A1
Collocation
Være nødt til.
Have to.
معنی
Being forced to do something.
معنی
Being forced to do something.
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!