A1 noun Neutre #5,000 le plus courant 1 min de lecture

آشپز

ˈɒːʃpæz

Cook, chef.

آشپز (Āshpaz) is the Persian word for a cook or chef, essential for daily life and professional contexts.

Mot en 30 secondes

  • A person whose job is cooking.
  • Can be professional or amateur.
  • Works in kitchens like restaurants or homes.
  • Basic vocabulary for everyday conversations.

Summary

آشپز (Āshpaz) is the Persian word for a cook or chef, essential for daily life and professional contexts.

  • A person whose job is cooking.
  • Can be professional or amateur.
  • Works in kitchens like restaurants or homes.
  • Basic vocabulary for everyday conversations.

Mastering 'Āshpaz'

Practice using 'Āshpaz' in sentences about your favorite foods or restaurants. Connect it to the 'Āshpazkhāneh' (kitchen) where they work.

Confusing Roles

Don't use 'Āshpaz' for someone who just serves food (like a waiter). Remember, 'Āshpaz' specifically means someone who cooks.

Hospitality

In Iranian culture, the person who cooks, often the 'Āshpaz' of the household, is highly appreciated. Offering to help the 'Āshpaz' is a sign of respect.

Beyond the Basics

For professional contexts, learn 'Sar-Āshpaz' (Head Chef). Notice how Persian uses suffixes like '-ak' (diminutive) or '-eh' (related to) to form related terms.

Exemples

6 sur 8
1

آشپز رستوران غذای مخصوص امروز را به ما معرفی کرد.

The restaurant's cook introduced us to today's special dish.

2

سرآشپز دستور پخت این دسر را به آشپزهای دیگر آموزش داد.

The head chef taught the recipe for this dessert to the other cooks.

3

ما به دنبال یک آشپز ماهر برای راه‌اندازی کترینگ جدیدمان هستیم.

We are looking for a skilled cook to launch our new catering business.

4

در این مقاله، نقش آشپز در فرهنگ غذایی ایران باستان بررسی شده است.

In this article, the role of the cook in ancient Iranian food culture has been examined.

5

داستان درباره آشپزی بود که با عشق غذا می‌پخت و دل‌ها را شاد می‌کرد.

The story was about a cook who cooked with love and made hearts happy.

6

مامان امروز آشپز خونه نیست، بابام غذا درست می‌کنه.

Mom isn't cooking today; Dad is making the food.

Famille de mots

Nom
آشپز، آشپزی، آشپزخانه
Verbe
آشپزیدن (less common, usually 'آشپزی کردن')
Adverbe
-
Adjectif
آشپزی (e.g., غذای آشپزی)
Apparenté
سرآشپز

Astuce mémo

Imagine a chef ('Āshpaz') wearing a tall white hat, busily stirring a pot ('Āshpazkhāneh' is nearby!). The 'Āsh' sound is like 'ash' in 'sashay', like a chef sashaying into the kitchen.

Overview

کلمه «آشپز» در زبان فارسی، به طور کلی به فردی اطلاق می‌شود که کارش پخت و پز غذا است. این واژه یکی از کلمات پایه‌ای و پرکاربرد در زبان فارسی است که در سطح A1 زبان‌آموزان قرار می‌گیرد و یادگیری آن برای فهم مکالمات روزمره ضروری است.

۱. معنا، ظرافت‌ها و بار معنایی:

«آشپز» در ساده‌ترین معنای خود، به کسی گفته می‌شود که غذا می‌پزد. اما این واژه می‌تواند بار معنایی بیشتری نیز داشته باشد. گاهی اوقات «آشپز» به کسی اشاره دارد که در این کار مهارت دارد و صرفاً برای رفع نیاز غذا نمی‌سازد، بلکه خلاقیت و هنر خود را نیز به کار می‌برد. در مقابل، اگر کسی فقط برای خانواده خود غذا بپزد، ممکن است او را «آشپز» خطاب نکنند، مگر اینکه به طور حرفه‌ای این کار را انجام دهد. در زبان فارسی، گاهی برای تاکید بر مهارت، از عناوینی مانند «سرآشپز» (Chef) استفاده می‌شود. «آشپز» بار معنایی خنثی دارد و بیشتر به شغل یا نقش فرد اشاره می‌کند تا جایگاه اجتماعی او.

