A1 verb 중립 #1,000 가장 일반적인 1분 분량

پذیرفتن

pazirafhtan pæziːroftæn

To agree to take or do something; to accept.

Paziroftan means to accept, agree, or take on something, from simple offers to significant responsibilities.

30초 단어

  • To agree to take or do something.
  • To accept an offer, responsibility, or reality.
  • Common in work, daily life, and social interactions.
  • Can be formal or informal depending on context.

Summary

Paziroftan means to accept, agree, or take on something, from simple offers to significant responsibilities.

  • To agree to take or do something.
  • To accept an offer, responsibility, or reality.
  • Common in work, daily life, and social interactions.
  • Can be formal or informal depending on context.

Use with Common Nouns

Pair 'پذیرفتن' with nouns like 'پیشنهاد' (offer), 'مسئولیت' (responsibility), 'دعوت' (invitation), and 'واقعیت' (reality) for natural usage.

Avoid Overuse in Casual Talk

While correct, 'قبول کردن' or even simpler phrases might sound more natural in very informal, everyday conversations than 'پذیرفتن'.

Acceptance and Politeness

In Iranian culture, politely accepting offers (like tea or food) is important. Using 'پذیرفتن' or 'قبول کردن' shows politeness when agreeing.

Nuance in Acceptance

Consider 'پذیرفتن' for deeper acceptance (e.g., accepting a difficult truth) and 'قبول کردن' for more straightforward agreement (e.g., accepting a gift).

예시

6 / 8
1

من پیشنهاد شما را برای همکاری می‌پذیرم.

I accept your offer for collaboration.

2

دعوتتون رو حتماً می‌پذیریم، ممنون از لطفتون.

We will definitely accept your invitation, thank you for your kindness.

3

او مسئولیت هدایت تیم را در شرایط سخت پذیرفت.

He accepted the responsibility of leading the team under difficult circumstances.

4

دانشگاه بر اساس سوابق تحصیلی، دانشجویان را می‌پذیرد.

The university admits students based on their academic records.

5

شاعر در غزلش، سرنوشت محتوم را پذیرفته بود.

The poet had accepted the inevitable fate in his ghazal.

6

خیلی گشت، اما بالاخره کار را پذیرفت.

He searched a lot, but finally accepted the job.

어휘 가족

명사
پذیرش (paziresh)
동사
پذیرفتن (paziroftan)
부사
پذیرفتنی گونه (paziroftani-gooneh)
형용사
پذیرفتنی (paziroftani)
관련
پذیرنده (pazirandeh - acceptor)

암기 팁

Imagine 'Paziroftan' as 'Pa-zero-ftan' – meaning 'put your feet down to zero' when accepting a new job offer, signifying a fresh start you've agreed to.

Overview

«پذیرفتن» یکی از افعال پرکاربرد زبان فارسی است که معانی گوناگونی را در بر می‌گیرد. در بنیادی‌ترین حالت، به معنای «قبول کردن» است؛ یعنی چیزی را که به شما پیشنهاد می‌شود یا به شما عرضه می‌گردد، رد نکنید و آن را بپذیرید.

۱. معنا و ظرایف معنایی:

  • قبول کردن پیشنهاد یا دعوت: رایج‌ترین کاربرد «پذیرفتن» در موقعیت‌هایی است که کسی چیزی به شما پیشنهاد می‌دهد (مانند یک شغل، یک دعوت به مهمانی، یک هدیه) و شما با آن موافقت می‌کنید. مثال: «دعوت دوستم را برای شام پذیرفتم.»
  • به عهده گرفتن مسئولیت یا وظیفه: این فعل می‌تواند به معنای قبول کردن مسئولیتی باشد که به شما سپرده می‌شود. مثال: «او مسئولیت پروژه جدید را پذیرفت.»
  • موافقت کردن با یک نظر یا عقیده: گاهی «پذیرفتن» به معنای هم‌نظر شدن یا موافقت با دیدگاه یا حرفی است. مثال: «در نهایت، حرف‌های او را پذیرفتم.»
  • قبول کردن یک وضعیت یا واقعیت: در مواردی، این فعل به معنای تسلیم شدن در برابر یک واقعیت یا شرایطی است که قابل تغییر نیست. مثال: «باید این واقعیت را بپذیریم که او دیگر برنمی‌گردد.»
  • پذیرش در معنای مذهبی یا معنوی: گاهی در متون عرفانی یا دینی، «پذیرفتن» به معنای رضا دادن به مشیت الهی یا قبول کردن تقدیر است.

