To make an effort or attempt; to try, signifying exertion towards a goal, regardless of outcome.
Word in 30 Seconds
- To make an effort to do something.
- Implies trying, even if success isn't guaranteed.
- Common in both spoken and written Persian.
- Versatile verb for daily efforts and goals.
Overview
«سعی کردن» فعلی بنیادی در زبان فارسی است که به معنای تلاش و کوشش برای انجام امری است. این فعل، بسته به بافت جمله، میتواند طیف وسیعی از معانی را از یک تلاش ساده و روزمره تا یک کوشش جدی و طاقتفرسا را در بر بگیرد.
۱. معنا و ظرافتها:
در هسته خود، «سعی کردن» به معنی بهکارگیری انرژی، مهارت یا اراده برای دستیابی به یک هدف است. این هدف میتواند ملموس و عینی باشد (مانند سعی کردن برای بلند کردن یک جسم سنگین) یا انتزاعی و ذهنی (مانند سعی کردن برای درک یک مفهوم پیچیده). ظرافتهای این فعل در استفادههای مختلف آن آشکار میشود:
- تلاش مثبت: اغلب اوقات، «سعی کردن» با نگرشی مثبت همراه است؛ یعنی فرد با امید به موفقیت تلاش میکند. «سعی میکنم فردا زودتر بیدار شوم.»
- تلاش بدون تضمین موفقیت: این فعل لزوماً به معنای موفقیت نیست. میتوانیم برای کاری «سعی کنیم» اما موفق نشویم. «خیلی سعی کردم که او را راضی کنم، اما نشد.» این جنبه از فعل، بر اهمیت خودِ فرایند تلاش تأکید دارد.
- کوشش و تقلا: در برخی موارد، «سعی کردن» میتواند به معنای تقلا و مبارزه باشد، بهخصوص وقتی با موانع جدی روبرو هستیم. «او با تمام توان سعی میکرد خود را از آب بیرون بکشد.»
- آزمودن: گاهی «سعی کردن» به معنای امتحان کردن یا آزمودن یک راهکار است. «بگذار سعی کنم ببینم این کلید کار میکند یا نه.»
۲. الگوهای کاربردی:
«سعی کردن» فعلی بسیار پرکاربرد در زبان فارسی است و در هر دو حالت رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری به کار میرود.
- گفتاری و غیررسمی: در مکالمات روزمره، این فعل بسیار رایج است. «بیا سعی کنیم این مشکل را حل کنیم.» «امشب سعی میکنم زودتر بخوابم.»
- نوشتاری و رسمی: در متون رسمی، مقالات، گزارشها و ادبیات نیز «سعی کردن» به کار میرود، هرچند گاهی در نوشتار رسمی، افعال با بار معنایی سنگینتر مانند «کوشیدن»، «تلاش نمودن» یا «اهتمام ورزیدن» ترجیح داده میشوند. «دولت برای کنترل تورم سعی خواهد کرد.»
- تفاوتهای منطقهای: در کاربرد کلی، تفاوت چشمگیری بین مناطق مختلف ایران وجود ندارد، اما ممکن است در برخی گویشها، ترکیبهای خاصی با این فعل رایجتر باشد.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: «سعی میکنم غذای سالم بخورم.» «باید سعی کنیم وقت بیشتری را با خانواده بگذرانیم.»
- محیط کار و تحصیل: «برای موفقیت در این پروژه باید بیشتر سعی کنیم.» «دانشآموزان سعی میکنند درسها را بفهمند.»
- ورزش و فعالیت بدنی: «ورزشکار سعی میکند رکورد قبلی خود را بشکند.»
- روابط اجتماعی: «سعی کن با همسایهها مهربان باشی.»
- رسانه و ادبیات: در داستانها و اخبار، این فعل برای توصیف تلاش شخصیتها یا اقدامات نهادها به کار میرود. «قهرمان داستان سعی کرد راهی برای نجات بیابد.»
