Paziroftani signifies that something meets the criteria for acceptance, whether logical, ethical, or social.
Word in 30 Seconds
- Means worthy or capable of being accepted.
- Used for ideas, proposals, behaviors, and more.
- Indicates something is reasonable or satisfactory.
Overview
واژه «پذیرفتنی» (paziroftani) در زبان فارسی به معنای «قابل قبول»، «شایسته پذیرش»، یا «مورد تأیید» است. این صفت بیانگر این است که چیزی یا کسی از نظر منطقی، اخلاقی، یا اجتماعی آنقدر مناسب است که میتوان آن را پذیرفت. این کلمه بار معنایی مثبتی دارد و نشاندهنده رضایت، موافقت، یا حداقل عدم مخالفت قاطع است. در موقعیتهای مختلف، از مکالمات روزمره گرفته تا بحثهای رسمی و آکادمیک، میتوان از این واژه استفاده کرد تا نشان دهیم که یک موضوع، پیشنهاد، یا حتی یک شخص، ایرادی اساسی ندارد و میتوان با آن کنار آمد یا آن را قبول کرد.
«پذیرفتنی» معمولاً به عنوان صفت برای اسمها به کار میرود. این اسمها میتوانند شامل موارد انتزاعی مانند «پیشنهاد»، «ایده»، «شرایط»، «توضیح»، «رفتار»، «نظر»، «مبلغ»، «راهحل» و غیره باشند. همچنین میتواند برای توصیف اشخاص یا گروهها نیز به کار رود، اگرچه کمتر رایج است. ساختار رایج آن به صورت «[اسم] پذیرفتنی است/نیست» یا «یک [اسم] پذیرفتنی» است. گاهی اوقات با قیدهایی مانند «کاملاً»، «نسبتاً»، «به طور کلی» همراه میشود تا درجه پذیرش را مشخص کند.
این واژه در زمینههای مختلفی کاربرد دارد: 1. مذاکرات و توافقات: برای بیان اینکه شرایط یا پیشنهاد طرف مقابل قابل قبول است. مثال: «پیشنهاد شما پذیرفتنی است.» 2. ارزیابی و قضاوت: برای سنجش اعتبار یا درستی یک ایده، توضیح، یا دلیل. مثال: «این توضیحات برای من پذیرفتنی نیست.» 3. رفتار اجتماعی: برای ارزیابی اینکه آیا یک رفتار یا عمل از نظر عرفی یا اخلاقی قابل قبول است. مثال: «چنین رفتاری در جامعه پذیرفتنی نیست.» 4. مسائل مالی: برای مشخص کردن اینکه یک مبلغ یا هزینه قابل قبول است. مثال: «مبلغ پیشنهادی برای این پروژه پذیرفتنی است.» 5. بحثهای آکادمیک و علمی: برای بیان اینکه یک فرضیه یا نتیجهگیری دارای اعتبار کافی برای پذیرش است.
«پذیرفتنی» با کلماتی مانند «قابل قبول»، «مقبول»، «منطقی»، «معقول»، «روشن»، «موجه» و «متعارف» هممعنی است، اما تفاوتهای ظریفی دارند:
- قابل قبول (ghabel-e ghabool): این دو کلمه بسیار به هم نزدیک هستند و اغلب به جای هم استفاده میشوند. «قابل قبول» کمی عمومیتر است و میتواند به هر چیزی که بتوان آن را پذیرفت اشاره کند، در حالی که «پذیرفتنی» گاهی بار معنایی بیشتری از نظر شایستگی یا درستی دارد.
- مقبول (maghbool): این کلمه بیشتر به معنای «پسندیده» یا «مورد رضایت» است و تأکید بیشتری بر جنبه احساسی یا رضایت دارد تا صرفاً قابلیت پذیرش.
- منطقی (manteghi) / معقول (ma'ghool): این دو کلمه بر جنبه استدلال و عقلانیت تأکید دارند. چیزی که منطقی یا معقول است، لزوماً «پذیرفتنی» نیست، اما اغلب پذیرفتنی نیز هست. «پذیرفتنی» میتواند شامل جنبههای غیرمنطقی اما قابل قبول نیز باشد.
- روشن (roshan): این کلمه به معنای واضح و قابل فهم است و ارتباط مستقیمی با «پذیرفتنی» ندارد، مگر اینکه روشن بودن دلیل، پذیرش آن را تسهیل کند.
- موجه (mojjeh): این کلمه به معنای دارای دلیل یا توجیه قوی است. چیزی که موجه است، معمولاً پذیرفتنی نیز هست، اما «پذیرفتنی» میتواند شامل مواردی باشد که توجیه قوی ندارند اما باز هم قابل قبولند.
- متعارف (mota'aref): این کلمه به معنای رایج و معمول است. چیزی که متعارف است، اغلب پذیرفتنی نیز هست، اما «پذیرفتنی» لزوماً به معنای رایج بودن نیست.
Examples
پیشنهاد شما برای همکاری در این پروژه کاملاً پذیرفتنی است.
everydayYour proposal for collaboration on this project is completely acceptable.
درخواست او برای مرخصی با توجه به شرایط، پذیرفتنی بود.
formalHis request for leave was acceptable given the circumstances.
اینکه گاهی اشتباه کنی، طبیعی و پذیرفتنی است.
informalIt's natural and acceptable to make mistakes sometimes.
یافتههای اولیه این پژوهش، اگرچه نیاز به بررسی بیشتر دارند، اما به طور کلی پذیرفتنی هستند.
academicThe initial findings of this research, although requiring further investigation, are generally acceptable.
