दूषित
تعریف
Refers to something that has been contaminated, polluted, or made impure, often rendering it unsafe or unhealthy. It is most commonly used in technical or formal contexts to describe air, water, food, or even abstract concepts like mindsets.
nounمثال
हवा दूषित है।
مثال
हवा दूषित है।
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر general
आभार व्यक्त करना
B1ابراز قدردانی یا تشکر به صورت رسمی. 'من میخواهم مراتب سپاسگزاری خود را ابراز کنم.'
आचरण करना
C1رفتار کردن؛ به شیوهای خاص (معمولاً اخلاقی یا رسمی) عمل کردن. 'او باید با وقار رفتار کند.'
आगे
A1Forward; ahead.
आगे बढ़ना
A2به جلو حرکت کردن یا پیشرفت کردن.
आगामी
B1آینده، پیش رو. برای رویدادهایی که در آینده نزدیک رخ میدهند استفاده میشود.
आह्वान करना
B1To call, to summon, to request someone's presence.
आज रात
A2امشب؛ شبِ امروز.
आजमाना
A2امتحان کردن یا آزمودن چیزی برای دیدن نحوه کارکرد آن یا آنچه اتفاق می افتد.
आक्रमण करना
B2آغاز عملیات نظامی علیه یک کشور یا گروه.
आखिरी
A2آخر، پایانی. 'آخرین اتوبوس' می شود 'Aakhiri bus'. 'آخرین بار' می شود 'Aakhiri baar'.