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- کوشیدن: «کوشیدن» اغلب بار معنایی جدیتر و طولانیمدتتری نسبت به «سعی کردن» دارد و بر پشتکار و استقامت بیشتر تأکید میکند. «او سالها کوشید تا به این مقام برسد.» در حالی که «سعی کردن» میتواند برای یک تلاش کوتاهمدت هم به کار رود.
- تلاش کردن: «تلاش کردن» بسیار شبیه به «سعی کردن» است، اما گاهی بر جنبه فیزیکی یا ذهنیِ بهکارگیری نیرو تأکید بیشتری دارد. «برای جابجا کردن میز تلاش کرد.» «برای یافتن راهحل تلاش میکنیم.»
- اهتمام ورزیدن: این عبارت رسمیتر است و به معنای توجه و دقت زیاد همراه با تلاش است. «ایشان در انجام وظایف خود اهتمام میورزند.»
۵. درجهبندی و لحن:
«سعی کردن» فعلی خنثی است و میتواند در موقعیتهای مختلفی به کار رود. با این حال، در موقعیتهای بسیار رسمی، استفاده از «کوشیدن» یا «تلاش نمودن» ممکن است مناسبتر باشد. در مقابل، در زبان عامیانه و غیررسمی، «سعی کردن» کاملاً طبیعی و رایج است.
۶. همنشینیهای رایج:
- سعی کردن در کاری: «سعی میکنم در یادگیری زبان انگلیسی موفق شوم.» (تلاش برای موفقیت در یک حوزه خاص)
- سعی کردن برای چیزی/کسی: «برای خوشحال کردن مادرم سعی میکنم.» (تلاش با هدف منفعت رساندن به دیگری)
- سعی کردن که... (با فعل): «سعی کن که دیر نکنی.» (تلاش برای انجام یا اجتناب از کاری در آینده)
- هیچ سعیای نکردن: «او برای حل مشکل هیچ سعیای نکرد.» (عدم تلاش)
- همه سعی خود را کردن: «برای قبولی در امتحان، همه سعیام را کردم.» (بهکارگیری حداکثر تلاش ممکن)
در نهایت، «سعی کردن» کلمهای کلیدی برای بیان مفهوم تلاش و کوشش در زبان فارسی است که در سطوح مختلف زبانی قابل استفاده است و درک ظرافتهای آن به تسلط بیشتر بر زبان کمک میکند.
Examples
سعی میکنم هر روز کمی ورزش کنم.
everydayI try to exercise a little every day.
او برای قبولی در دانشگاه خیلی سعی کرد.
academicHe tried very hard to get accepted into university.
بچهها سعی کردند سکوت کنند، اما نتوانستند.
informalThe children tried to be quiet, but they couldn't.
مدیر عامل از کارکنان خواست که برای بهبود فروش سعی کنند.
businessThe CEO asked the employees to try to improve sales.
شاعر سعی کرده بود در غزل خود تصویری نو بیافریند.
literaryThe poet had tried to create a new imagery in his ghazal.
سعی کن دیگر این اشتباه را تکرار نکنی.
informalTry not to make this mistake again.
ما سعی داریم راهحلی برای این مشکل پیدا کنیم.
formalWe are trying to find a solution to this problem.
اگر سعی کنی، میتوانی از پسش برآیی.
everydayIf you try, you can handle it.
Common Collocations
Common Phrases
سعی کن!
Try it! / Go for it!
سعی کردم ولی نشد.
I tried, but it didn't work out.
سعی و خطا
Trial and error
با سعی فراوان
With great effort
Often Confused With
'Kushidan' implies a more sustained, persistent, and often arduous effort over time, whereas 'sa'ee kardan' can refer to a shorter or less intense attempt. Example: He *strove* for years (کوشید) vs. I *tried* to lift it (سعی کردم).
'Emtehan kardan' specifically means 'to test' or 'to try out' something to see if it works or how it is. 'Sa'ee kardan' is a broader term for making an effort. Example: Let me *try* this key (امتحان کنم) vs. I *tried* to open the door (سعی کردم).
