jalg
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر health
haige
A1من بیمار هستم و تب دارم.
käsi
A1The hand or the whole arm
kõht
A1شکم یا معده. 'شکمم خالی است' به معنای 'گرسنه هستم' است.
kõrv
A1The organ of hearing, the ear
nina
A1بینی. عضو بویایی. 'بینی او گرفته است.'
pea
A1The head of a person or animal
prillid
A1Eyeglasses to help vision
selg
A1پشت بدن. همچنین برای توصیف پوشیدن لباس یا قسمت پشتی اشیاء استفاده میشود.
silm
A1The organ of sight, the eye
suu
A1دهان دهانهای است که از طریق آن غذا میخوریم و صحبت میکنیم.