A1 verb 중립 #1,700 가장 일반적인 1분 분량

تمیز کردن

tiz kardan /tæmiːz kærdæn/

To clean, make tidy.

“تمیز کردن” is a fundamental, versatile verb encompassing physical cleaning, tidying, and even metaphorical purification, crucial for daily life and cultural values.

30초 단어

  • To clean, tidy, or purify physically or metaphorically.
  • Widely used in daily life for maintaining hygiene and order.
  • Neutral register, appropriate for all formal and informal contexts.
  • Common mistake: Confusing with "شستن" (washing) which implies water.
  • Cultural note: Cleanliness is highly valued in Persian culture.

Summary

“تمیز کردن” is a fundamental, versatile verb encompassing physical cleaning, tidying, and even metaphorical purification, crucial for daily life and cultural values.

  • To clean, tidy, or purify physically or metaphorically.
  • Widely used in daily life for maintaining hygiene and order.
  • Neutral register, appropriate for all formal and informal contexts.
  • Common mistake: Confusing with "شستن" (washing) which implies water.
  • Cultural note: Cleanliness is highly valued in Persian culture.

Master Everyday Cleaning Tasks

"تمیز کردن" is your go-to verb for almost any cleaning activity. Use it for general tasks like "تمیز کردن خانه" (cleaning the house), "تمیز کردن اتاق" (cleaning the room), or "تمیز کردن میز" (cleaning the table). This versatility makes it essential for daily communication.

Don't Confuse with "Shostan"

While "شستن" (shostan) also means to clean, it specifically implies using water, as in "شستن لباس" (washing clothes) or "شستن ظرف" (washing dishes). "تمیز کردن" is broader and can include dry cleaning methods like dusting or vacuuming, so choose carefully based on the context.

Cleanliness in Persian Culture

Cleanliness is highly valued in Persian culture, often seen as a reflection of personal character and respect for guests. Using "تمیز کردن" correctly shows an understanding of this importance, whether discussing personal habits or household duties. A clean home is a welcoming home.

Explore Metaphorical Uses

Beyond physical cleaning, "تمیز کردن" can be used metaphorically. For instance, "تمیز کردن ذهن" means clearing one's mind, or "تمیز کردن سابقه" implies clearing one's record. Recognizing these nuanced uses will enhance your fluency and comprehension of deeper meanings.

예시

6 / 8
1

لطفا اتاقت را تمیز کن تا مرتب شود.

Please clean your room so it becomes tidy.

2

شهرداری موظف به تمیز کردن معابر عمومی شهر است.

The municipality is obliged to clean the public thoroughfares of the city.

3

وای، چقدر ماشینت کثیفه! بیا یه دستی بهش بکشیم تمیزش کنیم.

Wow, your car is so dirty! Let's give it a hand and clean it.

4

پژوهشگران توصیه می‌کنند قبل از شروع آزمایش، ابزارها به دقت تمیز شوند.

Researchers recommend that tools be thoroughly cleaned before starting the experiment.

5

برای حفظ اعتبار شرکت، باید فضای اداری را به طور منظم تمیز نگه داریم.

To maintain the company's reputation, we must keep the office space regularly clean.

6

او با وسواس خاصی شیشه پنجره را تمیز می‌کرد، گویی می‌خواست غبار سالیان را از دل خود نیز بزداید.

She meticulously cleaned the window pane, as if she wanted to wipe away years of dust from her own heart.

어휘 가족

명사
تمیزی (cleanliness)
동사
تمیز کردن (to clean)
부사
تمیز (cleanly, in a clean manner - less common as a direct adverb, usually with 'به صورت تمیز')
형용사
تمیز (clean)
관련
نظافت (cleaning, hygiene)

암기 팁

Imagine a "TAMIZ" (clean) magician who uses their magic "KARDAN" (to do/make) to transform messy spaces! Picture them waving a wand, and suddenly a dusty room becomes sparkling clean and tidy. The "TAMIZ KARDAN" magician makes everything spick and span, sweeping away dirt and bringing order. This vivid image helps connect the Persian sound to the action of cleaning and tidying.

