kantapää
تعریف
Heel
nounمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر health
nenä
A1nose
voima
A2او قدرت بدنی زیادی دارد.
hampaat
A1teeth
keho
A1body
jano
A1thirst
kivulias
B1Painful or sore.
kipeä
A1بیمار یا دردناک. برای توصیف احساس ناخوشی یا درد در قسمتی از بدن استفاده می شود.
lääkäri
A1پزشک فردی است که برای کمک به بیماران آموزش دیده است.
kivuton
B1بدون درد. این تزریق کاملاً بدون درد بود.
sairaala
A1بیمارستان مکانی است که در آن بیماران درمان میشوند.