A2 noun #4,000 پرکاربردترین

die Verzögerung

تعریف

delay

noun

مثال

Es gab eine Verzögerung beim Flug.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!