشترک (فَاعَلَ)
Grammar Rule in 30 Seconds
Form III verbs describe actions involving two or more people, usually implying a reciprocal or mutual effort.
- Add an alif after the first root letter: كَتَبَ (wrote) becomes كَاتَبَ (corresponded).
- The meaning often shifts from a solo action to a shared interaction.
- The present tense prefix vowel is 'u' (e.g., يُكَاتِبُ).
مرور کلی
فَاعَلَ شناخته میشود، یکی از پرکاربردترین و مهمترین ساختارها برای بیان مفاهیم اجتماعی و تعاملی است. برای شما که فارسیزبان هستید، درک این باب بسیار لذتبخش است، زیرا بسیاری از کلمات عربی که در فارسی استفاده میکنیم (مانند «مساعدت»، «مقاتله»، «ملاقات»)، دقیقاً از همین باب مشتق شدهاند.سَافَرَ، خودِ این فعل به تنهایی بار معنایی «سفر کردن با دیگری» یا «سفر به سوی مقصدی خاص» را حمل میکند.فَاعَلَ دقیقاً همان ابزاری است که به شما اجازه میدهد روابط بین فاعل و مفعول را دقیقتر توصیف کنید. در فارسی ما ساختاری معادل «باب» نداریم و افعال ما از نظر ریشهای تغییر نمیکنند.فَاعَلَ با اضافه کردن یک «الف» بعد از اولین حرف اصلی ریشه (حرف فاء الفعل) ساخته میشود. این الف، عامل اصلی تغییر معنایی فعل است. بیایید با مقایسه فارسی و عربی بررسی کنیم:- 1مشارکت (المُشَارَكَة): مهمترین کاربرد این باب است. یعنی انجام کاری که نیاز به دو طرف دارد. مثلاً در فارسی میگوییم «او با من نشست». در عربی فعل
جَلَسَ(نشست) بهجَالَسَ(همنشینی کرد/با کسی نشست) تبدیل میشود. - 2محاوله (تلاش): گاهی این باب نشاندهنده تلاش برای انجام کاری است. مثلاً
قَتَلَیعنی «کشت»، اماقَاتَلَیعنی «جنگید» یا «تلاش کرد که بکشد». این تفاوت ظریف در فارسی با اضافه کردن کلمات کمکی مثل «تلاش کردن» بیان میشود، اما در عربی در خودِ وزن فعل نهفته است. - 3انتقال از لازم به متعدی: برخی افعال که در باب اول لازم هستند (مفعول نمیگیرند)، در باب سوم متعدی میشوند. مثلاً
سَفَرَ(سفر کرد) که یک فعل لازم است، در باب سوم بهسَافَرَتبدیل میشود که به نوعی با مقصد یا همراه درگیر میشود.
فَاعَلَ | سَافَرَ | سفر کرد |يُفَاعِلُ | يُسَافِرُ | سفر میکند |فَاعِلْ | سَافِرْ | سفر کن |مُفَاعِل | مُسَافِر | مسافر |مُفَاعَل | مُسَافَر | کسی که با او سفر شده |مُفَاعَلَة | مُسَافَرَة | سفر کردن |يُـ) که این یکی از نشانههای قطعی برای تشخیص باب سوم است.- 1تعاملات اجتماعی: وقتی میخواهید بگویید با کسی در ارتباط هستید. مثلاً
رَاسَلَ(پیام داد/مکاتبه کرد). در محیط کار یا دانشگاه، این فعل بسیار کاربرد دارد:رَاسَلْتُ زَمِيلِي لِتَنْسِيقِ الِاجْتِمَاعِ(به همکارم برای هماهنگی جلسه پیام دادم). - 2ملاقات و مواجهه: افعالی مثل
قَابَلَ(ملاقات کرد) یاوَاجَهَ(روبرو شد). اینها در گفتگوهای روزمره برای توصیف دیدارهای کاری یا دوستانه ضروری هستند. - 3تلاش و مبارزه: وقتی میخواهید بگویید در حال انجام کاری هستید که نیاز به استمرار دارد.
