apparatchik
A loyal and unthinking official within a political organization or large bureaucracy who follows orders blindly. It often refers specifically to members of the former Soviet Communist Party but is now used more broadly for any rigid organizational functionary.
مترادفها
متضادها
مثال
The local council is largely run by anonymous apparatchiks who focus more on paperwork than people.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Politics
reformers
B2اصلاحطلبان افرادی هستند که برای بهبود یک سیستم سیاسی، اجتماعی یا مذهبی تلاش میکنند.
electors
B2انتخابکنندگان افرادی هستند که حق رأی دارند. در سیستم ایالات متحده، این اصطلاح به طور خاص به اعضای مجمع انتخاباتی اشاره دارد.
advocated
B2او از قانون جدیدی برای حفاظت از محیط زیست حمایت کرد.
electoral
B2مربوط به انتخابات یا فرآیند رایگیری برای انتخاب فردی برای یک منصب عمومی.
states
B11. ایالات متحده از پنجاه ایالت تشکیل شده است. 2. قانون بیان می کند که همه با هم برابرند.
brexit
B1برگزیت به معنای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا است.
democracy
B1دموکراسی سیستمی از حکومت است که در آن قدرت در اختیار مردم قرار دارد.
voting
B1رایگیری فعالیت یا فرآیند رسمی انتخاب فرد یا چیزی در انتخابات، جلسه یا تصمیمگیری گروهی است.
empire
B1امپراتوری مجموعهای گسترده از کشورها تحت یک قدرت واحد است.
president
A2رئیس جمهور رهبر یک کشور جمهوری است.