۲. الگوهای کاربرد:

  • رسمی و غیررسمی: «پذیرفتن» هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد. در موقعیت‌های رسمی، بیشتر برای قبول کردن مسئولیت‌های شغلی، پیشنهادهای رسمی، یا توافق‌نامه‌ها استفاده می‌شود. در موقعیت‌های غیررسمی، برای قبول کردن دعوت‌ها، پیشنهادهای دوستانه، یا نظرات به کار می‌رود.
  • گفتاری و نوشتاری: این فعل در هر دو حالت گفتاری و نوشتاری رایج است. در مکالمات روزمره، به وفور شنیده می‌شود. در نوشتار، در متون خبری، ادبی، اداری و علمی نیز به کار می‌رود.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: در زبان فارسی معیار، «پذیرفتن» به همین شکل استفاده می‌شود. ممکن است در گویش‌های محلی، افعال دیگری با معنای مشابه به کار روند، اما «پذیرفتن» در کل زبان فارسی شناخته شده و قابل فهم است.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • محیط کار: پذیرفتن پیشنهاد شغلی، پذیرفتن مسئولیت یک پروژه، پذیرفتن یک ایده در جلسه.
  • تحصیل: پذیرفتن دانشجو در دانشگاه، پذیرفتن نمره، پذیرفتن یک نظریه علمی.
  • زندگی روزمره: پذیرفتن دعوت دوست، پذیرفتن هدیه، پذیرفتن عذرخواهی، پذیرفتن یک پیشنهاد.
  • رسانه و ادبیات: پذیرفتن نقش در فیلم، پذیرفتن یک شخصیت داستانی، پذیرفتن یک سبک هنری.

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • قبول کردن: «قبول کردن» مترادف بسیار نزدیکی برای «پذیرفتن» است و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. با این حال، «پذیرفتن» گاهی بار معنایی عمیق‌تری دارد، به‌ویژه در مورد پذیرش واقعیت‌ها یا مسئولیت‌های سنگین‌تر. «قبول کردن» بیشتر جنبه‌ی ظاهری یا فوری دارد.
  • رضا دادن: «رضا دادن» بیشتر به معنای تن دادن به خواست یا تقدیر است و بار معنایی عمیق‌تر و گاهی همراه با نوعی تسلیم یا قناعت دارد. «پذیرفتن» می‌تواند فعالانه‌تر باشد.
  • همراه شدن: «همراه شدن» به معنای آمدن با کسی یا شرکت کردن در چیزی است و ارتباطی با معنای اصلی «پذیرفتن» ندارد.

۵. لحن و سطح رسمیت:

«پذیرفتن» کلمه‌ای نسبتاً خنثی است اما بسته به بافت جمله، می‌تواند رسمی یا غیررسمی تلقی شود. در مکاتبات اداری یا رسمی، استفاده از آن مناسب است. در گفتگوی دوستانه نیز کاملاً طبیعی است. باید از کاربرد آن در مواقعی که معنای «تحمل کردن» یا «وادار شدن به کاری» مد نظر است، پرهیز کرد، مگر اینکه بافت جمله آن را توجیه کند.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • پیشنهاد را پذیرفتن: موافقت با یک پیشنهاد (شغلی، دوستانه).
  • مسئولیت را پذیرفتن: قبول کردن وظیفه‌ای سنگین.
  • دعوت را پذیرفتن: موافقت با دعوت به مهمانی یا رویدادی.
  • نقد را پذیرفتن: قبول کردن انتقاد و توجه به آن.
  • واقعیت را پذیرفتن: درک و قبول کردن شرایط یا حقیقتی غیرقابل تغییر.
  • نقش را پذیرفتن: قبول کردن ایفای یک نقش (در تئاتر، فیلم، یا حتی زندگی).
  • عذرخواهی را پذیرفتن: قبول کردن دلجویی و بخشش.
  • ایده را پذیرفتن: موافقت با یک طرح یا فکر جدید.

در مجموع، «پذیرفتن» فعلی چندوجهی است که در موقعیت‌های مختلف زندگی روزمره، کاری و اجتماعی کاربرد فراوانی دارد و درک ظرایف معنایی آن به تسلط بیشتر بر زبان فارسی کمک می‌کند.

사용 참고사항

While 'پذیرفتن' is versatile, be mindful of its nuance. In very casual settings, 'قبول کردن' might sound slightly more natural. Avoid using it for 'enduring' something unless the context strongly implies acceptance alongside endurance. It's generally suitable for both spoken and written Persian across various registers.

자주 하는 실수

Learners sometimes confuse 'پذیرفتن' with 'تحمل کردن' (to endure). Remember 'پذیرفتن' is about agreement or taking something on. Also, ensure correct preposition usage when applicable, though 'پذیرفتن' often takes a direct object.

암기 팁

Imagine 'Paziroftan' as 'Pa-zero-ftan' – meaning 'put your feet down to zero' when accepting a new job offer, signifying a fresh start you've agreed to.

