To truly grasp 'چالش کشیدن', remember it signifies an active, often serious, effort to dispute the fundamental truth or validity of something, demanding proof or a re-evaluation.
Word in 30 Seconds
- To dispute or question the truth or validity.
- Used in formal, academic, and legal contexts.
- Implies active disagreement, often seeking to disprove.
- Avoid using in casual conversation; it sounds too formal.
- Reflects critical thinking, but can be confrontational.
**مرور کلی: معنی، ظرافتها و بار احساسی**
«چالش کشیدن» فعلی مرکب در زبان فارسی است که به معنای به پرسش گرفتن یا زیر سؤال بردن اعتبار، صحت، یا مشروعیت چیزی است. این فعل فراتر از یک پرسش ساده است؛ بلکه شامل یک تلاش آگاهانه برای یافتن نقص، ضعف یا نادرستی در یک ادعا، نظریه، تصمیم، یا حتی یک وضعیت موجود میشود. بار معنایی آن اغلب فعالانه و گاهی اوقات مبارزهطلبانه است، به این معنی که فرد یا گروهی که «چالش میکشد»، صرفاً ابراز تردید نمیکند، بلکه به دنبال اثبات بیاعتباری یا ناکارآمدی موضوع مورد بحث است.
ظرافتهای این واژه در این است که میتواند از یک نقد سازنده و علمی تا یک مخالفت جدی و حتی خصمانه متغیر باشد. در یک محیط دانشگاهی، یک دانشجو ممکن است نظریهای را «چالش بکشد» تا نقاط ضعف آن را آشکار کرده و به پیشرفت دانش کمک کند. در یک محیط حقوقی، وکیل ممکن است اعتبار یک سند یا شهادت را «چالش بکشد» تا موکل خود را تبرئه کند. بار احساسی این واژه بسته به زمینه متفاوت است؛ میتواند بیطرفانه و تحلیلی باشد، مانند چالش کشیدن یک فرضیه علمی، یا میتواند قوی و پرشور باشد، مانند چالش کشیدن یک ظلم اجتماعی یا یک تصمیم سیاسی ناعادلانه. در هر صورت، «چالش کشیدن» نشاندهنده عدم پذیرش صرف و تمایل به بررسی عمیقتر و انتقادی است.
**الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقهای**
«چالش کشیدن» عمدتاً در بافتهای رسمی و نیمهرسمی به کار میرود. کاربرد آن در زبان نوشتاری، بهویژه در متون علمی، حقوقی، سیاسی، و ژورنالیستی بسیار رایج است. مقالات پژوهشی، گزارشهای خبری، بیانیههای رسمی و اسناد قانونی اغلب از این فعل برای توصیف فرآیند زیر سؤال بردن یا به چالش کشیدن استفاده میکنند. در زبان گفتاری، این فعل بیشتر در بحثهای جدی، مناظرات، جلسات کاری رسمی یا سخنرانیها شنیده میشود. در مکالمات روزمره و غیررسمی، کمتر از این عبارت استفاده میشود و افراد تمایل دارند از عبارات سادهتری مانند «قبول ندارم»، «زیر سؤال میبرم» یا «شک دارم» استفاده کنند.
از نظر کاربرد منطقهای، «چالش کشیدن» در تمام مناطق فارسیزبان (ایران، افغانستان، تاجیکستان) به خوبی فهمیده شده و مورد استفاده قرار میگیرد، هرچند ممکن است در افغانستان و تاجیکستان به دلیل تفاوت در ساختار جملهبندی و واژگان روزمره، فراوانی کمتری در مکالمات عامیانه داشته باشد. با این حال، در متون رسمی و رسانهای، این واژه کاربرد یکسانی دارد و معنای آن در همه این مناطق مشترک است. این واژه به دلیل ماهیت رسمی و تحلیلیاش، از مرزهای گویشی فراتر رفته و در زبان معیار فارسی جایگاه ثابتی دارد.
**زمینههای رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکههای اجتماعی**
- کار: در محیطهای کاری، «چالش کشیدن» میتواند به معنای زیر سؤال بردن یک طرح، استراتژی، یا تصمیم باشد. مثلاً یک مدیر ممکن است بودجه پیشنهادی را «چالش بکشد» و خواستار جزئیات و توجیهات بیشتری شود. این میتواند به بهبود فرآیندها و تصمیمگیریهای بهتر منجر شود.