Overview

«تمیز کردن» فعلی است که به معنای زدودن آلودگی، گرد و غبار، لکه یا هر چیز ناخواسته از سطوح، اشیاء، مکان‌ها یا حتی بدن است تا آنها پاک، مرتب و بهداشتی شوند. این فعل هم به معنای عمل فیزیکی پاکسازی اشاره دارد و هم می‌تواند به مفهوم مرتب کردن و نظم بخشیدن به کار رود. از نظر عاطفی، تمیز کردن معمولاً با حس رضایت، آرامش، تازگی و بهبود وضعیت همراه است. مثلاً تمیز کردن خانه پس از یک روز کاری خسته کننده، می‌تواند حس نظم و کنترل را بازگرداند. همچنین می‌تواند نشانه‌ای از احترام به خود و دیگران باشد، مانند تمیز کردن محیط کار یا پذیرایی از مهمان. این فعل بار معنایی منفی خاصی ندارد، مگر اینکه به صورت کنایه برای «حذف کردن» یا «از بین بردن» چیزی به کار رود که البته در کاربرد روزمره کمتر رایج است. در کل، «تمیز کردن» فعلی بنیادین و پرکاربرد است که در زندگی روزمره اهمیت بسیاری دارد و با مفاهیم بهداشت، نظم، زیبایی و مراقبت گره خورده است.

**الگوهای کاربرد (Usage Patterns)**

«تمیز کردن» فعلی بسیار رایج و پایه در زبان فارسی است که در هر دو بافت رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری کاربرد دارد.

  • رسمی/نوشتاری: در متون رسمی، گزارش‌ها، دستورالعمل‌های بهداشتی، مقالات علمی (در زمینه بهداشت و محیط زیست) و کتاب‌ها، این فعل به شکل استاندارد خود به کار می‌رود. مثلاً: «کارکنان موظفند محیط کار را روزانه تمیز کنند.» یا «برای حفظ سلامت، شستشو و تمیز کردن دست‌ها ضروری است.» در این موارد، تاکید بر وضوح و دقت معناست.
  • غیررسمی/گفتاری: در مکالمات روزمره، بین دوستان، خانواده و در محیط‌های غیررسمی، «تمیز کردن» بدون هیچ تغییری استفاده می‌شود. لحن ممکن است دوستانه‌تر یا دستوری باشد. مثلاً: «بیا اتاقت رو تمیز کن!» یا «امروز خونه رو تمیز کردم، خیلی خسته‌ام.» در گفتار ممکن است گاهی با افعال دیگری مثل «پاک کردن» یا «شستن» جایگزین شود، اما «تمیز کردن» همچنان رایج‌ترین و کلی‌ترین گزینه است.
  • کاربرد منطقه‌ای: این فعل در تمامی مناطق فارسی‌زبان ایران و حتی در کشورهای فارسی‌زبان دیگر (مانند افغانستان و تاجیکستان) به همین معنا و شکل به کار می‌رود و تفاوت منطقه‌ای محسوسی در کاربرد آن وجود ندارد. این یک فعل پایه و جهانی در زبان فارسی است.

**زمینه‌های رایج (Common Contexts)**

  • کار (Work): در محیط‌های کاری، به خصوص در بخش خدمات، نظافت، بهداشت و تولید، «تمیز کردن» یک فعالیت روزمره است. مثال: «کارگران پس از اتمام شیفت، دستگاه‌ها را تمیز می‌کنند.» یا «تمیز کردن دفاتر اداری هر روز صبح انجام می‌شود.»
  • سفر (Travel): در سفر، تمیز کردن وسایل نقلیه، اتاق هتل، یا حتی وسایل شخصی اهمیت پیدا می‌کند. مثال: «قبل از تحویل دادن ماشین اجاره‌ای، آن را تمیز کردیم.» یا «مسافران باید محل اقامت خود را تمیز نگه دارند.»
  • رسانه (Media): در اخبار، تبلیغات، برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی، این فعل برای اشاره به محصولات بهداشتی، خدمات نظافتی یا توصیه‌های بهداشتی به کار می‌رود. مثال: «با این شوینده جدید، خانه خود را به راحتی تمیز کنید.» یا «خبرنگار از شهردار درباره تمیز کردن خیابان‌ها سوال کرد.»
  • ادبیات (Literature): در ادبیات، ممکن است به صورت استعاری یا برای توصیف محیط و شخصیت‌ها استفاده شود. هرچند کمتر به صورت مستقیم و صرفاً برای عمل فیزیکی. مثال: «او با وسواس خاصی میز را تمیز می‌کرد، گویی می‌خواست خاطرات تلخ را نیز از آن بزداید.» (استعاری)
  • شبکه‌های اجتماعی (Social Media): در شبکه‌های اجتماعی، افراد ممکن است عکس‌ها و ویدئوهایی از تمیز کردن خانه، ماشین یا حتی مرتب کردن فایل‌های دیجیتال خود منتشر کنند. هشتگ‌هایی مانند #تمیز_کردن_خانه یا #نکات_خانه_داری رایج هستند. مثال: «بالاخره تونستم اتاقم رو تمیز کنم! حس خوبی دارم.»

