پریدن
To push oneself off a surface and into the air; to jump.
A versatile verb for jumping, leaping, and sudden movements, often conveying surprise or excitement.
Mot en 30 secondes
- To jump or leap.
- Sudden movement, often upward.
- Can express surprise, fear, or joy.
- Common in daily conversation.
Summary
A versatile verb for jumping, leaping, and sudden movements, often conveying surprise or excitement.
- To jump or leap.
- Sudden movement, often upward.
- Can express surprise, fear, or joy.
- Common in daily conversation.
Visualize the Action
Imagine someone physically jumping when you see 'پریدن'. This mental image helps connect the word to its core meaning of upward or sudden movement.
Avoid Literal Translation
Don't always translate 'to jump' directly. Consider the context; 'پریدن' can mean 'to get startled' (از جا پریدن) or 'to disappear' (هوش پریدن).
Expressing Emotion
Notice how 'پریدن' is used metaphorically to describe strong emotions like sudden joy ('دل پرید') or shock ('رنگ پرید'). This is a common Persian idiom.
Mastering Idioms
Focus on fixed expressions like 'از جا پریدن', 'دل پریدن', and 'رنگ پریدن'. Mastering these idioms significantly boosts fluency and naturalness.
Exemples
6 sur 8کودک از روی مانع پرید و به مادرش رسید.
The child jumped over the obstacle and reached his mother.
صدای بلند آژیر باعث شد همه از جا بپرند.
The loud siren sound made everyone jump.
در مسابقه پرش طول، ورزشکاران باید از خط شروع بپرند.
In the long jump competition, athletes must jump from the starting line.
از ترس، رنگش پرید و دیگر نتوانست حرف بزند.
His face turned pale with fear, and he couldn't speak anymore.
با شنیدن خبر موفقیت تیم، هواداران روی سکوها پریدند.
Hearing the news of the team's success, the fans jumped on the stands.
تمام سرمایهاش در یک معامله پرریسک پرید.
All his investment vanished in a risky deal.
Famille de mots
Astuce mémo
Picture a startled cat pari-dan (پَریدَن) – leaping straight up in the air from a sudden noise! Connect the 'pa' sound to 'parvaz' (flight) for upward motion.
Overview
«پریدن» یکی از افعال پرکاربرد زبان فارسی است که معنای اصلی آن «جهیدن» یا «بلند شدن از سطح زمین» است. این فعل دامنه معنایی گستردهای دارد و بسته به بافت جمله، میتواند مفاهیم مختلفی را منتقل کند.
۱. overview — معنا، ظرافتها و بار معنایی:
معنای اصلی «پریدن» حرکت عمودی سریع و ناگهانی به سمت بالا است، معمولاً با استفاده از قدرت پاها. این عمل میتواند با هدف خاصی مانند رد شدن از مانع، رسیدن به جایی یا فرار انجام شود. در زبان فارسی، «پریدن» بار معنایی مثبتی هم دارد؛ مثلاً «پریدن دل» برای ابراز هیجان یا غافلگیری دلنشین به کار میرود. همچنین میتواند به معنای «عوض شدن ناگهانی» چیزی باشد، مانند «رنگ پریدن» یا «هوش پریدن».
۲. الگوهای کاربرد — رسمی در مقابل غیررسمی، نوشتاری در مقابل گفتاری، تفاوتهای منطقهای:
«پریدن» در هر دو حالت رسمی و غیررسمی کاربرد دارد، اما در مکالمات روزمره و غیررسمی بسیار رایجتر است. در نوشتار رسمی، ممکن است افعال دقیقتری مانند «جهیدن» یا «خیز برداشتن» ترجیح داده شوند، اما «پریدن» همچنان در متون ادبی و حتی برخی گزارشهای خبری به کار میرود. تفاوتهای منطقهای در استفاده از این فعل کمتر مشهود است، اما لحن و سرعت بیان در مناطق مختلف ممکن است کمی متفاوت باشد.