- سفر: در زمینه سفر، این واژه کمتر به صورت مستقیم به کار میرود، مگر اینکه فردی بخواهد قوانین یا عرفهای محلی خاصی را به صورت جدی و رسمی زیر سوال ببرد، که البته معمولاً با احتیاط انجام میشود. برای مثال، ممکن است یک گردشگر، قانونی ناعادلانه در مورد حقوق مسافران را «چالش بکشد» (مثلاً از طریق شکایت رسمی).
- رسانه: رسانهها به طور مکرر از «چالش کشیدن» استفاده میکنند، به خصوص زمانی که خبرنگاران یا تحلیلگران، ادعاها، آمارها، یا بیانیههای مقامات را زیر سؤال میبرند. هدف آنها معمولاً اطلاعرسانی دقیق و حفظ شفافیت است. مثلاً یک روزنامه ممکن است صحت آمار دولتی را «چالش بکشد».
- ادبیات: در ادبیات، شخصیتها ممکن است هنجارهای اجتماعی، باورهای سنتی، یا حتی سرنوشت خود را «چالش بکشند». این کاربرد اغلب برای نشان دادن مقاومت، تحول فکری، یا جستجوی حقیقت عمیقتر است. مثلاً یک قهرمان داستان ممکن است باورهای کهنه جامعهاش را «چالش بکشد».
- شبکههای اجتماعی: در شبکههای اجتماعی، کاربران ممکن است اطلاعات غلط (فیک نیوز)، دیدگاههای سیاسی خاص، یا روندهای اجتماعی را «چالش بکشند». این کاربرد میتواند به افزایش آگاهی عمومی یا آغاز بحثهای اجتماعی منجر شود، هرچند گاهی اوقات میتواند به بحثهای تند و غیرسازنده نیز بینجامد.
**مقایسه با واژگان مشابه: تفاوت با مترادفهای نزدیک**
- زیر سؤال بردن: این عبارت نیز به معنای تردید کردن یا به پرسش کشیدن است، اما «چالش کشیدن» فعالتر و هدفمندتر است. «زیر سؤال بردن» میتواند صرفاً ابراز تردید باشد، در حالی که «چالش کشیدن» اغلب با هدف اثبات نادرستی یا بیاعتباری چیزی انجام میشود. مثلاً: «من صحت ادعای او را زیر سؤال بردم» (ممکن است فقط شک داشته باشم)، اما «من ادعای او را چالش کشیدم» (من فعالانه به دنبال رد آن بودم).
- اعتراض کردن: «اعتراض کردن» به معنای ابراز مخالفت یا نارضایتی است، معمولاً نسبت به یک عمل، تصمیم یا وضعیت. در حالی که «چالش کشیدن» بیشتر بر روی اعتبار یا حقیقت یک ادعا تمرکز دارد تا صرفاً ابراز نارضایتی. میتوان به یک تصمیم «اعتراض کرد»، اما یک نظریه را «چالش کشید».
- نقد کردن: «نقد کردن» به معنای بررسی دقیق و تحلیل یک موضوع برای یافتن نقاط قوت و ضعف آن است. «چالش کشیدن» میتواند بخشی از فرآیند نقد باشد، اما «چالش کشیدن» اغلب جنبهای قویتر و ستیزهجویانهتر دارد که به دنبال تضعیف یا ابطال موضوع است، در حالی که نقد میتواند سازنده و بیطرفانه باشد.
- مخالفت کردن: «مخالفت کردن» به معنای ابراز عدم توافق است. «چالش کشیدن» فراتر از صرف مخالفت است؛ به معنای زیر سؤال بردن اساس و بنیان چیزی است که با آن مخالفت میشود. شما میتوانید با یک ایده «مخالفت کنید»، اما یک ایدئولوژی را «چالش بکشید».
**ثبت و لحن: چه زمانی مناسب است، چه زمانی باید از آن اجتناب کرد**
«چالش کشیدن» دارای یک ثبت رسمی و جدی است. لحن آن میتواند از تحلیلی و بیطرفانه تا قاطعانه و حتی ستیزهجو متغیر باشد. این فعل زمانی مناسب است که میخواهید به طور جدی و با دلایل منطقی، صحت، اعتبار یا مشروعیت چیزی را زیر سؤال ببرید. استفاده از آن در بحثهای علمی، حقوقی، سیاسی، و فکری کاملاً مناسب است و نشاندهنده تفکر انتقادی و عمق تحلیل است.
