B1 verb Formal|informal|neutral #4,500 सबसे आम 1 मिनट पढ़ने का समय

ثابت کردن

sabet kardan /sɒbet kærˈdæn/

To prove; to demonstrate the truth or existence of something with evidence.

The word 'ثابت کردن' means to prove or demonstrate the truth of something using evidence.

30 सेकंड में शब्द

  • To demonstrate truth with evidence.
  • Used in formal and informal settings.
  • Requires logical reasoning and proof.

Summary

The word 'ثابت کردن' means to prove or demonstrate the truth of something using evidence.

  • To demonstrate truth with evidence.
  • Used in formal and informal settings.
  • Requires logical reasoning and proof.

Focus on Evidence and Logic

When using 'ثابت کردن', always think about what evidence or logical steps are needed to support your claim.

Avoid Overusing 'Prove'

Using 'ثابت کردن' too often for trivial matters can make your language sound insistent or unnecessary.

Importance of Proof in Discourse

In Persian culture, backing up claims with evidence, especially in formal discussions or arguments, is highly valued.

उदाहरण

4 / 4
1

او با ارائه مدارک کافی، توانست مالکیت خود را بر زمین ثابت کند.

He proved his ownership of the land by presenting sufficient documents.

2

این مطالعه سعی در ثابت کردن ارتباط بین ژنتیک و بیماری‌های روانی دارد.

This study aims to prove the link between genetics and mental illnesses.

3

چطوری می‌خوای ثابت کنی که اون روز اونجا بودی؟

How are you going to prove that you were there that day?

4

قاضی از دادستان خواست تا جرم متهم را به طور قطعی ثابت کند.

The judge asked the prosecutor to definitively prove the defendant's guilt.

शब्द परिवार

संज्ञा
ثبوت (proof, evidence), ثبات (stability)
क्रिया
ثابت کردن (to prove)
विशेषण
ثابت (proven, fixed, stable)

याद रखने का तरीका

Think of 'ثابت' (stable, fixed) as something that has been proven and is now undeniable, like a stable fact.

Overview

«ثابت کردن» فعلی پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای اثبات کردن، نشان دادن درستی، یا مستند کردن یک موضوع با استفاده از دلایل، شواهد، یا مدارک است. این فعل در موقعیت‌های مختلفی از جمله بحث‌های علمی، حقوقی، روزمره و حتی در اثبات یک خاطره یا احساس کاربرد دارد. هدف اصلی از «ثابت کردن» رفع هرگونه شک و تردید و ارائه یک حقیقت انکارناپذیر است.

این فعل معمولاً با مفعول مستقیم خود (چیزی که باید ثابت شود) و گاهی با حروف اضافه مانند «به» یا «برای» همراه می‌شود. ساختارهای رایج شامل «چیزی را ثابت کردن»، «اینکه ... را ثابت کردن»، و «چگونه ... را ثابت کردن» هستند. در برخی موارد، می‌توان از آن به صورت لازم (بدون مفعول) نیز استفاده کرد، مثلاً «حرفش ثابت شد».

۱. مباحث علمی و پژوهشی: ثابت کردن یک فرضیه، نظریه، یا نتیجه تحقیق. ۲. محیط‌های حقوقی: ثابت کردن جرم، بی‌گناهی، یا صحت یک سند. ۳. گفتگوهای روزمره: ثابت کردن یک خاطره، یک ادعا، یا درستی یک اطلاعات. ۴. اثبات هویت یا مالکیت: ثابت کردن اینکه شخصی کیست یا چیزی متعلق به چه کسی است.

«اثبات کردن» مترادف بسیار نزدیکی برای «ثابت کردن» است و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. با این حال، «اثبات کردن» ممکن است کمی رسمی‌تر باشد. «نشان دادن» نیز می‌تواند در برخی زمینه‌ها به معنای «ثابت کردن» به کار رود، اما معمولاً به معنای آشکار کردن یا به نمایش گذاشتن است و لزوماً به معنای ارائه شواهد قوی نیست. «تحقیق کردن» یا «بررسی کردن» مراحل پیش از «ثابت کردن» هستند.

इस्तेमाल की जानकारी

The verb 'ثابت کردن' is widely used across various registers, from informal conversations to formal academic and legal documents. Its meaning implies a need for evidence or logical reasoning to establish the truth of a statement or claim.

सामान्य गलतियाँ

Learners might confuse 'ثابت کردن' with simply 'showing' something, neglecting the crucial element of providing proof or evidence. Also, overuse in contexts where proof isn't necessary can sound unnatural.

याद रखने का तरीका

Think of 'ثابت' (stable, fixed) as something that has been proven and is now undeniable, like a stable fact.

शब्द की उत्पत्ति

The word originates from Arabic 'ثبت' (thabat), meaning firmness, stability, or confirmation. In Persian, it evolved to mean establishing the truth or validity of something.

सांस्कृतिक संदर्भ

In Persian culture, the ability to support one's arguments with evidence is highly respected. Being able to 'ثابت کردن' a point strengthens credibility, especially in debates or formal settings.

उदाहरण

1

او با ارائه مدارک کافی، توانست مالکیت خود را بر زمین ثابت کند.

everyday

He proved his ownership of the land by presenting sufficient documents.