어원

The word 'پذیرفتن' (paziroftan) originates from Middle Persian. 'Pazīr-' is the root related to 'seeing' or 'receiving', and '-oftan' is a common verb suffix. It evolved from the idea of 'receiving' or 'taking in' something.

문화적 맥락

Accepting hospitality, such as tea or sweets, is a common social ritual in Iran. Politely 'پذیرفتن' these offers is a sign of respect. The concept of 'تقدیر' (destiny) also plays a role, where 'پذیرفتن' can mean accepting one's fate with grace.

예시

1

من پیشنهاد شما را برای همکاری می‌پذیرم.

formal

I accept your offer for collaboration.

2

دعوتتون رو حتماً می‌پذیریم، ممنون از لطفتون.

informal

We will definitely accept your invitation, thank you for your kindness.

3

او مسئولیت هدایت تیم را در شرایط سخت پذیرفت.

business

He accepted the responsibility of leading the team under difficult circumstances.

4

دانشگاه بر اساس سوابق تحصیلی، دانشجویان را می‌پذیرد.

academic

The university admits students based on their academic records.

5

شاعر در غزلش، سرنوشت محتوم را پذیرفته بود.

literary

The poet had accepted the inevitable fate in his ghazal.

6

خیلی گشت، اما بالاخره کار را پذیرفت.

everyday

He searched a lot, but finally accepted the job.

7

باید واقعیت را پذیرفت که او دیگر برنمی‌گردد.

everyday

We must accept the reality that he is not coming back.

8

عذرخواهی او را پذیرفتم و دیگر بحث نکردم.

informal

I accepted his apology and didn't argue further.

어휘 가족

명사
پذیرش (paziresh)
동사
پذیرفتن (paziroftan)
부사
پذیرفتنی گونه (paziroftani-gooneh)
형용사
پذیرفتنی (paziroftani)
관련
پذیرنده (pazirandeh - acceptor)

자주 쓰는 조합

پیشنهاد را پذیرفتن To accept an offer
مسئولیت را پذیرفتن To accept responsibility
دعوت را پذیرفتن To accept an invitation
واقعیت را پذیرفتن To accept reality
نقد را پذیرفتن To accept criticism
نقش را پذیرفتن To accept a role
عذرخواهی را پذیرفتن To accept an apology
ایده را پذیرفتن To accept an idea

자주 쓰는 구문

پیشنهاد کاری را پذیرفتن

To accept a job offer

دعوت به مهمانی را پذیرفتن

To accept an invitation to a party

مسئولیت سنگینی را پذیرفتن

To accept a heavy responsibility

واقعیت تلخ را پذیرفتن

To accept a bitter reality

자주 혼동되는 단어

پذیرفتن vs قبول کردن

Often interchangeable with 'پذیرفتن', but 'پذیرفتن' can imply a deeper or more formal acceptance, especially of responsibilities or realities. Example: 'پیشنهاد را پذیرفتم' (formal) vs. 'دعوت را قبول کردم' (casual).

پذیرفتن vs رضا دادن

'رضا دادن' implies yielding or consenting, often to something unavoidable or imposed, sometimes with resignation. 'پذیرفتن' can be more active. Example: 'به سرنوشت رضا داد' (He resigned himself to fate) vs. 'او واقعیت را پذیرفت' (He accepted the reality).

پذیرفتن vs تحمل کردن

'تحمل کردن' means to endure or bear something unpleasant. 'پذیرفتن' means to accept it, which might involve enduring it, but the focus is on acceptance, not just bearing. Example: 'گرما را تحمل می‌کنم' (I endure the heat) vs. 'این گرما را باید پذیرفت' (One must accept this heat).

문법 패턴

فاعل + مفعول + را + پذیرفتن (مثال: او پیشنهاد را پذیرفتم.) فاعل + حرف اضافه (مثل: با، به) + ... + پذیرفتن (مثال: با شرایط او پذیرفتم.) فاعل + پذیرفتن + که + جمله (مثال: پذیرفتم که اشتباه کرده بودم.) ساختارهای مجهول (مثال: دانشجو پذیرفته شد.) استفاده با اسامی انتزاعی (مثال: پذیرش واقعیت) استفاده در زمان‌های مختلف (ماضی، حال، آینده)

Use with Common Nouns

Pair 'پذیرفتن' with nouns like 'پیشنهاد' (offer), 'مسئولیت' (responsibility), 'دعوت' (invitation), and 'واقعیت' (reality) for natural usage.

Avoid Overuse in Casual Talk

While correct, 'قبول کردن' or even simpler phrases might sound more natural in very informal, everyday conversations than 'پذیرفتن'.