'Tavanestan' means 'to be able to' or 'can/could,' indicating capability or possibility. 'Sa'ee kardan' focuses on the act of trying, regardless of capability. Example: I *can* do it (میتوانم) vs. I *tried* to do it (سعی کردم).
Grammar Patterns
How to Use It
Usage Notes
Generally neutral and suitable for most contexts. In very formal writing, 'کوشیدن' or 'تلاش نمودن' might be preferred for a more elevated tone. Avoid using it when simply stating a fact or ability; use 'توانستن' (to be able to) in those cases. Be mindful of the structure 'سعی کردن که...' which is highly common and idiomatic.
Common Mistakes
Learners sometimes confuse 'سعی کردن' with 'توانستن' (to be able to). Remember, 'سعی کردن' is about the effort, while 'توانستن' is about the ability. For example, 'من سعی کردم بیایم' (I tried to come) is different from 'من توانستم بیایم' (I was able to come). Also, ensure the correct verb conjugation is used for the tense.
Tips
Use for Daily Efforts
Employ 'سعی کردن' for everyday attempts and goals, like trying to wake up early or attempting a new recipe. It's natural and widely understood.
Avoid Overuse in Formal Writing
While acceptable, in highly formal or academic Persian, consider synonyms like 'کوشیدن' (to strive) or 'تلاش نمودن' (to make an effort) for a more sophisticated tone.
Emphasis on Effort
Persian culture often values the effort itself. Saying 'سعی کردم' (I tried) can be a valid response even if you didn't succeed, showing you put in the work.
Nuance with 'که'
Use the structure 'سعی کردن که + verb' (e.g., سعی کردم که بیایم) to express trying to do a specific action. This is very common.
Word Origin
The word 'سعی' (sa'ee) originates from the Arabic root س-ع-ي (s-ʿ-y), meaning 'to strive, endeavor, run, exert oneself.' The Persian verb 'سعی کردن' directly adopts this meaning of making an effort or attempting something.
Cultural Context
In Persian culture, acknowledging effort is important. Even if a task isn't completed successfully, saying 'سعی کردم' (I tried) shows commitment and is often met with understanding. This reflects a value placed on diligence and perseverance.
Memory Tip
Imagine someone *sa'ee*ing (سعی) to climb a slippery *tree* (sounds like 'tree'). They are making an effort, trying hard, but might not reach the top!
Frequently Asked Questions
8 questions«کوشیدن» معمولاً به تلاش طولانیمدتتر و جدیتری اشاره دارد که همراه با پشتکار است، در حالی که «سعی کردن» میتواند برای تلاشهای کوتاهتر و روزمره هم به کار رود.
خیر، «سعی کردن» فقط به فرایند تلاش اشاره دارد و موفقیت را تضمین نمیکند. میتوان برای کاری سعی کرد ولی در آن موفق نشد.
«تلاش کردن» بسیار شبیه «سعی کردن» است، اما گاهی اوقات تأکید بیشتری بر بهکارگیری نیروی فیزیکی یا ذهنی دارد. در بسیاری از موارد، این دو فعل قابل جایگزینی هستند.
بله، «سعی کردن» در زبان رسمی هم کاربرد دارد، اما در نوشتار بسیار رسمی یا اداری، گاهی افعال سنگینتری مانند «تلاش نمودن» یا «اهتمام ورزیدن» ترجیح داده میشوند.
وقتی میخواهید بگویید کسی برای انجام کاری انرژی یا ارادهای به کار میبرد، حتی اگر نتیجه قطعی نباشد، «سعی کردن» گزینه مناسبی است.
معمولاً بار معنایی «سعی کردن» خنثی یا مثبت است و به تلاش اشاره دارد. بار منفی معمولاً از طریق قراین جمله یا کلمات دیگر منتقل میشود، نه خود فعل.