حَاوَلَ(تلاش کرد) یکی از پرکاربردترین افعال در این دسته است. مثلاًحَاوَلْتُ فَهْمَ الدَّرْسِ(سعی کردم درس را بفهمم). - 4مشاهده: فعل
شَاهَدَ(تماشا کرد/دید). این فعل بانَظَرَ(نگاه کرد) متفاوت است؛شَاهَدَبه معنای تماشای عمیق و متمرکز (مثل فیلم یا مسابقه) است.
- 1فراموش کردن حرف «الف» در تلفظ: فارسیزبانان به دلیل ساختار سادهتر افعال فارسی، گاهی هنگام صرف فعل، الفِ بعد از حرف اول را حذف میکنند و فعل را به صورت باب اول (مثلاً
سَفَرَ) تلفظ میکنند. این باعث تغییر کامل معنا میشود. - 2استفاده از حرف اضافه اضافی: در فارسی ما میگوییم «با او جنگیدم». برخی زبانآموزان به اشتباه در عربی هم میگویند
قَاتَلَ مَعَهُ. در حالی که خودِ فعلقَاتَلَدر باب سوم، مفهوم «با او» را در خود دارد. استفاده از حرف اضافه در اینجا زاید است. - 3اشتباه در ضمهی مضارع: در فارسی، افعال مضارع معمولاً با «می» شروع میشوند و تغییرات آوایی کمی دارند. در عربی، زبانآموزان گاهی به جای
يُسَافِرُ(با ضمه)، به اشتباه از فتحه استفاده میکنند (يَسَافِرُ) که این غلط است. همیشه به یاد داشته باشید که در باب سوم، حرف اول مضارع باید «ضمه» داشته باشد.
فَعَلَ) | باب سوم (فَاعَلَ) |كَتَبَ (نوشت) | كَاتَبَ (مکاتبه کرد) |- 1آیا هر فعلی را میتوان به باب سوم برد؟ خیر، افعال باید قابلیت تعاملی داشته باشند. مثلاً فعل «خوابیدن» را نمیتوان به سادگی به باب سوم برد چون یک عمل فردی است.
- 2چگونه بفهمم یک کلمه از باب سوم است؟ اگر کلمهای را دیدید که با «مُـ» شروع میشود و بعد از حرف اولش یک «الف» دارد، به احتمال ۹۰ درصد اسم فاعل یا مصدر از باب سوم است (مانند «مُحاسبه»، «مُساعدت»). این کلمات در فارسی هم بسیار رایج هستند.
- 3آیا در حالت امر، الف حذف میشود؟ خیر، الف بخشی از هویت این باب است و در تمام حالتها، از جمله امر (
سَافِرْ) باقی میماند.
Form III Conjugation (Past Tense)
| Pronoun | Root (K-T-B) | Form III (ك-ا-ت-ب) | Translation |
|---|---|---|---|
|
Ana
|
Kataba
|
Kātabtu
|
I corresponded
|
|
Anta
|
Kataba
|
Kātabta
|
You corresponded
|
|
Huwa
|
Kataba
|
Kātaba
|
He corresponded
|
|
Hiya
|
Kataba
|
Kātabat
|
She corresponded
|
|
Nahnu
|
Kataba
|
Kātabnā
|
We corresponded
|
|
Hum
|
Kataba
|
Kātabū
|
They corresponded
|
Meanings
Form III (فَاعَلَ) indicates that an action is performed by one person toward another, or shared between two parties.
Reciprocity
Doing something to each other.
“تَبَادَلْنَا الأَفْكَارَ (We exchanged ideas).”
“تَصَافَحَ الرَّجُلَانِ (The two men shook hands).”
Attempt/Effort
Trying to do something to someone.
“حَاوَلَ أَنْ يَفْهَمَ (He tried to understand).”
“قَاتَلَ العَدُوَّ (He fought the enemy).”
Social Interaction
Engaging in social activities.