**مقایسه با کلمات مشابه (Comparison with Similar Words)**

  • پاک کردن (Pāk kardan): این فعل نیز به معنای «تمیز کردن» است، اما معمولاً بر «زدودن لکه، گرد و غبار یا آلودگی خاص» از یک سطح کوچک‌تر یا با تمرکز بر نتیجه «پاک شدن» تاکید دارد. «پاک کردن» بیشتر برای لکه‌ها، گرد و غبار از یک سطح خاص (مثلاً پاک کردن میز، پاک کردن لکه از لباس) به کار می‌رود. «تمیز کردن» کلی‌تر است و می‌تواند شامل مرتب کردن و نظم دادن هم باشد. مثلاً «تمیز کردن اتاق» شامل جارو کردن، گردگیری و مرتب کردن است، در حالی که «پاک کردن اتاق» بیشتر به زدودن آلودگی‌های ظاهری اشاره دارد.
  • شستن (Shostan): این فعل به طور خاص به «تمیز کردن با آب و معمولاً مواد شوینده» اشاره دارد. مثلاً «شستن لباس»، «شستن ظرف»، «شستن ماشین». در حالی که «تمیز کردن» می‌تواند بدون آب هم انجام شود (مثل گردگیری یا جارو کردن). هر «شستنی» نوعی «تمیز کردن» است، اما هر «تمیز کردنی» لزوماً «شستن» نیست.
  • مرتب کردن (Morattab kardan): این فعل بیشتر بر «نظم بخشیدن و سامان دادن» به اشیاء یا محیط تاکید دارد تا زدودن آلودگی. مثلاً «مرتب کردن کمد» یا «مرتب کردن مو». «تمیز کردن» می‌تواند شامل «مرتب کردن» هم باشد، اما «مرتب کردن» لزوماً به معنای پاکسازی فیزیکی نیست. می‌توان چیزی را مرتب کرد بدون اینکه آن را تمیز کرد (مثلاً کتاب‌های خاک‌گرفته را مرتب چید).

**ثبت و لحن (Register & Tone)**

  • «تمیز کردن» یک فعل با ثبت (register) خنثی است. این بدان معناست که در تقریباً هر موقعیت و با هر لحنی می‌توان از آن استفاده کرد.
  • مناسب برای استفاده: در مکالمات روزمره، دستورالعمل‌های رسمی، گزارش‌ها، توصیه‌های بهداشتی، و حتی در متون ادبی (برای توصیف عمل فیزیکی). لحن آن می‌تواند از دستوری (مثلاً «اتاقت را تمیز کن!») تا توصیفی (مثلاً «او با دقت میز را تمیز می‌کرد.») متغیر باشد.
  • زمانی که باید از آن اجتناب کرد: این فعل به ندرت نامناسب تلقی می‌شود. تنها زمانی که نیاز به تاکید بر روش خاصی از پاکسازی (مثلاً با آب و شوینده = شستن) یا صرفاً نظم بخشیدن (مرتب کردن) باشد، ممکن است افعال جایگزین دقیق‌تر باشند. همچنین، در برخی موارد بسیار رسمی یا ادبی که نیاز به واژگان فاخرتری باشد، شاید از کلماتی مانند «تطهیر کردن» (برای پاکیزگی معنوی یا آیینی) استفاده شود، اما این موارد بسیار نادر و خاص هستند و «تمیز کردن» همچنان گزینه عمومی و قابل فهم است.

