상호연계
تعریف
The state of being connected or related to each other. It describes how different parts of a system influence one another.
nounمثال
현대 사회에서 경제와 환경은 긴밀한 상호연계를 맺고 있다.
مثال
현대 사회에서 경제와 환경은 긴밀한 상호연계를 맺고 있다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر academic
입체적
B2داشتن اثر سهبعدی یا بررسی چیزی از دیدگاههای متعدد به جای یک نمای صاف واحد.
~에 관해
B1عبارتی به معنای 'درباره' یا 'در مورد'. در زمینههای رسمی برای معرفی یک موضوع استفاده میشود.
~에 대하여
A2درباره یا در مورد یک موضوع خاص. 'من در مورد فرهنگ کره مطالعه میکنم.'
~대해
A2به معنای 'درباره' یا 'در مورد' است. برای نشان دادن موضوعی که در مورد آن صحبت میکنید استفاده میشود.
~에 관하여
A2درباره یا در مورد یک موضوع. در موقعیتهای رسمی مانند گزارشها یا سخنرانیها استفاده میشود.
~에 대해(서)
A1موضوع یا مورد بحث را نشان میدهد و به معنای 'درباره' یا 'در مورد' است. معمولاً با افعالی مانند صحبت کردن یا فکر کردن استفاده میشود.
무엇보다
A2بیش از هر چیز؛ قبل از هر چیز.
결석생
A2A student who is absent from class.
추상화하다
B2انتزاع کردن: در نظر گرفتن چیزی به صورت تئوری یا جدا از واقعیت فیزیکی آن.
추상
A2Abstraction; the quality of dealing with ideas rather than events.