“جَالَسْتُ العُلَمَاءَ (I sat with the scholars).”
“خَاطَبَ الجُمْهُورَ (He addressed the audience).”
Reference Table
| زمان/ساختار | وزن (الگو) | مثال (س-ف-ر) | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
|
ماضی
|
فَاعَلَ
|
سَافَرَ
|
سفر کرد
|
|
مضارع
|
يُفَاعِلُ
|
يُسَافِرُ
|
سفر میکند
|
|
امر
|
فَاعِلْ
|
سَافِرْ
|
سفر کن!
|
|
مصدر
|
مُفَاعَلَة
|
مُسَافَرَة
|
سفر کردن
|
|
اسم فاعل
|
مُفَاعِل
|
مُسَافِر
|
مسافر
|
|
اسم مفعول
|
مُفَاعَل
|
مُسَافَر
|
سفر شده (مقصد)
|
طیف رسمیت
قَابَلْتُ المُدِيرَ (Work)
قَابَلْتُ المُدِيرَ (Work)
شُفْتُ المُدِيرَ (Work)
قَابَلْتُ البُوس (Work)
دنیای فعلهای تعاملی (وزن ۳)
ارتباطات
- رَاسَلَ پیام دادن / نامهنگاری
- خَاطَبَ سخنرانی کردن / خطاب قرار دادن
اقدام اجتماعی
- سَاعَدَ کمک کردن
- شَارَكَ اشتراکگذاری
تکنولوژی مدرن
- شَاهَدَ تماشا کردن / استریم
- تَابَعَ دنبال کردن (فالو)
مقایسه وزن ۱ و ۳: انفرادی در مقابل اجتماعی
چطور یک فعل وزن ۳ رو تشخیص بدیم؟
آیا بعد از حرف اول «الف» وجود داره؟
آیا در زمان حال با صدای «اُ» (yu-) شروع میشه؟
آیا معنیش شامل یک نفر دیگه یا تلاش زیاده؟
موقعیتهای رایج برای وزن ۳
سفر و جابجایی
- • سَافَرَ (سفر کرد)
- • غَادَرَ (ترک کرد/خارج شد)
- • سَابَقَ (مسابقه داد)
حرفهای و کاری
- • قَابَلَ (مصاحبه کرد/ملاقات کرد)
- • رَاجَعَ (مرور کرد/بررسی کرد)
- • نَافَسَ (رقابت کرد)
روابط
- • سَاعَدَ (کمک کرد)
- • صَافَحَ (دست داد)
- • صَاحَبَ (دوستی کرد)
مثالها بر اساس سطح
قَابَلْتُ صَدِيقِي.
I met my friend.
سَافَرْتُ إِلَى دُبَي.
I traveled to Dubai.
رَاسَلْتُ أُمِّي.
I messaged my mother.
هَلْ قَابَلْتَهُ؟
Did you meet him?
لَا أُسَافِرُ فِي الصَّيْفِ.
I do not travel in the summer.
نَتَبَادَلُ الهَدَايَا.
We exchange gifts.
حَاوَلَ أَنْ يَتَكَلَّمَ.
He tried to speak.
خَاطَبَ الرَّئِيسُ الشَّعْبَ.
The president addressed the people.
تَعَاوَنَّا عَلَى المَشْرُوعِ.
We collaborated on the project.
جَالَسْتُ العُلَمَاءَ فِي المَجْلِسِ.
I sat with the scholars in the council.
قَاتَلَ الجُنُودُ بِشَجَاعَةٍ.
The soldiers fought bravely.
رَاسَلَنِي بِخُصُوصِ العَمَلِ.
He corresponded with me regarding work.
يُحَاوِلُ البَاحِثُ إِثْبَاتَ النَّظَرِيَّةِ.
The researcher is trying to prove the theory.
تَبَادَلَ الطَّرَفَانِ التُّهَمَ.
The two parties exchanged accusations.
جَاهَدَ فِي سَبِيلِ الحَقِّ.
He strove in the path of truth.