**هم‌نشینی‌ها در متن (Collocations in Context)**

  • تمیز کردن خانه/اتاق/محیط (House/Room/Environment Cleaning): رایج‌ترین کاربرد که به پاکسازی کلی یک فضا اشاره دارد. مثال: «هر جمعه خانه را تمیز می‌کنیم.»
  • تمیز کردن ظرف/لباس/ماشین (Dish/Clothes/Car Cleaning): در این موارد، اغلب می‌توان از «شستن» هم استفاده کرد، اما «تمیز کردن» یک واژه کلی‌تر است که ممکن است شامل مراحل دیگری غیر از شستشو (مثل خشک کردن یا واکس زدن) نیز باشد. مثال: «بعد از غذا، ظرف‌ها را تمیز کردم.»
  • تمیز کردن دست/صورت (Hand/Face Cleaning): به معنای شستشو یا پاک کردن با دستمال. مثال: «قبل از غذا باید دست‌هایتان را تمیز کنید.»
  • تمیز کردن داده‌ها/فایل‌ها (Data/Files Cleaning): در زمینه فناوری اطلاعات، به معنای مرتب کردن، حذف موارد زائد یا اصلاح اطلاعات. مثال: «برای بهبود عملکرد سیستم، باید داده‌ها را تمیز کنیم.»
  • تمیز کردن ذهن/روح (Mind/Soul Cleaning): کاربرد استعاری به معنای رها شدن از افکار منفی، نگرانی‌ها یا احساسات بد. مثال: «با مدیتیشن سعی می‌کنم ذهنم را تمیز کنم.»
  • تمیز کردن سابقه/گذشته (Record/Past Cleaning): در مفهوم حقوقی یا اجتماعی، به معنای پاک کردن سوابق منفی یا بهبود تصویر عمومی. مثال: «او تلاش کرد سابقه خود را تمیز کند.» (این کاربرد کمی کمتر رایج است و بیشتر جنبه استعاری دارد).

사용 참고사항

“تمیز کردن” is a highly versatile verb with a neutral register, suitable for almost all contexts from casual conversation to formal reports. It's the go-to term for general cleaning and tidying, both physically and sometimes metaphorically. While it's widely used in both written and spoken Persian across all regions, be mindful of specific contexts where "شستن" (washing with water) or "مرتب کردن" (tidying/organizing) might be more precise. It's universally understood and rarely causes confusion unless a more specific cleaning method is implied. Avoid using it if the action is solely about disorganization without dirt, where "به هم ریختن" (to mess up) would be the antonym.

자주 하는 실수

A common mistake is using "تمیز کردن" when "شستن" (to wash with water) is more appropriate, such as saying "من ظرف‌ها را تمیز کردم" instead of "من ظرف‌ها را شستم" if water was involved. Another error might be using it interchangeably with "پاک کردن" without understanding the nuance that "پاک کردن" often implies removing a specific stain or dust from a smaller surface. Learners might also incorrectly use it for purely organizing tasks where "مرتب کردن" is the better fit, overlooking the dirt-removal aspect of "تمیز کردن."

암기 팁

Imagine a "TAMIZ" (clean) magician who uses their magic "KARDAN" (to do/make) to transform messy spaces! Picture them waving a wand, and suddenly a dusty room becomes sparkling clean and tidy. The "TAMIZ KARDAN" magician makes everything spick and span, sweeping away dirt and bringing order. This vivid image helps connect the Persian sound to the action of cleaning and tidying.

어원

The word "تمیز" (tamiz) itself is derived from Arabic, meaning "clean," "pure," or "distinguished." It entered Persian centuries ago and became a fundamental part of the language. The verb "کردن" (kardan) is a native Persian verb meaning "to do" or "to make." Thus, "تمیز کردن" literally translates to "to make clean" or "to do clean." This combination of an Arabic adjective and a Persian verb is very common in Persian for forming compound verbs.

문화적 맥락

Cleanliness, or "نظافت" (nazafat), holds significant cultural and religious importance in Persian-speaking societies. It is often considered a sign of respect, hospitality, and good character. The phrase "تمیز کردن" is frequently used in daily life, reflecting this value, from maintaining a pristine home for guests (مهمان‌نوازی) to personal hygiene. On social media, people share tips and routines for "خانه تمیزی" (clean home), showcasing a generational continuity in valuing domestic order. This emphasis on cleanliness extends beyond the physical to a metaphorical "تمیز کردن دل و روح" (cleaning the heart and soul), reflecting a holistic approach to purity.

예시

1

لطفا اتاقت را تمیز کن تا مرتب شود.

everyday

Please clean your room so it becomes tidy.

2

شهرداری موظف به تمیز کردن معابر عمومی شهر است.

formal

The municipality is obliged to clean the public thoroughfares of the city.

3

وای، چقدر ماشینت کثیفه! بیا یه دستی بهش بکشیم تمیزش کنیم.

informal

Wow, your car is so dirty! Let's give it a hand and clean it.

4

پژوهشگران توصیه می‌کنند قبل از شروع آزمایش، ابزارها به دقت تمیز شوند.

academic

Researchers recommend that tools be thoroughly cleaned before starting the experiment.