۳. زمینههای رایج — کار، مدرسه، زندگی روزمره، رسانه، ادبیات:
- زندگی روزمره: «بچهها در حیاط میپرند»، «از روی جدول پریدم»، «از خوشحالی پریدم هوا».
- ورزش: «والیبالیستها برای زدن توپ میپرند.»
- ترس و هیجان: «صدای ناگهانی باعث شد از جا بپرم.»، «وقتی خبر قبولیام را شنیدم، دلم از جا پرید.»
- سلامتی: «رنگش پرید» (از ترس یا بیماری).
- ادبیات و شعر: «دل به دریا زدن» و «پریدن» در شعر فارسی برای بیان شور و عشق یا ناگهانی بودن اتفاقات به کار رفته است.
- رسانه: در گزارشهای خبری، «پریدن» ممکن است برای توصیف حرکات سریع یا اتفاقات ناگهانی استفاده شود.
۴. مقایسه با کلمات مشابه — تفاوت با مترادفهای نزدیک:
- جهیدن: «جهیدن» بیشتر بر حرکت سریع و قوی به سمت بالا یا جلو تأکید دارد و کمی رسمیتر از «پریدن» است. «پریدن» عمومیتر است.
- خیز برداشتن: این فعل به معنای آماده شدن برای پریدن یا دویدن است؛ یک حرکت اولیه قبل از جهیدن کامل.
- جست زدن: بیشتر به معنی پریدنهای کوتاه و متوالی، مانند کاری که قورباغه یا برخی حیوانات انجام میدهند.
- بالا پریدن: تأکید بیشتری بر حرکت به سمت بالا دارد.
۵. لحن و درجه رسمیت — چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی اجتناب کنیم:
«پریدن» فعلی خنثی تا غیررسمی است. در مکالمات روزمره، داستانگویی، و توصیف حرکات فیزیکی عادی بسیار مناسب است. در موقعیتهای بسیار رسمی، مانند سخنرانیهای علمی یا اسناد حقوقی، بهتر است از مترادفهای دقیقتر و رسمیتر استفاده شود، مگر اینکه بخواهید لحنی عامیانه یا تصویری ایجاد کنید. برای مثال، «رنگ پریدن» در متون پزشکی هم به کار میرود.
۶. همنشینیهای رایج با توضیح در متن:
- از جا پریدن: نشاندهنده غافلگیری یا ترس ناگهانی. «صدای آژیر از جا پریدم.»
- دل پریدن: احساس هیجان، خوشحالی شدید یا ترس ناگهانی در دل. «با دیدن دوست قدیمیام، دلم از خوشحالی پرید.»
- رنگ پریدن: از دست دادن رنگ صورت به دلیل ترس، بیماری یا خجالت. «وقتی متوجه اشتباهش شد، رنگش پرید.»
- هوا پریدن: کنایه از ناپدید شدن سریع یا از دست دادن هوشیاری. «تمام امیدهایش یکشبه هوا پرید.»
- پریدن روی چیزی: پریدن و نشستن یا ایستادن روی یک سطح. «روی میز پرید.»
- پریدن از روی چیزی: عبور از روی مانع با جهیدن. «از روی مانع پرید.»
Notes d'usage
While 'پریدن' is common in everyday speech, avoid it in highly formal contexts where a more precise verb like 'جهیدن' or 'صعود کردن' might be preferred. Be mindful of its idiomatic uses; 'رنگ پریدن' and 'دل پریدن' are fixed expressions. In some informal contexts, 'پریدن' can imply a loss or disappearance, like 'هوش پریدن' (forgetting).
Erreurs courantes
Learners often translate 'jump' too literally. Remember 'پریدن' can mean 'to be startled' (از جا پریدن) or 'to turn pale' (رنگ پریدن). Don't use 'پریدن' for flying; use 'پرواز کردن' for birds or planes. Avoid using 'پریدن' for formal ascents; 'صعود کردن' or 'بالا رفتن' are better.