سَاهَمَ فِي بِنَاءِ المَدْرَسَةِ.
He contributed to building the school.
تَضَافَرَتِ الجُهُودُ لِإِنْجَاحِ الحَفْلِ.
Efforts combined to make the party a success.
يُعَالِجُ الطَّبِيبُ المَرِيضَ.
The doctor treats the patient.
رَاقَبَ المَسْؤُولُ الأَحْدَاثَ.
The official monitored the events.
عَايَشَ الكَاتِبُ تِلْكَ التَّجْرِبَةَ.
The writer lived through that experience.
تَمَاثَلَ المَرِيضُ لِلشِّفَاءِ.
The patient recovered (showed signs of healing).
تَجَاذَبَ الحُضُورُ أَطْرَافَ الحَدِيثِ.
The attendees engaged in conversation.
يُوَائِمُ القَانُونُ بَيْنَ الحُقُوقِ.
The law reconciles rights.
تَوَافَقَ الآرَاءُ عَلَى القَرَارِ.
Opinions aligned on the decision.
بهراحتی اشتباه گرفته میشود
Learners often forget the alif.
Both imply reciprocity.
Both add letters.
اشتباهات رایج
كتب مع صديقي
كاتبت صديقي
سافر إلى صديقي
قابلت صديقي
أنا سافر
أنا أسافر
هو كاتب
هو كَاتَبَ
حاولت أن أكتب
حاولت الكتابة
تبادلنا الهدايا مع بعض
تبادلنا الهدايا
سافرت مع
سافرت
تفاعلنا في المشروع
تعاونا في المشروع
قابلت مع المدير
قابلت المدير
راسلته إلى
راسلته
تضفرت الجهود
تضافرت الجهود
عايشت التجربة مع
عايشت التجربة
الگوهای جملهسازی
أَنَا ___ مَعَ صَدِيقِي.
نَحْنُ ___ الأَفْكَارَ.
هُوَ ___ أَنْ يَفْهَمَ.
___ الرَّئِيسُ الجُمْهُورَ.
Real World Usage
رَاسَلَنِي عَلَى الوَاتْسَاب.
تَعَاوَنْتُ مَعَ فَرِيقِي.
سَافَرْتُ لِلسِّيَاحَةِ.
قَابَلْتُ الأُسْتَاذَ.
تَرَاسَلْتُ مَعَ السَّائِقِ.
تَبَادَلَ الطَّرَفَانِ العُقُودَ.
نشونه صدای «اُ»
الف رو جا نندازی!
وزن ۳ در لهجهها
Smart Tips
Use 'qābala' instead of 'ra'ā ma'a'.
Use 'ta'āwana' for collaboration.
Use 'rāsala' for correspondence.
Use 'ḥāwala' for effort.
تلفظ
Alif elongation
The alif after the first letter must be held for two beats.
Reciprocal stress
تَبَادَلْنَا ↗
Rising intonation for mutual questions.
حفظ کنید
روش یادسپاری
Form III has an 'Alif' (A) after the first letter, just like 'A' for 'Action' between two people.
تداعی تصویری
Imagine two people holding a long 'Alif' stick between them, pulling it together.
Rhyme
Add an Alif, make it long, Form III is where you belong.
Story
Ahmed wanted to meet his friend. He didn't just 'write' (Form I), he 'corresponded' (Form III). He 'traveled' (Form III) to see him. They 'exchanged' (Form III) gifts.
شبکه واژگان
چالش
Write 3 sentences using Form III verbs to describe your day.
نکات فرهنگی
Form III is very common in daily speech for social plans.
Often used in business contexts to sound professional.
Used frequently in formal majlis settings.
Derived from Proto-Semitic roots, the alif insertion was a standard way to indicate increased intensity or participation.