5

برای حفظ اعتبار شرکت، باید فضای اداری را به طور منظم تمیز نگه داریم.

business

To maintain the company's reputation, we must keep the office space regularly clean.

6

او با وسواس خاصی شیشه پنجره را تمیز می‌کرد، گویی می‌خواست غبار سالیان را از دل خود نیز بزداید.

literary

She meticulously cleaned the window pane, as if she wanted to wipe away years of dust from her own heart.

7

بعد از مهمانی، مجبور شدیم کل خانه را تمیز کنیم.

everyday

After the party, we had to clean the whole house.

8

کارکنان نظافت مسئول تمیز کردن راهروها و سرویس‌های بهداشتی هستند.

formal

Cleaning staff are responsible for cleaning hallways and restrooms.

어휘 가족

명사
تمیزی (cleanliness)
동사
تمیز کردن (to clean)
부사
تمیز (cleanly, in a clean manner - less common as a direct adverb, usually with 'به صورت تمیز')
형용사
تمیز (clean)
관련
نظافت (cleaning, hygiene)

문법 패턴

فاعل + مفعول + تمیز کردن: (فاعل) خانه را تمیز می‌کند. فاعل + (شیء) + را + تمیز کردن: من هر روز اتاقم را تمیز می‌کنم. فاعل + (به صورت) + تمیز کردن: او با دقت میز را تمیز کرد. فاعل + باید + مفعول + را + تمیز کردن: شما باید دست‌هایتان را تمیز کنید. مفعول + تمیز شدن: خانه تمیز شد. فاعل + (زمان) + (مکان) + تمیز کردن: ما دیروز باغچه را تمیز کردیم.

Master Everyday Cleaning Tasks

"تمیز کردن" is your go-to verb for almost any cleaning activity. Use it for general tasks like "تمیز کردن خانه" (cleaning the house), "تمیز کردن اتاق" (cleaning the room), or "تمیز کردن میز" (cleaning the table). This versatility makes it essential for daily communication.

Don't Confuse with "Shostan"

While "شستن" (shostan) also means to clean, it specifically implies using water, as in "شستن لباس" (washing clothes) or "شستن ظرف" (washing dishes). "تمیز کردن" is broader and can include dry cleaning methods like dusting or vacuuming, so choose carefully based on the context.

Cleanliness in Persian Culture

Cleanliness is highly valued in Persian culture, often seen as a reflection of personal character and respect for guests. Using "تمیز کردن" correctly shows an understanding of this importance, whether discussing personal habits or household duties. A clean home is a welcoming home.

Explore Metaphorical Uses

Beyond physical cleaning, "تمیز کردن" can be used metaphorically. For instance, "تمیز کردن ذهن" means clearing one's mind, or "تمیز کردن سابقه" implies clearing one's record. Recognizing these nuanced uses will enhance your fluency and comprehension of deeper meanings.

셀프 테스트

fill blank

جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.

او هر روز صبح دفتر کارش را ______ می‌کند.

정답! 아쉬워요. 정답:

"تمیز کردن" به معنای پاکسازی و مرتب کردن است که برای دفتر کار مناسب است. "شستن" (می‌شوید) برای این مورد صحیح نیست.

multiple choice

کدام جمله معنای "تمیز کردن" را به درستی منتقل می‌کند؟

کدام گزینه بهترین تعریف برای "تمیز کردن" است؟

정답! 아쉬워요. 정답:

تعریف اصلی "تمیز کردن" شامل پاکسازی از آلودگی و نظم بخشیدن به یک مکان یا شیء است. گزینه‌های دیگر به فعالیت‌های کاملاً متفاوتی اشاره دارند.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله صحیح بسازید.

کلمات: "ما"، "هر هفته"، "خانه"، "تمیز کردن"

정답! 아쉬워요. 정답:

این جمله ساختار دستوری صحیح فارسی را دارد. فعل مرکب "تمیز کردن" باید به صورت "تمیز می‌کنیم" صرف شود و مفعول "خانه" با حرف اضافه "را" می‌آید.

error correction

جمله زیر را تصحیح کنید.

"من لباس‌هایم را تمیز کردم با آب و صابون."

정답! 아쉬워요. 정답:

وقتی از آب و صابون برای تمیز کردن لباس استفاده می‌شود، فعل مناسب "شستن" است، نه "تمیز کردن". "تمیز کردن" کلی‌تر است و لزوماً شامل آب نمی‌شود.