2

این مطالعه سعی در ثابت کردن ارتباط بین ژنتیک و بیماری‌های روانی دارد.

academic

This study aims to prove the link between genetics and mental illnesses.

3

چطوری می‌خوای ثابت کنی که اون روز اونجا بودی؟

informal

How are you going to prove that you were there that day?

4

قاضی از دادستان خواست تا جرم متهم را به طور قطعی ثابت کند.

formal

The judge asked the prosecutor to definitively prove the defendant's guilt.

शब्द परिवार

संज्ञा
ثبوت (proof, evidence), ثبات (stability)
क्रिया
ثابت کردن (to prove)
विशेषण
ثابت (proven, fixed, stable)

सामान्य शब्द संयोजन

واقعیت را ثابت کردن To prove the reality
بی‌گناهی را ثابت کردن To prove innocence
حقانیت خود را ثابت کردن To prove one's righteousness/validity
ارتباط را ثابت کردن To prove a connection/link

सामान्य वाक्यांश

حرفش ثابت شد

His word was proven true / He was proven right

این را ثابت کن!

Prove it!

نمی‌توانم ثابت کنم

I can't prove it

अक्सर इससे भ्रम होता है

ثابت کردن vs نشان دادن

'نشان دادن' (to show) is about making something visible or apparent, while 'ثابت کردن' (to prove) requires evidence to establish truth or validity.

ثابت کردن vs اثبات کردن

These are near synonyms. 'اثبات کردن' might be slightly more formal or used in academic/legal contexts, but often interchangeable with 'ثابت کردن'.

व्याकरण पैटर्न

فاعل + مفعول + را + ثابت کردن (مثال: او حقیقت را ثابت کرد) فاعل + اینکه + جمله + را + ثابت کردن (مثال: او اینکه ما مقصریم را ثابت کرد) فاعل + چگونه/چرا + ... + را + ثابت کردن (مثال: چگونه می‌توانی این را ثابت کنی؟)

Focus on Evidence and Logic

When using 'ثابت کردن', always think about what evidence or logical steps are needed to support your claim.

Avoid Overusing 'Prove'

Using 'ثابت کردن' too often for trivial matters can make your language sound insistent or unnecessary.

Importance of Proof in Discourse

In Persian culture, backing up claims with evidence, especially in formal discussions or arguments, is highly valued.

खुद को परखो

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

دانشمندان تلاش می‌کنند که نظریه نسبیت را با آزمایش‌های جدید ________.

सही! बिलकुल नहीं। सही जवाब: ثابت کنند

در این جمله، نیاز به کلمه‌ای است که به معنای اثبات علمی با استفاده از آزمایش باشد، و «ثابت کردن» بهترین گزینه است.

multiple choice

بهترین مترادف برای «ثابت کردن» در جمله زیر کدام است؟

وکیل تلاش کرد بی‌گناهی موکلش را در دادگاه ثابت کند.

सही! बिलकुल नहीं। सही जवाब: اثبات کند

«اثبات کردن» نزدیک‌ترین مترادف به «ثابت کردن» در این متن حقوقی است و به معنای ارائه شواهد برای نشان دادن درستی است.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، جمله‌ای بسازید که در آن «ثابت کردن» به کار رفته باشد.

کلمات: او، ادعا، خود، را، حقیقت، با، مدرک، توانست

सही! बिलकुल नहीं। सही जवाब: او توانست حقیقت ادعای خود را با مدرک ثابت کند.

این جمله از نظر دستوری صحیح است و به خوبی معنای «ثابت کردن» را با استفاده از شواهد (مدرک) نشان می‌دهد.

स्कोर: /3

अक्सर पूछे जाने वाले सवाल

4 सवाल

این دو کلمه بسیار شبیه به هم هستند و اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. «ثابت کردن» کمی رایج‌تر و عمومی‌تر است، در حالی که «اثبات کردن» ممکن است در متون رسمی‌تر یا علمی بیشتر به کار رود. هر دو به معنای ارائه دلیل و مدرک برای نشان دادن درستی چیزی هستند.

نه همیشه. در حالی که اغلب با شواهد عینی همراه است، گاهی اوقات «ثابت کردن» می‌تواند از طریق استدلال منطقی، شهادت شاهدان، یا حتی اجماع نظر نیز صورت گیرد. اما اساس آن بر پایه ارائه دلایلی است که شک را برطرف کند.

معمولاً در مواردی که نیازی به اثبات نیست یا موضوع کاملاً بدیهی است، استفاده از این فعل ممکن است غیرضروری یا حتی اغراق‌آمیز به نظر برسد. همچنین در بیان احساسات شخصی که قابل سنجش نیستند، کاربرد ندارد.

با مطالعه متون مختلف، به خصوص اخبار، مقالات علمی و گزارش‌های حقوقی، با کاربرد این فعل آشنا شوید. سعی کنید جملاتی بسازید که در آن درستی موضوعی را با دلایل مختلف «ثابت» می‌کنید.

क्या यह मददगार था?
अभी तक कोई टिप्पणी नहीं। अपने विचार साझा करने वाले पहले व्यक्ति बनें!