prior
کلمه prior ابزاری قدرتمند برای نشان دادن نظم و اولویت در زبان انگلیسی است.
درک مفهوم کلمه Prior
تصور کنید میخواهید به یک مهمانی بروید. قبل از اینکه لباس بپوشید، باید دعوتنامه را دریافت کرده باشید. این دعوتنامه، یک prior arrangement یا همان ترتیب قبلی است. کلمه prior در انگلیسی دقیقاً همین حس «پیشزمینه» یا «مقدم بودن» را منتقل میکند.این کلمه فقط درباره زمان نیست؛ بلکه درباره اولویت هم هست. وقتی میگویید یک تعهد prior دارید، یعنی آن کار برای شما مقدم است و نمیتوانید آن را نادیده بگیرید. در فارسی ما اغلب از کلماتی مثل «قبلی»، «پیشین»، «مقدم» یا «از پیش» استفاده میکنیم، اما prior در انگلیسی لحنی رسمیتر و دقیقتر دارد. استفاده از آن نشاندهنده تسلط شما بر ساختارهای زبانی است که به نظم و ترتیب اهمیت میدهند. این کلمه به شما کمک میکند تا به جای استفاده از جملات طولانی، خیلی سریع و دقیق بگویید که چیزی قبل از اتفاق اصلی وجود داشته است.
ریشهشناسی واژه
واژه prior ریشهای لاتین دارد و از کلمه prior در زبان لاتین به معنای «اولین از دو نفر» یا «مقدم» گرفته شده است. این کلمه با واژه primus (به معنای اولین) همخانواده است. در طول تاریخ، این واژه وارد زبانهای اروپایی شده و در انگلیسی به معنای استانداردی برای بیان تقدم زمانی تبدیل شده است.جالب است بدانید که این کلمه با مفهوم «پیشفرض» یا همان a priori در فلسفه نیز گره خورده است که به دانشِ مستقل از تجربه اشاره دارد. در فارسی، ما ریشه مستقیمی از این کلمه نداریم، اما مفهوم «مقدم بودن» در ادبیات ما با واژگانی مثل «مقدمه» یا «پیشدرآمد» بسیار آشناست. در واقع، درک prior برای ما آسان است چون ذهن ما با مفهوم «پیشنیاز» (prerequisite) که بسیار به این کلمه نزدیک است، کاملاً خو گرفته است.
نحوه استفاده صحیح
پرکاربردترین ساختار برای این کلمه، عبارت prior to است. به جای اینکه بگویید before، در محیطهای کاری یا رسمی از prior to استفاده کنید. مثلاً: Prior to the meeting, I reviewed the files (قبل از جلسه، فایلها را بررسی کردم).همچنین از این کلمه به عنوان صفت قبل از اسم استفاده میشود: prior knowledge (دانش قبلی) یا prior approval (تأییدیه قبلی). نکته کلیدی این است که prior همیشه یک حس «الزام» یا «نظم» را با خود دارد. اگر میخواهید بگویید چیزی را از قبل میدانستید، بگویید I had prior knowledge of this. این عبارت بسیار حرفهایتر از I knew this before است. در فارسی، معادلهای «از پیش تعیینشده»، «مقدم بر» و «قبلی» بهترین انتخابها برای ترجمه هستند.
تفاوتهای فرهنگی در درک مفهوم
در فرهنگ ایرانی، ما به «پیشزمینه» و «مقدمات» اهمیت زیادی میدهیم؛ مثلاً قبل از هر کاری «بسمالله» میگوییم یا برای مهمانی، «پیشدرآمد» یا تعارفات اولیه داریم. مفهوم prior در فرهنگ انگلیسیزبان، بیشتر با «برنامهریزی» و «قرارداد» گره خورده است.در محیطهای کاری غربی، داشتن prior approval (تأییدیه قبلی) یک اصل است و بدون آن، کار پیش نمیرود. این در حالی است که در برخی فرهنگهای شرقی، ممکن است انعطافپذیری بیشتری وجود داشته باشد. یادگیری این کلمه به شما کمک میکند تا با ذهنیتِ «قانونمند» و «ساختاریافته» در محیطهای بینالمللی ارتباط برقرار کنید. وقتی از prior استفاده میکنید، طرف مقابل متوجه میشود که شما فردی منظم هستید که به مراحل قانونی و زمانی کارها اهمیت میدهید.