۲. الگوهای کاربرد:

  • رسمی در مقابل غیررسمی: در مکالمات روزمره و غیررسمی، «آشپز» به طور گسترده‌ای استفاده می‌شود. برای مثال: «آشپز رستوران خیلی خوب غذا درست می‌کرد.» در موقعیت‌های رسمی‌تر، مانند قراردادهای کاری یا معرفی‌های رسمی، ممکن است از کلمات دقیق‌تری مانند «سرآشپز»، «طباخ» یا «متخصص آشپزی» استفاده شود، اما «آشپز» همچنان قابل قبول است.
  • نوشتاری در مقابل گفتاری: این کلمه هم در نوشتار و هم در گفتار به وفور یافت می‌شود. در متون آشپزی، منوها، یا مقالات مرتبط با غذا، «آشپز» کاربرد دارد. در گفتار روزمره نیز برای اشاره به کسی که غذا می‌پزد، بسیار رایج است.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: در ایران، تفاوت چشمگیری در کاربرد این کلمه بین مناطق مختلف وجود ندارد و «آشپز» یک واژه استاندارد و شناخته شده در سراسر کشور است.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • محیط کار: اصلی‌ترین جایی که با واژه «آشپز» روبرو می‌شویم، محیط‌های حرفه‌ای مانند رستوران‌ها، هتل‌ها، کترینگ‌ها، بیمارستان‌ها و مدارس است. «آشپزخانه» محل کار آشپز است.
  • زندگی روزمره: در بحث‌های خانوادگی، هنگام صحبت از غذا، مهمانی‌ها یا حتی تقسیم وظایف در منزل، ممکن است از این کلمه استفاده شود. «امروز نوبت کیه آشپز خونه باشه؟»
  • رسانه و ادبیات: در فیلم‌ها، سریال‌ها، کتاب‌های آشپزی، رمان‌ها و داستان‌ها، شخصیت «آشپز» یا حرفه او مورد اشاره قرار می‌گیرد. گاهی اوقات شغل آشپزی به عنوان نمادی از هنر، عشق، یا حتی سختی کار به تصویر کشیده می‌شود.

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • طباخ: این کلمه نیز به معنی آشپز است اما کمی رسمی‌تر و کمتر رایج است. «طباخ» بیشتر در متون قدیمی‌تر یا ادبی کاربرد دارد.
  • سرآشپز (Chef): این واژه به آشپزی اطلاق می‌شود که مسئولیت کامل آشپزخانه، مدیریت کارکنان و اغلب نوآوری در منو را بر عهده دارد. «سرآشپز» سطح بالاتری از مهارت و مسئولیت را نسبت به یک «آشپز» معمولی نشان می‌دهد.
  • آشپزخانه (Kitchen): این کلمه به محل کار آشپز اشاره دارد و نباید با خود آشپز اشتباه گرفته شود.

۵. سطح زبانی و لحن:

«آشپز» یک کلمه در سطح A1 است و لحنی خنثی دارد. در هر موقعیتی، از مکالمات بسیار غیررسمی گرفته تا گزارش‌های رسمی، می‌توان از آن استفاده کرد. با این حال، در موقعیت‌های بسیار رسمی و تخصصی، ممکن است ترجیح داده شود از واژگان دقیق‌تری مانند «سرآشپز» استفاده شود.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • آشپز ماهر: به آشپزی گفته می‌شود که در کار خود تبحر دارد.
  • آشپزخانه آشپز: اشاره به محل کار آشپز.
  • آشپز رستوران: فردی که در یک رستوران کار می‌کند.
  • آشپز ایرانی: اشاره به ملیت یا سبک آشپزی.
  • آشپز خوب/بد: برای توصیف کیفیت کار آشپز.
  • آشپز شدن: به معنی حرفه‌ای شدن در کار آشپزی یا داشتن این شغل.

Notes d'usage

The word 'Āshpaz' is very versatile and can be used in almost any context, from casual conversations about dinner to formal job descriptions. However, in highly professional culinary settings or when referring to the person in charge of an entire kitchen, 'Sar-Āshpaz' (Head Chef) is preferred. Avoid using it for someone who simply serves food; it strictly refers to the person who prepares it.

Erreurs courantes

Learners sometimes confuse 'Āshpaz' (cook) with 'Āshpazkhāneh' (kitchen). Remember, the '-khāneh' suffix means 'house' or 'place', so 'Āshpazkhāneh' is the place where the 'Āshpaz' works. Also, ensure you use the correct context when differentiating between a general 'Āshpaz' and a 'Sar-Āshpaz'.