Astuce mémo
Picture a startled cat pari-dan (پَریدَن) – leaping straight up in the air from a sudden noise! Connect the 'pa' sound to 'parvaz' (flight) for upward motion.
Origine du mot
The word 'پریدن' originates from Middle Persian 'prʾtʾn' (prātan), meaning 'to fly' or 'to leap'. Its roots trace back to Proto-Iranian. The meaning evolved to encompass jumping and sudden movements, not just literal flight.
Contexte culturel
The idiom 'رنگ پریدن' (face turning pale) is a universally understood sign of shock or fear, often depicted in Iranian cinema and literature. 'دل پریدن' captures the physical sensation of a racing heart due to intense emotion, a relatable experience across cultures.
Exemples
کودک از روی مانع پرید و به مادرش رسید.
everydayThe child jumped over the obstacle and reached his mother.
صدای بلند آژیر باعث شد همه از جا بپرند.
informalThe loud siren sound made everyone jump.
در مسابقه پرش طول، ورزشکاران باید از خط شروع بپرند.
academicIn the long jump competition, athletes must jump from the starting line.
از ترس، رنگش پرید و دیگر نتوانست حرف بزند.
literaryHis face turned pale with fear, and he couldn't speak anymore.
با شنیدن خبر موفقیت تیم، هواداران روی سکوها پریدند.
everydayHearing the news of the team's success, the fans jumped on the stands.
تمام سرمایهاش در یک معامله پرریسک پرید.
businessAll his investment vanished in a risky deal.
وقتی از او پرسیدم کجاست، جوابش یکهو پرید!
informalWhen I asked him where he was, his answer suddenly disappeared (he forgot/evaded)!
شاعر میگوید: «دل به دریا زدن، زِ پیِ جان پریدن است.»
literaryThe poet says: 'To plunge into the sea is to leap for the sake of life.'
Famille de mots
Collocations courantes
Phrases Courantes
از جا پریدن
To jump up in surprise/fear
دل از جا پریدن
Heart leaps (with joy or fear)
رنگ پریدن
To turn pale
هوش پریدن
To forget suddenly; mind goes blank
Souvent confondu avec
'جهیدن' implies a more powerful, forceful, or deliberate leap, often used in sports or for escaping. 'پریدن' is more general for any jump. Example: The athlete جهید (leapt) across the finish line. The child پرید (jumped) over the puddle.
'خیز برداشتن' means to crouch or prepare to jump/run; it's the preparatory movement. 'پریدن' is the actual act of jumping. Example: He خیز برداشت (took a stance) before پریدن (jumping).
'جست زدن' refers to small, quick hops or skips, like a frog or a rabbit. 'پریدن' can be a single, larger jump. Example: A frog جست میزند (hops). A person میپرد (jumps).
Modèles grammaticaux
Visualize the Action
Imagine someone physically jumping when you see 'پریدن'. This mental image helps connect the word to its core meaning of upward or sudden movement.
Avoid Literal Translation
Don't always translate 'to jump' directly. Consider the context; 'پریدن' can mean 'to get startled' (از جا پریدن) or 'to disappear' (هوش پریدن).
Expressing Emotion
Notice how 'پریدن' is used metaphorically to describe strong emotions like sudden joy ('دل پرید') or shock ('رنگ پرید'). This is a common Persian idiom.
Mastering Idioms
Focus on fixed expressions like 'از جا پریدن', 'دل پریدن', and 'رنگ پریدن'. Mastering these idioms significantly boosts fluency and naturalness.
Teste-toi
جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.
صدای ناگهانی موتور باعث شد گربه از جا ____.
فعل «پریدن» در این بافت به معنی جهیدن ناگهانی از ترس یا غافلگیری است.
معنی درست «پریدن» در جمله زیر را انتخاب کنید.
وقتی خبر قبولیاش را شنید، از خوشحالی روی صندلی پرید.
در اینجا «پریدن» به معنی جهیدن از روی هیجان و خوشحالی است.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله صحیح بسازید.