با این حال، باید از کاربرد آن در مکالمات روزمره و غیررسمی، یا در موقعیتهایی که نیاز به لحنی ملایمتر و کمتر تهاجمی است، اجتناب کرد. استفاده از «چالش کشیدن» در یک گفتگوی دوستانه یا خانوادگی ممکن است بیش از حد رسمی یا حتی تهاجمی به نظر برسد و میتواند به سوءتفاهم منجر شود. به جای آن، میتوان از عباراتی مانند «نظرم فرق میکند»، «من اینطور فکر نمیکنم» یا «به نظرم شکبرانگیز است» استفاده کرد. همچنین، در موقعیتهایی که صرفاً به دنبال توضیح یا شفافسازی هستید، بهتر است از «سؤال پرسیدن» یا «توضیح خواستن» استفاده کنید، نه «چالش کشیدن»، زیرا دومی بار معنایی قویتری از عدم پذیرش و تلاش برای رد کردن دارد.
**همنشینیها در متن: جفتواژههای رایج با توضیح**
«چالش کشیدن» با انواع اسمها، به ویژه اسمهای انتزاعی، همنشین میشود که اغلب به یک ایده، مفهوم، تصمیم یا ساختار اشاره دارند:
- ادعا را چالش کشیدن: (to challenge a claim) به معنای زیر سؤال بردن صحت یا اعتبار یک ادعا و درخواست مدرک یا اثبات. مثال: «محققان ادعای شرکت درباره اثربخشی محصول جدید را چالش کشیدند.»
- نظریه را چالش کشیدن: (to challenge a theory) به معنای به پرسش کشیدن پایهها و فرضیات یک نظریه علمی یا فلسفی. مثال: «دانشمندان جوان اغلب نظریههای قدیمی را چالش میکشند تا راه را برای کشفیات جدید باز کنند.»
- سیاست را چالش کشیدن: (to challenge a policy) به معنای زیر سؤال بردن منطق، کارایی یا مشروعیت یک سیاست دولتی یا سازمانی. مثال: «فعالان حقوق بشر سیاستهای مهاجرتی دولت را چالش کشیدند.»
- تصمیم را چالش کشیدن: (to challenge a decision) به معنای اعتراض جدی به یک تصمیم و تلاش برای تغییر یا لغو آن. مثال: «کارگران تصمیم مدیریت برای کاهش حقوق را چالش کشیدند.»
- اختیارات را چالش کشیدن: (to challenge authority/powers) به معنای زیر سؤال بردن مشروعیت یا حدود قدرت و اختیارات یک فرد یا نهاد. مثال: «اپوزیسیون اختیارات رئیس جمهور را چالش کشید.»
- حکم را چالش کشیدن: (to challenge a ruling/verdict) به معنای اعتراض قانونی به یک حکم دادگاه و درخواست تجدیدنظر. مثال: «وکیل مدافع حکم دادگاه بدوی را چالش کشید.»
- باورهای سنتی را چالش کشیدن: (to challenge traditional beliefs) به معنای زیر سؤال بردن و به نقد کشیدن عقاید و رسوم قدیمی. مثال: «نسل جوان در بسیاری از جوامع باورهای سنتی را چالش میکشد.»
- اعتبار چیزی را چالش کشیدن: (to challenge the credibility of something) به معنای زیر سؤال بردن میزان اعتمادپذیری یا صحت یک منبع، مدرک یا فرد. مثال: «وکیل سعی کرد اعتبار شاهد اصلی را چالش بکشد.»
Examples
نمایندگان مجلس، لایحه پیشنهادی دولت را به دلیل ابهامات قانونی چالش کشیدند.
formalMembers of parliament challenged the government's proposed bill due to legal ambiguities.
در یک مقاله علمی، محققان فرضیه قدیمی را با ارائه دادههای جدید چالش کشیدند.
academicIn a scientific paper, researchers challenged the old hypothesis by presenting new data.
مدیرعامل شرکت، استراتژی بازاریابی جدید را به دلیل عدم توجیه اقتصادی چالش کشید.
businessThe CEO of the company challenged the new marketing strategy due to lack of economic justification.
روزنامهنگاران مستقل، صحت آمار رسمی اعلام شده توسط سخنگوی دولت را چالش کشیدند.
mediaIndependent journalists challenged the accuracy of official statistics announced by the government spokesperson.
