adhérer
تعریف
To adhere or to join; to stick fast to a surface or substance.
verbمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر academic
aborder
B1نزدیک شدن به کسی برای صحبت کردن با او یا شروع به بررسی یک موضوع در یک بحث.
abstrait
A2چیزی که در فکر و اندیشه وجود دارد اما وجود فیزیکی و عینی ندارد.
abstraitement
B2به طور انتزاعی؛ به صورت مفهومی.
académique
A2آکادمیک؛ مربوط به دانشگاه، آموزش عالی یا پژوهش.
académiquement
B2به صورت آکادمیک؛ در رابطه با مسائل دانشگاهی.
accent
A2لهجه روش خاصی از تلفظ یک زبان است.
à cet égard
A2در این رابطه؛ از این حیث.
à condition que
A2به شرط آنکه؛ در صورتی که.
adéquat
A2مناسب یا کافی برای یک هدف خاص.
adjectif
A2صفت کلمهای است که اسم را توصیف میکند.