die Meisterschaft
مثال
Die Mannschaft hat die Meisterschaft gewonnen.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر sports
abkühlen
B1کم کردن دمای یه چیز یا خنک شدن خودت. مثلاً وقتی چای داغ رو میذاری تا از دهن بیفته.
amateurhaft
A2amateurish
anfeuern
A2داد زدن برای تشویق کسی، مثلاً توی مسابقه ورزشی.
angreifen
A2حمله کردن یعنی در یک بازی، سعی کنی به حریف امتیاز یا گل بزنی.
anstrengen
A2برای رسیدن به چیزی، تلاش و انرژی زیادی صرف کردن. مثلاً برای امتحان خیلی درس خواندن.
anstrengend
A2چیزی که به تلاش زیادی نیاز دارد و میتواند باعث خستگی زیاد شود.
antreten
A2شروع کردن یه مسابقه یا شرکت کردن توی یه رقابت.
applaudieren
A2تشویق کردن یعنی کف زدن برای نشان دادن تایید یا تحسین، معمولا بعد از یک اجرا.
athletisch
A2athletic
aufregend
A2چیزی که باعث هیجان و شادی زیاد میشود.