در رمانهای کلاسیک، شخصیتهای داستان اغلب باورهای رایج و هنجارهای اجتماعی زمان خود را چالش میکشند.
literaryIn classic novels, story characters often challenge the prevailing beliefs and social norms of their time.
او در جلسه هیئت مدیره، تصمیم اخیر را به شدت چالش کشید و خواستار بازنگری شد.
formalIn the board meeting, he strongly challenged the recent decision and demanded a review.
برخی کاربران شبکههای اجتماعی، اطلاعات نادرست منتشر شده در مورد واکسن را چالش کشیدند.
social mediaSome social media users challenged the misinformation published about the vaccine.
وکیل مدافع با ارائه شواهد جدید، اعتبار شهادت شاهد اصلی را چالش کشید.
legalThe defense lawyer, by presenting new evidence, challenged the credibility of the main witness's testimony.
Grammar Patterns
How to Use It
Usage Notes
The verb 'چالش کشیدن' carries a formal or semi-formal register and is best suited for serious discussions, academic writing, legal contexts, and media reports. It implies an active and often intellectual effort to dispute the truth, validity, or legitimacy of something. Avoid using it in casual spoken Persian, as it can sound overly formal or even confrontational. While universally understood across Persian-speaking regions, its frequency in daily spoken language is lower than in written or formal contexts. On social media, it's used for debunking misinformation or questioning public figures, maintaining its serious tone.
Common Mistakes
A common mistake is using 'چالش کشیدن' in informal settings, where simpler phrases like 'قبول ندارم' (I don't accept) or 'زیر سوال بردن' (to question) would be more appropriate, leading to a register mismatch. Another error is applying it to physical objects or simple disagreements, instead of abstract concepts, claims, or decisions. Learners sometimes translate 'challenge' literally, using 'چالش گذاشتن' or 'چالش کردن' which are incorrect for this specific meaning. Ensure the object of the verb is an idea, policy, or claim, not a person directly, to avoid awkward or incorrect phrasing.
Tips
Master Formal Contexts
چالش کشیدن is best suited for formal discussions, academic papers, and legal arguments. Practice using it when you need to formally question a statement or policy. For example, 'او ادعای دولت را چالش کشید' (He challenged the government's claim).
Avoid Informal Use
Using چالش کشیدن in casual conversations can sound overly formal or even aggressive. Opt for simpler phrases like 'قبول ندارم' (I don't accept) or 'زیر سوال بردن' (to question) in informal settings. Never say 'من حرف تو را چالش میکشم' to a friend.
Respectful Challenging
While challenging is valued in critical thinking, direct confrontation can be seen as impolite in some traditional Persian contexts. Ensure your tone and supporting arguments are respectful, especially when challenging authority or elders. It's about the idea, not the person.
Distinguish from 'Zir So'al Bordan'
While 'زیر سوال بردن' (to question/cast doubt) is similar, 'چالش کشیدن' implies a more active and often confrontational attempt to disprove or invalidate. Think of 'چالش کشیدن' as a stronger, more purposeful act of disputing. For example, 'او نظریه را زیر سوال برد' (He questioned the theory) vs. 'او نظریه را چالش کشید' (He actively challenged/disputed the theory).
Word Origin
The word 'چالش' (chālesh) is originally a Persian word meaning 'wrestling', 'struggle', or 'contention'. It implies a direct confrontation or a test. The second part, 'کشیدن' (kashidan), means 'to pull' or 'to draw'. Therefore, 'چالش کشیدن' literally means 'to draw into a struggle/challenge' or 'to put forth a challenge'. This compound verb evolved to signify the act of questioning the validity or truth of something, bringing it into a state of intellectual or legal contention, reflecting its ancient roots in physical or mental struggle.
Cultural Context
In Persian-speaking cultures, 'چالش کشیدن' signifies a valuable aspect of critical thinking and intellectual discourse, especially in academic and professional settings. While direct challenging of authority or elders was traditionally less common and could be perceived as impolite in some informal contexts, modern society, particularly younger generations, increasingly embraces this concept. On social media, it's a common tool for questioning narratives, misinformation, and political statements, reflecting a growing desire for transparency and accountability. Its usage often aligns with the cultural value of seeking truth and justice, even if it means questioning established norms or ideas.
Memory Tip
Imagine a knight in shining armor, not just asking a question, but actively 'pulling' (کشیدن) a 'challenge' (چالش) into the open, demanding proof from a dragon guarding a false claim. This vivid image of a 'challenge-pulling' action (چالش کشیدن) helps you remember its active, disputing nature, rather than just a passive question.