این جمله یعنی «تلاش کن که غذا نخوری» یا «جلوی خودت را بگیر که غذا نخوری». در اینجا «سعی کردن» به معنای کنترل کردن خود است.
بله، «سعی کردن» معمولاً به کارهایی اطلاق میشود که فرد آگاهانه و با اراده برای انجام یا انجام ندادن آنها تلاش میکند.
Test Yourself
Fill in the blank with the correct form of 'سعی کردن'
من برای یادگیری زبان فارسی خیلی ______.
The sentence describes a past, personal effort, making the past tense of 'سعی کردن' the most natural fit for this common context.
Choose the correct meaning of 'سعی کردن' in the sentence below.
لطفاً سعی کن آرام باشی.
The verb 'سعی کردن' combined with 'که' (implied here) and the following verb indicates an effort or attempt to achieve the state described.
Arrange the words to form a correct sentence.
او / که / سعی / برنامه / روی / کار / را / داشت / روی / او
The structure 'فاعل + سعی کردن + که + فعل' is a common way to express trying to do something. 'روی برنامه کار را اجرا کردن' means to execute the task according to the plan.
Find and fix the error in the sentence.
من خواهم سعی برای آمدن فردا.
The correct structure is 'Subject + Future marker + سعی کردن + که + Verb'. 'سعی برای آمدن' is grammatically awkward and less idiomatic than the structure with 'که'.
🎉 Score: /4
Summary
To make an effort or attempt; to try, signifying exertion towards a goal, regardless of outcome.
- To make an effort to do something.
- Implies trying, even if success isn't guaranteed.
- Common in both spoken and written Persian.
- Versatile verb for daily efforts and goals.
Use for Daily Efforts
Employ 'سعی کردن' for everyday attempts and goals, like trying to wake up early or attempting a new recipe. It's natural and widely understood.
Avoid Overuse in Formal Writing
While acceptable, in highly formal or academic Persian, consider synonyms like 'کوشیدن' (to strive) or 'تلاش نمودن' (to make an effort) for a more sophisticated tone.
Emphasis on Effort
Persian culture often values the effort itself. Saying 'سعی کردم' (I tried) can be a valid response even if you didn't succeed, showing you put in the work.
Nuance with 'که'
Use the structure 'سعی کردن که + verb' (e.g., سعی کردم که بیایم) to express trying to do a specific action. This is very common.
Examples
6 of 8سعی میکنم هر روز کمی ورزش کنم.
I try to exercise a little every day.
او برای قبولی در دانشگاه خیلی سعی کرد.
He tried very hard to get accepted into university.
بچهها سعی کردند سکوت کنند، اما نتوانستند.
The children tried to be quiet, but they couldn't.
مدیر عامل از کارکنان خواست که برای بهبود فروش سعی کنند.
The CEO asked the employees to try to improve sales.
شاعر سعی کرده بود در غزل خود تصویری نو بیافریند.
The poet had tried to create a new imagery in his ghazal.
سعی کن دیگر این اشتباه را تکرار نکنی.
Try not to make this mistake again.
Related Content
Related Vocabulary
Careful and persistent work or effort; diligence.
امتحانExam; a formal test of a person's knowledge or proficiency.
تلاشAn earnest attempt to achieve something; effort.
موفقیتSuccess; the accomplishment of an aim or purpose.
آزمایشA scientific procedure undertaken to make a discovery.
کوششAn earnest attempt to do something; effort.
More daily_life words
عابر بانک
A2An ATM (Automated Teller Machine).
عادت
A2Habit; a regular tendency or practice.
عصر
A1Afternoon; evening
عطر
A1A fragrant liquid applied to the body; perfume.
عینک
A1Glasses, spectacles.
عینک آفتابی
A1Glasses with tinted lenses to protect the eyes from the sun; sunglasses.
ابزار
A1A device or implement, especially one held in the hand; a tool.
اداره پست
A2A place where postal services are handled, post office.
ادکلن
A2A light perfume, especially one used by men.
اجاره کردن
A1To pay money for the use of something for a period; to rent.