spazio
تعریف
Space
nounمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر science
raggio
A2یک پرتو نور از پنجره وارد میشود.
indotto
C1چیزی که در نتیجه چیز دیگری ایجاد یا تولید شده است؛ اثر ثانویه یا پیامد. این اکتشاف اثرات القایی قابل توجهی را به همراه داشت. (این اکتشاف اثرات القایی قابل توجهی را به همراه داشت.)
germe
C1یک میکروارگانیسم یا منشأ یک ایده. اغلب برای توصیف شروع چیزی استفاده میشود.
assorbire
B1To take in or soak up.
moltiplicare
B2ما باید تلاشهای خود را برای موفقیت دوچندان کنیم.
movimento
B1A change of position or place
crescita
B1رشد فرآیند افزایش اندازه یا ارزش است. در زمینههای بیولوژیکی و اقتصادی کاربرد دارد.
energia
A1Strength and vitality.
corrente
B1جریان به معنای حرکت آب، هوا یا الکتریسیته است.
misura
A2اندازه کفش.