نکات طلایی برای زبانآموزان فارسیزبان
اولین نکته: هرگز prior را با previous اشتباه نگیرید. اگرچه هر دو به معنای «قبلی» هستند، اما prior بیشتر بر «مقدم بودن» و «پیشنیاز بودن» تأکید دارد، در حالی که previous فقط به توالی زمانی اشاره میکند.نکته دوم: همیشه از حرف اضافه to بعد از prior استفاده کنید. اشتباه رایج بسیاری از فارسیزبانان این است که میگویند prior than که کاملاً غلط است. همیشه بگویید prior to. برای تمرین، سعی کنید جملات روزمره خود را با این ساختار بازنویسی کنید. مثلاً به جای Before I left, I ate dinner، بگویید Prior to leaving, I had dinner. این تغییر کوچک، سطح انگلیسی شما را در چشم شنونده چندین پله بالاتر میبرد.
A1
در سطح مقدماتی، prior یعنی «قبلی». مثلاً اگر قبلاً کتابی را خواندهاید، آن یک prior reading است. فقط به یاد داشته باشید که این کلمه کمی رسمی است و بیشتر در مدرسه یا اداره استفاده میشود.
A2
در این سطح یاد میگیرید که prior to جایگزین خوبی برای before است. مثلاً بگویید: Prior to the class, I did my homework. این نشان میدهد که شما میخواهید رسمیتر صحبت کنید.
B1
حالا باید تفاوت prior و previous را درک کنید. Prior همیشه یک حس «پیشنیاز» دارد. مثلاً برای ثبتنام در کلاس، نیاز به prior experience (تجربه قبلی) دارید. این کلمه به شما کمک میکند تا در محیطهای کاری بهتر ارتباط بگیرید.
B2
در این سطح، از prior در متون تخصصی استفاده میکنید. مثلاً prior commitment به معنای تعهدی است که از قبل داشتهاید و مانع انجام کار جدید میشود. این کلمه ابزار شما برای بیان دقیقِ محدودیتهای زمانی است.
C1
در سطح پیشرفته، prior در ساختارهای انتزاعی به کار میرود. مثلاً a priori knowledge (دانش پیشینی). اینجا دیگر فقط زمان مطرح نیست، بلکه منطق و استدلال پشت آن است. استفاده از این واژه نشاندهنده تسلط شما بر زبان آکادمیک است.
C2
در سطح تسلط کامل، prior بخشی از دایره واژگانِ استدلالی شماست. شما از آن برای بیان اولویتهای استراتژیک استفاده میکنید. مثلاً: The project requires prior authorization from the board. این یعنی شما با ساختارهای اداری و حقوقی زبان انگلیسی کاملاً آشنا هستید.
راهنمای تلفظ
Rhymes with 'fire'.
Clear 'r' at the end.
خطاهای رایج
- Pronouncing it as three syllables
- Confusing with 'prayer'
- Dropping the 'r' sound
همقافیه با
سطح دشواری
Easy to read
Requires formal context
Easy to pronounce
Clear sound
بعداً چه یاد بگیریم؟
پیشنیازها
بعداً یاد بگیرید
پیشرفته
گرامر لازم
Prepositional Phrases
Prior to the meeting.
Adjective Placement
A prior plan.
Gerunds
Prior to arriving.
مثالها بر اساس سطح
I have prior knowledge.
prior به عنوان صفت قبل از اسم آمده است.
Prior to the party, I cleaned.
prior to به معنای قبل از است.
Do you have prior experience?
تجربه قبلی یک عبارت رایج است.
He had a prior meeting.
نشاندهنده تداخل زمانی است.
Read the prior page.
اشاره به ترتیب صفحات.
Prior to starting, check the oil.
I need prior approval.
He has a prior engagement.
Prior to 5 PM.
The prior version was better.
Prior to the accident, he was fine.
She had no prior warning.
Prior to your arrival, we prepared.
It requires prior consent.
My prior job was stressful.
Prior to the merger, companies were separate.
He has prior convictions.
Prior to this, I lived in Tehran.
The prior arrangement was cancelled.
Prior to any decision, consult me.
The prior assumption was proven wrong.
Prior to the experiment, calibrate the tool.
He had prior knowledge of the scheme.
The prior analysis was exhaustive.
Prior to the trial, evidence was gathered.
Prior to the implementation of the policy...
The prior consensus was reached quickly.