شروعکنندههای مکالمه
مَتَى سَافَرْتَ آخِرَ مَرَّةٍ؟
هَلْ تَعَاوَنْتَ مَعَ زُمَلَائِكَ؟
كَيْفَ تَتَبَادَلُونَ الأَفْكَارَ؟
مَاذَا حَاوَلْتَ أَنْ تُحَقِّقَ؟
موضوعات نگارش
اشتباهات رایج
Test Yourself
Score: /3
تمرینهای عملی
8 exercisesأنا ___ صديقي في المطار. (meet)
ما هو الفعل الصحيح لـ 'corresponded'؟
Find and fix the mistake:
سافرت مع صديقي (incorrect usage of 'with').
كتب (wrote) -> ?
Form III is always intransitive.
A: هل ___ المدير؟ B: نعم، قابلته.
أنا / سافر / إلى / القاهرة
سافَرَ - حَاوَلَ - قَابَلَ
Score: /8
Practice Bank
10 exercisesهَلْ ___ صَدِيقَكَ أَمْسِ؟
يُشَاهِدُ / فِلْمًا / خَالِد / الْآن
من دارم به او (زن) پیام میدهم.
الْمُدِيرُ يُقَابَلُ الْمُوَظَّفِينَ.
مصدر وزن ۳ رو شناسایی کن:
فعلها رو جفت کن:
أَنَا ___ أَنْ أَتَعَلَّمَ الْعَرَبِيَّةَ.
چطوری میگی «آنها سفر میکنند»؟
او با من دست داد.
سَافَرَ إِلَى دُبَي! (امر به یک نفر مذکر)
Score: /10
سوالات متداول (8)
The alif is the marker for Form III, indicating shared action.
Mostly, but it can also mean 'trying' or 'social interaction'.
Look for the alif after the first root letter.
Yes, but some dialects prefer other verbs.
Yes, usually.
Form III is transitive; Form VI is intransitive/reflexive.
Use it in daily conversation about meetings.
Very common for political and diplomatic reporting.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
Verbos recíprocos
Arabic changes the verb root; Spanish adds a pronoun.
Verbes pronominaux
Morphology vs Syntax.
Mit- prefix
Prefix vs Infix.
Ai- prefix
Agglutination vs Root-based.
Hù- (互)
Separate word vs Verb form.
Form VI (تَفَاعَلَ)
Transitivity.
Learning Path
Prerequisites
ویدیوهای مرتبط
تعا قلو بيزعل - العلوية في المخفر بسبب الصحافية الأجنبية... ماذا حصل معه؟
أوليفيا تضع مكياج لأول مرة في حياتها وكانت مصدومة شاهدوا ماذا قالت
ما هي الصفائح التكتونية ؟ درس العلوم - الحلقة 10
آموزش باب مفاعله - عربی دهم و کنکور
عربی با عمار
ثلاثی مزید - باب مفاعله و ویژگیهای آن
آکادمی عربی
Related Grammar Rules
فعلهای اجوف عربی: حرف میانی ناپدید شونده (قال)
### Overview آیا تا به حال برای یک دوست عربزبان پیام دادهاید که «من خوابیدم» و متوجه شدهاید که نیمی از فعل شما ناپدی...
زمان ماضی دوم شخص عربی: 'تو انجام دادی' (-ta, -ti)
### Overview در زبان عربی، برخلاف زبان فارسی که ضمیر فاعلی (من، تو، او) معمولاً به صورت جداگانه در جمله میآید، فعل خود...
افعال جمع عربی: شما و آنها (ـون / ـن)
### Overview در زبان عربی، افعال برخلاف زبان فارسی، ساختاری ایستا ندارند و برای مطابقت با فاعل از نظر شخص، جنسیت و تعداد...
من مینویسم vs ما مینویسیم (مضارع اول شخص)
بررسی اجمالی تا حالا دقت کردی که توی انگلیسی برای گفتن «I am going» باید سه تا کلمه بگی، ولی توی عربی با تغییر یه صدا می...
من و ما در گذشته: فعل ماضی عربی (المتکلم)
### Overview در زبان عربی، زمان گذشته که با نام `الفِعْلُ الْمَاضِي` (`al-fiʿl al-māḍī`) شناخته میشود، سنگ بنای روایت...