Frequently Asked Questions
10 questions«چالش کشیدن» یک فعل مرکب است. قسمت «کشیدن» آن صرف میشود و «چالش» ثابت میماند. برای مثال: «من چالش کشیدم»، «تو چالش میکشی»، «او چالش خواهد کشید». این فعل همیشه به صورت متعدی به کار میرود و نیاز به مفعول دارد.
«زیر سؤال بردن» بیشتر به معنای ابراز تردید یا ایجاد شک است، در حالی که «چالش کشیدن» فعالتر و هدفمندتر است. وقتی چیزی را «چالش میکشید»، اغلب به دنبال اثبات نادرستی یا بیاعتباری آن هستید، نه صرفاً ابراز تردید. «چالش کشیدن» بار معنایی قویتری از مخالفت فعال دارد.
خیر، لزوماً بار منفی ندارد. در محیطهای علمی و آکادمیک، چالش کشیدن نظریهها میتواند به پیشرفت دانش و یافتن حقیقت منجر شود. در این موارد، «چالش کشیدن» یک فرآیند سازنده و ضروری است. با این حال، در برخی زمینهها، مانند چالش کشیدن اقتدار، میتواند بار منفی یا ستیزهجویانه داشته باشد.
معمولاً «چالش کشیدن» برای ایدهها، ادعاها، تصمیمات یا اختیارات یک فرد به کار میرود، نه مستقیماً خود فرد. مثلاً میتوان «اختیارات یک شخص» را چالش کشید، اما نه خود «شخص» را. هدف، زیر سؤال بردن جنبهای از وجود یا عملکرد فرد است، نه هویت او.
در مکالمات روزمره و غیررسمی با دوستان یا خانواده، بهتر است از این کلمه اجتناب کنید. لحن آن برای این موقعیتها بیش از حد رسمی و گاهی تهاجمی است. همچنین، زمانی که فقط به دنبال شفافسازی یا پرسیدن یک سؤال ساده هستید، استفاده از «چالش کشیدن» مناسب نیست.
بله، در شبکههای اجتماعی، به خصوص در بحثهای جدیتر سیاسی، اجتماعی یا علمی، این واژه برای زیر سؤال بردن اطلاعات غلط، ادعاها یا دیدگاههای خاص کاربرد دارد. اما در پستهای کاملاً غیررسمی و روزمره کمتر دیده میشود.
تلفظ صحیح آن /tʃɑːleʃ kæʃiːdæn/ است. تأکید روی بخش اول «چالش» (چا) و بخش دوم «کشیدن» (شی) قرار میگیرد. هر دو بخش «چالش» و «کشیدن» به وضوح و با تأکید متوسط تلفظ میشوند.
بله، تفاوت دارند. «اعتراض کردن» به معنای ابراز مخالفت یا نارضایتی نسبت به یک عمل یا تصمیم است. اما «چالش کشیدن» بر روی زیر سؤال بردن اعتبار، صحت یا مشروعیت یک ادعا یا نظریه تمرکز دارد. میتوان به یک تصمیم «اعتراض کرد»، اما یک نظریه را «چالش کشید».
معمولاً مفعولهای انتزاعی با «چالش کشیدن» میآیند. مانند: ادعا، نظریه، سیاست، تصمیم، حکم، اختیارات، باور، فرضیه، اعتبار و غیره. این کلمه کمتر با مفعولهای ملموس و فیزیکی به کار میرود.
خیر، «چالش کشیدن» در فارسی امروز به معنای دعوت به رقابت یا مبارزه فیزیکی نیست. برای آن معنا، بیشتر از «به مبارزه طلبیدن» یا «رقابت کردن» استفاده میشود. معنای «چالش کشیدن» در فارسی، صرفاً زیر سؤال بردن و به چالش فکری یا منطقی کشیدن است.
Test Yourself
دانشجویان با ارائه مدارک جدید، صحت نتایج تحقیق قبلی را __________.
جمله در زمان گذشته ساده است و فاعل (دانشجویان) جمع است، بنابراین «چالش کشیدند» صحیح است. این نشان میدهد که عمل زیر سؤال بردن در گذشته انجام شده است.
الف) من امروز صبح یک فنجان قهوه را چالش کشیدم. ب) وکیل مدافع حکم دادگاه را چالش کشید. ج) او با دوستش درباره فیلم چالش کشید. د) ما به کوه چالش کشیدیم.