Prior to the epoch of digital media...
A prior claim on the property.
Prior to the final verdict.
مترادفها
متضادها
ترکیبهای رایج
اغلب اشتباه گرفته میشود با
الگوهای دستوری
اصطلاحات و عبارات
"Prior to"
Before.
Prior to lunch, we worked hard.
neutral"Without prior notice"
Suddenly, without warning.
The shop closed without prior notice.
formal"With prior approval"
Having permission beforehand.
You can leave with prior approval.
formal"Prior to that"
Before that time.
Prior to that, I lived in Spain.
neutral"Prior to this"
Before this event.
Prior to this, everything was fine.
neutralالگوهای جملهسازی
Subject + verb + prior to + noun
I finished prior to the deadline.
Prior to + gerund + clause
Prior to leaving, I cleaned.
Adjective + prior + noun
He had no prior knowledge.
There was no prior + noun
There was no prior notice.
Prior to + noun + verb
Prior to the match, he trained.
خانواده کلمه
اسمها
فعلها
صفتها
مرتبط
نحوه استفاده
اشتباهات رایج
[{"mistake": "Prior than", "correct": "Prior to", "why": "حرف اضافه صحیح بعد از prior همیشه to است."}, {"mistake": "I have prior to this", "correct": "I had this prior to that", "why": "ساختار جمله باید کامل باشد."}, {"mistake": "Prior work", "correct": "Previous work", "why": "گاهی اوقات previous طبیعیتر است."}, {"mistake": "Prioring", "correct": "Prior (adjective)", "why": "این کلمه فعل نیست که ing بگیرد."}, {"mistake": "Prior time", "correct": "Earlier time", "why": "ترکیب prior time خیلی رایج نیست."}]
نکات
تکنیک تداعی
تلفظ
فرهنگ اداری
قانون to
رسمیت
ریشه کلمه
Latin
معنای اصلی: Former, first.
راهنمای حفظ
Prior را مثل «پری» در ذهن بیاورید که قبل از همه به مهمانی رسیده است.
سوالات متداول
5 سوالخودت رو بسنج
I have a ___ plan.
Prior means before.
Which is correct?
Always use 'to' after prior.
Is 'priorly' a word?
It is not a word; use 'previously'.
Word
معنی
Matches meaning.
I arrived prior to the meeting.
We need ___ approval.
Prior approval is a common collocation.
Is 'prior' used for time and importance?
Yes, it covers both sequence and priority.
What is the etymological root?
It comes from Latin.
This happened prior to the event.
She had ___ experience.
Prior experience is correct.
امتیاز: /10
Summary
کلمه prior ابزاری قدرتمند برای نشان دادن نظم و اولویت در زبان انگلیسی است.
تکنیک تداعی
تلفظ
فرهنگ اداری
قانون to
مثالها
6 از 6محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر زمان
lifetime
A1یعنی کل زمانی که یک نفر زنده است. یا مثلاً عمر یک دستگاه که چقدر خوب کار میکنه.
weekend
A1آخر هفته است، معمولاً شنبه و یکشنبه. وقتی برای استراحت و تفریح است.
bygone
C1Refers to things, events, or eras that belong to an earlier time and no longer exist. It is frequently used to evoke nostalgia or to describe something that is archaic or historically distant.
yesterday
A1Yesterday refers to the day immediately before today. It is used to describe events, actions, or states that occurred in the very recent past, specifically one day ago.
eventual
B2Describing something that happens at the end of a long process or period of time, often after several difficulties or intermediate steps. It characterizes the final result or outcome of a situation rather than the immediate one.
May
A1May is the fifth month of the year in the Gregorian calendar, falling between April and June. It has 31 days and is associated with the peak of spring in the Northern Hemisphere.
hour
A1A unit of time that lasts for sixty minutes. There are twenty-four of these units in one full day.
anytime
C1Refers to an unspecified or indefinite point in time that is available or convenient for an action to occur. It denotes complete flexibility and the absence of a fixed schedule or temporal restriction.
prologation
C1Prolongation refers to the act of extending the duration or length of something, or the state of being extended beyond the usual or expected limit. It is frequently used in technical, legal, or formal contexts to describe an increase in time for a contract, a medical condition, or a physical dimension.
recent
A2Describes something that happened, began, or existed a short time ago. It is used to talk about events or things that are fresh and close to the present moment.