Common Collocations
Common Phrases
شرایط پذیرفتنی
Acceptable conditions
حداقل پذیرفتنی
Minimally acceptable
به طور کلی پذیرفتنی
Generally acceptable
Often Confused With
'Paziroftani' and 'ghabel-e ghabool' are very close synonyms. 'Ghabel-e ghabool' is slightly more general, while 'paziroftani' can sometimes imply a stronger sense of merit or appropriateness.
'Maghbool' leans more towards 'liked' or 'approved of', emphasizing satisfaction or approval, whereas 'paziroftani' focuses more on the capacity to be accepted.
Grammar Patterns
How to Use It
Usage Notes
The word 'paziroftani' is versatile and can be used in both formal and informal contexts. It generally carries a positive or neutral connotation, indicating that something meets the necessary standards or expectations for acceptance. It's often used when evaluating proposals, explanations, or behaviors.
Common Mistakes
One common mistake is confusing 'paziroftani' with words that imply strong approval or liking. It simply means 'acceptable', not necessarily 'excellent' or 'highly desirable'. Also, ensure correct grammatical agreement when using it as an adjective.
Tips
Use for Reasonable Proposals
Employ 'paziroftani' when discussing proposals, ideas, or conditions that are sensible and meet requirements for acceptance.
Avoid Overuse in Casual Chat
While usable in daily conversation, 'paziroftani' can sound slightly formal. Consider simpler synonyms if aiming for very informal speech.
Cultural Nuances of Acceptance
In Iranian culture, acceptance often implies not just logical agreement but also social harmony. 'Paziroftani' can reflect this broader sense of fitting in or being appropriate.
Word Origin
The word is derived from the Persian verb 'paziroftan' (پذیرفتن), meaning 'to accept', with the suffix '-ani' added to form the adjective, indicating capability or worthiness.
Cultural Context
In many social interactions in Persian-speaking cultures, maintaining harmony is important. Describing something as 'paziroftani' can be a polite way to signal agreement or lack of objection without necessarily expressing strong enthusiasm, thus preserving social balance.
Memory Tip
Think of 'paziroftani' as something that 'passes' the test for acceptance. If it passes, it's 'paziroftani'.
Frequently Asked Questions
4 questionsزمانی که میخواهید بگویید یک ایده، پیشنهاد، رفتار، یا شرایط ایرادی ندارد و میتوان آن را قبول کرد. این کلمه نشاندهنده رضایت یا حداقل عدم مخالفت است.
این دو کلمه بسیار شبیه هستند و اغلب به جای هم به کار میروند. «قابل قبول» کمی عمومیتر است، در حالی که «پذیرفتنی» گاهی بر شایستگی یا درستی بیشتری تأکید دارد.
معمولاً بله، اما در برخی زمینهها میتواند خنثی باشد. مثلاً «این سطح از خطا پذیرفتنی نیست» نشاندهنده عدم پذیرش است. اما در حالت کلی، وقتی گفته میشود چیزی پذیرفتنی است، به معنای مثبت یا حداقل عدم مخالفت است.
بله، این کلمه هم در مکالمات روزمره و هم در موقعیتهای رسمیتر مانند جلسات کاری یا بحثهای علمی قابل استفاده است.
Test Yourself
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
شرایطی که شما پیشنهاد دادید، برای ما کاملاً ___________ است.
کلمه «پذیرفتنی» به معنای قابل قبول بودن شرایط است که با جمله مطابقت دارد.
کدام گزینه بهترین مترادف برای «پذیرفتنی» در این جمله است؟
این توضیح برای درک موضوع کافی و پذیرفتنی بود.
«قابل قبول» نزدیکترین معنا را به «پذیرفتنی» در این متن دارد و نشان میدهد که توضیح، ایرادی نداشته و میتوانسته مورد پذیرش قرار گیرد.
با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله بسازید که معنای «پذیرفتنی» را برساند:
شرایط / مذاکرات / در / این / پذیرفتنی / است / ما
این جمله به درستی نشان میدهد که شرایط مذاکرات قابل قبول است.
🎉 Score: /3
Summary
Paziroftani signifies that something meets the criteria for acceptance, whether logical, ethical, or social.
- Means worthy or capable of being accepted.
- Used for ideas, proposals, behaviors, and more.
- Indicates something is reasonable or satisfactory.
Use for Reasonable Proposals
Employ 'paziroftani' when discussing proposals, ideas, or conditions that are sensible and meet requirements for acceptance.
Avoid Overuse in Casual Chat
While usable in daily conversation, 'paziroftani' can sound slightly formal. Consider simpler synonyms if aiming for very informal speech.
Cultural Nuances of Acceptance
In Iranian culture, acceptance often implies not just logical agreement but also social harmony. 'Paziroftani' can reflect this broader sense of fitting in or being appropriate.
Examples
4 of 4پیشنهاد شما برای همکاری در این پروژه کاملاً پذیرفتنی است.
Your proposal for collaboration on this project is completely acceptable.
درخواست او برای مرخصی با توجه به شرایط، پذیرفتنی بود.
His request for leave was acceptable given the circumstances.
اینکه گاهی اشتباه کنی، طبیعی و پذیرفتنی است.
It's natural and acceptable to make mistakes sometimes.
یافتههای اولیه این پژوهش، اگرچه نیاز به بررسی بیشتر دارند، اما به طور کلی پذیرفتنی هستند.
The initial findings of this research, although requiring further investigation, are generally acceptable.
Related Content
Related Vocabulary
More general words
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).