Astuce mémo

Imagine a chef ('Āshpaz') wearing a tall white hat, busily stirring a pot ('Āshpazkhāneh' is nearby!). The 'Āsh' sound is like 'ash' in 'sashay', like a chef sashaying into the kitchen.

Origine du mot

The word 'Āshpaz' originates from Middle Persian 'āpaxš'. It is derived from the verb 'āpaxšidan' (to cook), ultimately tracing back to Proto-Iranian roots related to 'cooking' or 'preparing food'.

Contexte culturel

Food and cooking hold a central place in Iranian culture, often associated with hospitality, family gatherings, and celebrations. The 'Āshpaz' (cook), whether in a professional setting or at home, is often seen as a provider of comfort and joy. Praising someone's cooking is a common and appreciated gesture.

Exemples

1

آشپز رستوران غذای مخصوص امروز را به ما معرفی کرد.

everyday

The restaurant's cook introduced us to today's special dish.

2

سرآشپز دستور پخت این دسر را به آشپزهای دیگر آموزش داد.

formal

The head chef taught the recipe for this dessert to the other cooks.

3

ما به دنبال یک آشپز ماهر برای راه‌اندازی کترینگ جدیدمان هستیم.

business

We are looking for a skilled cook to launch our new catering business.

4

در این مقاله، نقش آشپز در فرهنگ غذایی ایران باستان بررسی شده است.

academic

In this article, the role of the cook in ancient Iranian food culture has been examined.

5

داستان درباره آشپزی بود که با عشق غذا می‌پخت و دل‌ها را شاد می‌کرد.

literary

The story was about a cook who cooked with love and made hearts happy.

6

مامان امروز آشپز خونه نیست، بابام غذا درست می‌کنه.

informal

Mom isn't cooking today; Dad is making the food.

7

یه آشپز خوب می‌تونه از مواد اولیه ساده، غذای فوق‌العاده‌ای بسازه.

everyday

A good cook can make a fantastic meal from simple ingredients.

8

آشپزهای صداوسیما در برنامه‌های مختلف غذاهای متنوعی آموزش می‌دهند.

media

Cooks from the national broadcasting service teach various dishes on different programs.

Famille de mots

Nom
آشپز، آشپزی، آشپزخانه
Verbe
آشپزیدن (less common, usually 'آشپزی کردن')
Adverbe
-
Adjectif
آشپزی (e.g., غذای آشپزی)
Apparenté
سرآشپز

Collocations courantes

آشپز ماهر Skilled cook
آشپزخانه آشپز Cook's kitchen
آشپز خوب Good cook
آشپز ایرانی Iranian cook
آشپز رستوران Restaurant cook
آشپز شدن To become a cook
آشپز حرفه‌ای Professional cook
آشپز هتل Hotel cook

Phrases Courantes

آشپز خوبی بودن

To be a good cook

به آشپز انعام دادن

To tip the cook

آشپز خانه را تمیز کردن

To clean the kitchen

دستپخت آشپز

The cook's cooking/dish

Souvent confondu avec

آشپز vs طباخ (Tabākh)

While both mean 'cook', 'طباخ' is less common in everyday speech and sounds more formal or literary. 'آشپز' is the standard, everyday term.

آشپز vs سرآشپز (Sar-Āshpaz)

'سرآشپز' specifically means 'Head Chef', implying leadership and management of a kitchen, whereas 'آشپز' is a general cook.

آشپز vs آشپزخانه (Āshpazkhāneh)

This is a common mistake. 'آشپزخانه' means 'kitchen' (the place where cooking happens), not the person who cooks.

Modèles grammaticaux

فاعل + آشپز + مفعول + فعل (مثال: آشپز غذا را پخت.) اسم + آشپز + صفت (مثال: آشپز ماهر) حرف اضافه + آشپزخانه + حرف اضافه + فعل (مثال: در آشپزخانه آشپزی می‌کند.) صفت + آشپز + حرف اضافه + اسم (مثال: آشپز خوبی برای مهمانی‌ها) آشپز + حرف اضافه + مکان (مثال: آشپز در رستوران) آشپز + فعل کمکی + شدن (مثال: می‌خواهد آشپز شود.)

Mastering 'Āshpaz'

Practice using 'Āshpaz' in sentences about your favorite foods or restaurants. Connect it to the 'Āshpazkhāneh' (kitchen) where they work.