«چالش کشیدن» برای زیر سؤال بردن ادعاها، تصمیمات یا احکام به کار میرود، نه اشیاء فیزیکی یا مکالمات دوستانه. وکیل مدافع میتواند حکم دادگاه را به طور رسمی زیر سؤال ببرد.
کلمات: (سیاستهای) (دولت) (اقتصادی) (را) (کارشناسان) (چالش کشیدند)
ساختار صحیح جمله فارسی فاعل-مفعول-فعل است. «کارشناسان» فاعل، «سیاستهای اقتصادی دولت» مفعول و «چالش کشیدند» فعل است.
او ادعا کرد که میتواند کوه را چالش بکشد.
«چالش کشیدن» برای زیر سؤال بردن ایدهها یا ادعاها است، نه برای غلبه بر موانع فیزیکی. برای کوه، فعل «فتح کردن» یا «بالا رفتن» مناسبتر است. اگر منظور مبارزه با سختیهای کوه است، میتوان از «به چالش کشیدن کوه» استفاده کرد، اما «چالش کشیدن» به تنهایی این معنی را نمیدهد.
Score: /4
Summary
To truly grasp 'چالش کشیدن', remember it signifies an active, often serious, effort to dispute the fundamental truth or validity of something, demanding proof or a re-evaluation.
- To dispute or question the truth or validity.
- Used in formal, academic, and legal contexts.
- Implies active disagreement, often seeking to disprove.
- Avoid using in casual conversation; it sounds too formal.
- Reflects critical thinking, but can be confrontational.
Master Formal Contexts
چالش کشیدن is best suited for formal discussions, academic papers, and legal arguments. Practice using it when you need to formally question a statement or policy. For example, 'او ادعای دولت را چالش کشید' (He challenged the government's claim).
Avoid Informal Use
Using چالش کشیدن in casual conversations can sound overly formal or even aggressive. Opt for simpler phrases like 'قبول ندارم' (I don't accept) or 'زیر سوال بردن' (to question) in informal settings. Never say 'من حرف تو را چالش میکشم' to a friend.
Respectful Challenging
While challenging is valued in critical thinking, direct confrontation can be seen as impolite in some traditional Persian contexts. Ensure your tone and supporting arguments are respectful, especially when challenging authority or elders. It's about the idea, not the person.
Distinguish from 'Zir So'al Bordan'
While 'زیر سوال بردن' (to question/cast doubt) is similar, 'چالش کشیدن' implies a more active and often confrontational attempt to disprove or invalidate. Think of 'چالش کشیدن' as a stronger, more purposeful act of disputing. For example, 'او نظریه را زیر سوال برد' (He questioned the theory) vs. 'او نظریه را چالش کشید' (He actively challenged/disputed the theory).
Examples
6 of 8نمایندگان مجلس، لایحه پیشنهادی دولت را به دلیل ابهامات قانونی چالش کشیدند.
Members of parliament challenged the government's proposed bill due to legal ambiguities.
در یک مقاله علمی، محققان فرضیه قدیمی را با ارائه دادههای جدید چالش کشیدند.
In a scientific paper, researchers challenged the old hypothesis by presenting new data.
مدیرعامل شرکت، استراتژی بازاریابی جدید را به دلیل عدم توجیه اقتصادی چالش کشید.
The CEO of the company challenged the new marketing strategy due to lack of economic justification.
روزنامهنگاران مستقل، صحت آمار رسمی اعلام شده توسط سخنگوی دولت را چالش کشیدند.
Independent journalists challenged the accuracy of official statistics announced by the government spokesperson.
در رمانهای کلاسیک، شخصیتهای داستان اغلب باورهای رایج و هنجارهای اجتماعی زمان خود را چالش میکشند.
In classic novels, story characters often challenge the prevailing beliefs and social norms of their time.
او در جلسه هیئت مدیره، تصمیم اخیر را به شدت چالش کشید و خواستار بازنگری شد.
In the board meeting, he strongly challenged the recent decision and demanded a review.
Related Content
Related Vocabulary
The act of disagreeing or opposing someone or something.
اثباتProof or demonstration; evidence or argument establishing a...
بحثDiscussion, debate.
تردیدA feeling of uncertainty or doubt.
پرسشA sentence worded or expressed so as to elicit information;...
انتقادCriticism; the analysis and judgment of the merits.
More academic words
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.