ترس / از / او / پرید / جا
عبارت «از جا پریدن» به معنی غافلگیر شدن یا ترسیدن ناگهانی است و این ترتیب کلمات صحیحترین حالت را میسازد.
جمله زیر را اصلاح کنید.
او از خوشحالی هوا پرید.
اصطلاح «هوا پریدن» معمولاً معنی منفی (ناپدید شدن، فراموشی) دارد. برای بیان خوشحالی، «بالا پریدن» یا «هوا رفتن» (عامیانه) مناسبتر است.
Score : /4
Aides visuelles
Word Family
Nouns
- پرش
- پریدگی
Verbs
- پریدن
Adjectives
- پریده (رنگ پریده)
Usage Contexts
Daily Life
- بچه از روی مانع پرید.
- از خوشحالی پریدم.
Emotional States
- صدای بلند باعث شد از جا بپرد.
- از ترس رنگش پرید.
Figurative Language
- هوش از سرش پرید.
- تمام امیدهایش پرید.
Sports
- بازیکن برای زدن توپ پرید.
Questions fréquentes
8 questions«پریدن» عمومیتر و روزمرهتر است. «جهیدن» معمولاً به پرشی قویتر، سریعتر و هدفمندتر اشاره دارد و کمی رسمیتر است. مثلاً ورزشکاران میجهند، اما بچهها در پارک میپرند.
«رنگ پریدن» اصطلاحی است که به سفید شدن یا رنگ باختن ناگهانی صورت اشاره دارد. این حالت معمولاً در اثر ترس شدید، شوک، بیماری یا خجالت زیاد رخ میدهد و نشاندهنده تغییر ناگهانی در وضعیت جسمی یا روحی فرد است.
«دل پریدن» به احساس ناگهانی هیجان، شادی زیاد یا حتی ترس در ناحیه قلب اشاره دارد. وقتی اتفاقی خوشایند یا غافلگیرکننده رخ میدهد، ممکن است این حس را تجربه کنید. مثلاً «با شنیدن خبر قبولیام، دلم از خوشحالی پرید.»
خیر، «پریدن» معانی مجازی هم دارد. مثلاً «هوش پریدن» به معنی فراموشی ناگهانی است یا «قیمتها پرید» یعنی افزایش ناگهانی قیمت.
«خیز برداشتن» حالت آماده شدن برای پریدن یا دویدن است؛ یک حرکت اولیه. «پریدن» خودِ عمل جهیدن است. اول خیز برمیدارید، بعد میپرید.
در موقعیتهای بسیار رسمی و اداری، بهتر است از افعال دقیقتر و رسمیتر استفاده کنید. مثلاً به جای «کارمند از روی میز پرید»، بگویید «کارمند از روی میز بالا رفت» یا «از روی میز پریدن».
معمولاً نه. «پریدن» بیشتر به جهش از زمین اشاره دارد. برای پرواز کردن پرندگان یا هواپیما از فعل «پرواز کردن» استفاده میشود. اما گاهی در زبان عامیانه برای اشاره به پرواز کوتاه یا جهش در هوا به کار میرود.
بهترین راه، خواندن متون متنوع فارسی (داستان، روزنامه، مجله) و توجه به جملاتی است که در آنها «پریدن» به کار رفته است. همچنین، پرسیدن از افراد بومی یا معلم زبان میتواند به درک بهتر این کاربردها کمک کند.
Expressions liées
Vocabulaire associé
Plus de mots sur sports
آب تنی کردن
B1To move through water using one's limbs; to take a bath.
آبتنی کردن
A2To swim, bathe (in water).
المپیک
A2A series of international athletic competitions held every four years.
امتیاز
A2A number expressing the quality of a player's performance; a score or point.
اسکی
A2The sport of gliding over snow on skis, skiing.
استخر
A1Swimming pool; an artificial basin of water for swimming.
باخت
A1Loss, defeat.
باختن
A2To fail to win a game, contest, or election.
باشگاه
A2Club, gym, sports club.
بازنده
A1A loser, the person or team that loses.