Acceptance and Politeness

In Iranian culture, politely accepting offers (like tea or food) is important. Using 'پذیرفتن' or 'قبول کردن' shows politeness when agreeing.

Nuance in Acceptance

Consider 'پذیرفتن' for deeper acceptance (e.g., accepting a difficult truth) and 'قبول کردن' for more straightforward agreement (e.g., accepting a gift).

셀프 테스트

fill blank

جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.

او ___ پیشنهاد کار در شرکت جدید را پذیرفت.

정답! 아쉬워요. 정답: با

حرف اضافه مناسب برای «پذیرفتن پیشنهاد» در این ساختار، «با» است.

multiple choice

معنی درست «پذیرفتن» در جمله زیر چیست؟

ما باید این شرایط سخت را بپذیریم.

정답! 아쉬워요. 정답: قبول کردن و کنار آمدن

در این جمله، «پذیرفتن» به معنای قبول کردن یک وضعیت ناخوشایند و تلاش برای کنار آمدن با آن است.

sentence building

کلمات را مرتب کنید تا جمله صحیحی بسازید.

دعوت / دوستم / را / پذیرفتم

정답! 아쉬워요. 정답: دعوت دوستم را پذیرفتم

ساختار معمول جمله فارسی به این صورت است: مفعول (دعوت دوستم) + حرف اضافه (را) + فعل (پذیرفتم).

error correction

جمله زیر را اصلاح کنید.

من مسئولیت این کار را قبول کردم.

정답! 아쉬워요. 정답: من مسئولیت این کار را پذیرفتم.

هرچند «قبول کردم» نیز در این جمله اشتباه نیست، اما «پذیرفتم» برای مسئولیت‌های بزرگتر، بار معنایی قوی‌تر و رسمی‌تری دارد و انتخاب بهتری است.

점수: /4

시각 학습 자료

Word Family

پذیرفتن

Nouns

  • پذیرش (acceptance)
  • پذیرفته شده (accepted/admitted)

Verbs

  • پذیرفتن (to accept)
  • پذیراندن (to make someone accept)

Adjectives

  • پذیرفتنی (acceptable)

Usage Contexts

Job Offer

  • پیشنهاد شغلی را پذیرفتم.

Social Invitation

  • دعوت عروسی را پذیرفتیم.

Taking Responsibility

  • او مسئولیت پروژه را پذیرفت.

Accepting Reality

  • باید این واقعیت را پذیرفت.

Academic Admission

  • دانشگاه او را پذیرفت.

자주 묻는 질문

8 질문

این فعل در موقعیت‌های مختلفی کاربرد دارد؛ از جمله قبول کردن پیشنهاد کار، دعوت دوستانه، مسئولیت یک پروژه، یا حتی قبول یک واقعیت تلخ. کاربرد آن بسیار گسترده است.

این دو کلمه اغلب به جای هم به کار می‌روند، اما «پذیرفتن» گاهی بار معنایی عمیق‌تری دارد، مخصوصاً وقتی پای مسئولیت‌ها یا واقعیت‌های مهم در میان باشد. «قبول کردن» ممکن است بیشتر جنبه‌ی ظاهری یا فوری داشته باشد.

نه همیشه. در حالی که اغلب به معنای موافقت و قبول کردن است، می‌تواند به معنای پذیرش یک وضعیت ناخوشایند یا اجتناب‌ناپذیر هم باشد، مانند «باید این شکست را پذیرفت.»

بهتر است به بافت جمله دقت کنید. برای پیشنهادهای کاری یا مسئولیت‌های رسمی، «پذیرفتن» مناسب است. برای دعوت‌های دوستانه، «قبول کردن» یا «پذیرفتن» هر دو خوب هستند. به فعل یا اسمی که قبل یا بعد از آن می‌آید، توجه کنید.

حتماً. مثلاً: «او مسئولیت هدایت تیم را پذیرفت.» یا «دانشجو پذیرفتن که باید بیشتر درس بخواند.» در اینجا «پذیرفتن» به معنای قبول کردن وظیفه یا درک یک موضوع است.

بله، «پذیرفتن» در زبان عامیانه هم بسیار رایج است، اما گاهی اوقات ممکن است کلمات ساده‌تری مانند «قبول کردن» یا حتی «باشه» (در پاسخ به پیشنهاد) ترجیح داده شوند.

می‌توانید بگویید: «عذرخواهی‌اش را پذیرفتم.» یا «عذرخواهی او را قبول کردم.» هر دو جمله صحیح و رایج هستند.

گاهی اوقات در بافت‌های خاص، می‌تواند این معنا را هم بدهد، اما معنای اصلی آن «قبول کردن» است. برای «تحمل کردن» معمولاً از فعل خود «تحمل کردن» یا «چاره‌ای جز... نداشتن» استفاده می‌شود.

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!