점수: /4

시각 학습 자료

Word Family

تمیز کردن

Nouns

  • تمیزی
  • نظافت

Verbs

  • پاکیزه کردن

Adjectives

  • تمیز

Usage Contexts

Academic

  • تمیز کردن ابزار آزمایشگاهی

Daily Life

  • تمیز کردن خانه
  • تمیز کردن اتاق

Business

  • تمیز کردن دفاتر شرکت

자주 묻는 질문

10 질문

"تمیز کردن" معنای گسترده‌تری دارد و شامل زدودن آلودگی، گردگیری، جارو کردن و مرتب کردن می‌شود. اما "پاک کردن" بیشتر به زدودن یک لکه یا آلودگی خاص از یک سطح مشخص اشاره دارد و معمولاً برای جزئیات کوچک‌تر به کار می‌رود. هر "پاک کردنی" نوعی "تمیز کردن" است، اما برعکس آن همیشه صادق نیست.

خیر، "تمیز کردن" علاوه بر اشیاء فیزیکی، می‌تواند به صورت استعاری نیز به کار رود. مثلاً "تمیز کردن ذهن" به معنای رها شدن از افکار منفی یا "تمیز کردن داده‌ها" در مورد اطلاعات کامپیوتری. این کاربردها نشان‌دهنده گستردگی معنایی این فعل است.

خیر، این دو فعل متفاوت هستند. "شستن" به طور خاص به عملیات تمیز کردن با استفاده از آب و معمولاً مواد شوینده اشاره دارد (مثل شستن لباس یا ظرف). اما "تمیز کردن" می‌تواند بدون آب هم انجام شود، مانند گردگیری، جارو کردن یا مرتب کردن.

"تمیز کردن" یک فعل خنثی و بسیار پرکاربرد است و به ندرت نامناسب تلقی می‌شود. تنها زمانی که نیاز به تاکید بر روش خاصی از پاکسازی (مثلاً با آب) یا صرفاً نظم بخشیدن باشد، ممکن است افعال جایگزین دقیق‌تر باشند. در غیر این صورت، استفاده از آن در اکثر موقعیت‌ها صحیح است.

بله، "تمیز کردن" یک فعل مرکب است که از صفت "تمیز" و فعل "کردن" تشکیل شده است. در جملات، معمولاً "تمیز" قبل از فعل اصلی و گاهی با فاصله از آن قرار می‌گیرد، به ویژه وقتی مفعول بین آنها بیاید. مثلاً "من خانه را تمیز کردم."

خیر، "تمیز کردن" فعلی بسیار پایه و استاندارد در زبان فارسی است و در تمامی لهجه‌های رایج فارسی (مانند تهرانی، اصفهانی، شیرازی و حتی فارسی افغانستان و تاجیکستان) به همین شکل و معنا به کار می‌رود. تفاوت منطقه‌ای محسوسی در کاربرد آن وجود ندارد.

"تمیز کردن" به معنای پاکسازی از آلودگی و گرد و غبار است، در حالی که "مرتب کردن" به معنای نظم بخشیدن و سامان دادن به اشیاء است. شما می‌توانید یک کمد را مرتب کنید بدون اینکه آن را تمیز کرده باشید (مثلاً لباس‌های خاک‌گرفته را مرتب بچینید). اما "تمیز کردن" معمولاً شامل "مرتب کردن" نیز می‌شود، زیرا محیط تمیز معمولاً مرتب هم هست.

در برخی کاربردهای بسیار خاص و کنایه‌آمیز، ممکن است به معنای "از بین بردن" یا "حذف کردن" (مثلاً "تمیز کردن حساب‌ها" به معنای تسویه حساب) به کار رود، اما این کاربرد در مکالمات روزمره بسیار نادر است و معنای اصلی آن پاکسازی و نظم‌دهی است. برای "از بین بردن" معمولاً از افعال دیگری استفاده می‌شود.

بله، "تمیز کردن" معمولاً بار معنایی مثبتی دارد. این عمل با مفاهیمی مانند بهداشت، نظم، زیبایی، آرامش و رضایت همراه است. تمیز کردن محیط یا اشیاء حس خوبی به افراد می‌دهد و نشانه‌ای از مراقبت و مسئولیت‌پذیری است.

بله، در برخی موارد استعاری، می‌توان از "تمیز کردن" برای اشاره به پاکسازی معنوی یا رهایی از آلودگی‌های روحی استفاده کرد، مانند "تمیز کردن روح از گناهان". اما برای این منظور، واژگانی مانند "تطهیر" یا "پاکیزگی معنوی" رایج‌تر و دقیق‌تر هستند.

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!