B2 verb

정비례하다

jeongbilyehada

تعریف

To be directly proportional; when one value increases, the other also increases at the same rate.

verb

مثال

노력은 성적에 정비례하는 경향이 있다.

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر statistics

평균

B1

عددی که نشان‌دهنده مقدار مرکزی یا معمول در مجموعه‌ای از داده‌ها است.

상당수

B1

تعداد قابل توجه یا اکثریت قابل ملاحظه. برای توصیف مقادیر معنادار استفاده می‌شود.

고정적

B2

داشتن درآمد ثابت برای زندگی لازم است. (Having a fixed income is necessary for life.)

하회하다

B1

To fall below a certain standard, number, or level. It is the direct opposite of '상회하다' and is essential for describing downward trends in academic writing.

양적

B2

مربوط به کمیت یا تعداد چیزی. بر داده‌های عددی تمرکز دارد.

급감하다

B2

به طور ناگهانی و به شدت کاهش یافتن یا سقوط کردن. این یک فعل پرکاربرد است که برای توصیف روندهای نزولی چشمگیر استفاده می‌شود.

급락하다

B1

به طور ناگهانی و شدید سقوط کردن.

가중치

B2

یک مقدار نسبی یا 'وزن' که به یک مورد خاص اختصاص داده می‌شود تا اهمیت آن را نشان دهد.

회귀

B2

عمل بازگشت به حالت، مکان یا مرحله اولیه.

반비례하다

B2

متناسب معکوس بودن؛ وقتی یک مقدار افزایش می‌یابد، مقدار دیگر با همان نرخ کاهش می‌یابد. (در علم، مفهوم متناسب معکوس بودن اغلب هنگام توضیح رابطه بین دو متغیر استفاده می‌شود.)

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!