Confusing Roles

Don't use 'Āshpaz' for someone who just serves food (like a waiter). Remember, 'Āshpaz' specifically means someone who cooks.

Hospitality

In Iranian culture, the person who cooks, often the 'Āshpaz' of the household, is highly appreciated. Offering to help the 'Āshpaz' is a sign of respect.

Beyond the Basics

For professional contexts, learn 'Sar-Āshpaz' (Head Chef). Notice how Persian uses suffixes like '-ak' (diminutive) or '-eh' (related to) to form related terms.

Teste-toi

fill blank

Fill in the blank with the correct word:

در این رستوران، ______ غذاهای سنتی خوشمزه‌ای می‌پزد.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : آشپز

The sentence talks about someone cooking delicious traditional food in a restaurant, which is the role of an 'Āshpaz' (cook).

multiple choice

Choose the correct meaning of 'آشپز' in this context:

«او یک آشپز حرفه‌ای است و در بهترین هتل‌های شهر کار کرده.»

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : B

'حرفه‌ای' (professional) and 'بهترین هتل‌ها' (best hotels) indicate that 'Āshpaz' here refers to a skilled cook or chef.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence:

خوشمزه / آشپز / غذا / این / است / خیلی

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : این آشپز غذا خیلی خوشمزه است

The structure follows the Persian sentence pattern: Subject (این آشپز) + Object (غذا) + Adverb (خیلی) + Adjective (خوشمزه) + Verb (است).

error correction

Find and fix the error in the sentence:

من فردا آشپزخانه خواهم بود تا شام درست کنم.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : من فردا در آشپزخانه خواهم بود تا شام درست کنم.

The preposition 'در' (in/at) is needed before 'آشپزخانه' (kitchen) to indicate location. 'آشپزخانه خواهم بود' is grammatically incorrect.

Score : /4

Aides visuelles

Word Family

آشپز

Nouns

  • آشپزخانه
  • آشپزی

Adjectives

  • آشپزی

Usage Contexts

Restaurants

  • آشپز رستوران غذای ما را آماده کرد.

Home Cooking

  • مادرم بهترین آشپز خانه ماست.

Job Interviews

  • آیا تجربه به عنوان آشپز دارید؟

Media

  • مسابقه آشپزهای برتر از تلویزیون پخش شد.

Questions fréquentes

8 questions

«آشپز» به طور کلی به کسی گفته می‌شود که غذا می‌پزد، اما «سرآشپز» (Chef) معمولاً فردی است که مسئولیت آشپزخانه را بر عهده دارد، تیم آشپزها را مدیریت می‌کند و در تهیه غذاهای پیچیده‌تر نقش دارد.

خیر، «آشپز» می‌تواند هم به فرد حرفه‌ای که شغلش آشپزی است گفته شود و هم به کسی که در خانه برای خانواده غذا می‌پزد، گرچه در معنای حرفه‌ای رایج‌تر است.

این کلمه در جملاتی که درباره غذا، رستوران‌ها، هتل‌ها، آشپزخانه، یا وظایف روزمره صحبت می‌شود، کاربرد زیادی دارد. مثلاً: «آشپز این هتل غذاهای محلی عالی درست می‌کند.»

معمولاً «آشپز» معنی منفی ندارد و صرفاً به شغل یا نقش فرد اشاره می‌کند. مگر اینکه در جمله به شکل خاصی به کار رود که بار معنایی منفی پیدا کند.

معمولاً از بافت جمله یا کلمات اطراف آن می‌توان فهمید. اگر در مورد رستوران یا شغل صحبت شود، حرفه‌ای است. اگر در مورد خانه و خانواده باشد، خانگی است.

خیر، کلمه «آشپز» یک واژه استاندارد است و در تمام مناطق ایران به یک معنی به کار می‌رود.

بله، می‌توانید بگویید «من آشپز خوبی هستم» اگر منظورتان این است که در خانه خوب غذا می‌پزید، اما اگر شغل شما آشپزی نیست، شاید بهتر باشد از «من از آشپزی لذت می‌برم» استفاده کنید.

«آشپزخانه» محل کار «آشپز» است. این دو کلمه از یک ریشه هستند و به طور طبیعی با هم در ارتباطند.

C'tait utile ?
Pas encore de commentaires. Soyez le premier à partager vos idées !