B2 noun Formal 1 min de leitura

تناقض

tanāqoz /tænɒːɣod͡z/

Contradiction signifies an irreconcilable inconsistency where two or more elements cannot coexist logically.

Palavra em 30 segundos

  • Contradiction: inconsistency between statements or actions.
  • Highlights logical clashes and irreconcilable differences.
  • Used in logic, law, science, and daily life.

Overview

واژه «تناقض» (Tanāqoz) در زبان فارسی به مفهوم ناسازگاری، عدم هماهنگی یا تضاد بین دو یا چند گزاره، ایده، رفتار یا وضعیت اشاره دارد. زمانی که دو چیز نمی‌توانند همزمان درست یا معتبر باشند، میان آن‌ها تناقض وجود دارد. این مفهوم در فلسفه، منطق، حقوق، علم و همچنین در مکالمات روزمره کاربرد فراوانی دارد. تناقض می‌تواند در سطوح مختلفی ظاهر شود، از یک جمله ساده گرفته تا یک مجموعه پیچیده از استدلال‌ها یا رویدادها.

«تناقض» معمولاً به عنوان اسم به کار می‌رود و می‌تواند فاعل، مفعول یا متمم در جمله باشد. این واژه اغلب با افعالی مانند «وجود داشتن»، «دیدن»، «برطرف کردن»، «نادیده گرفتن» و «بیان کردن» همراه می‌شود. همچنین صفاتی مانند «آشکار»، «عمیق»، «منطقی» و «لفظی» می‌توانند برای توصیف نوع تناقض به کار روند.

منطق و فلسفه: بررسی استدلال‌ها و گزاره‌ها برای یافتن ناسازگاری‌های منطقی.

حقوق: در قوانین و احکام قضایی، تناقض بین مواد قانونی یا شواهد می‌تواند منجر به ابهام یا بی‌اعتباری شود.

علم: در یافته‌های علمی یا نظریه‌ها، تناقض بین مشاهدات و تئوری‌ها می‌تواند موتور محرک پیشرفت علمی باشد.

ادبیات و هنر: نویسندگان و هنرمندان ممکن است از تناقض برای خلق شخصیت‌های پیچیده یا ایجاد تأثیر دراماتیک استفاده کنند.

مکالمات روزمره: اشاره به ناهماهنگی در حرف‌ها یا رفتارهای یک فرد یا گروه.

تضاد بیشتر به معنای تقابل و مخالفت کلی بین دو مفهوم، پدیده یا گروه است. در حالی که تناقض بر عدم امکان همزمان درست بودن دو گزاره تأکید دارد، تضاد می‌تواند به تقابل بین دو چیز متفاوت اشاره کند که لزوماً در یک حوزه منطقی قرار نمی‌گیرند. مثلاً، تضاد بین شب و روز، یا تضاد بین دو دیدگاه سیاسی.

اختلاف به معنای تفاوت یا عدم توافق است. این واژه می‌تواند شامل تناقض باشد، اما محدود به آن نیست. اختلاف می‌تواند صرفاً به وجود تفاوت بین دو چیز اشاره کند، بدون اینکه لزوماً این تفاوت منجر به عدم امکان همزمان درست بودن آن‌ها شود. مثلاً، اختلاف نظر بین دو نفر.

ناسازگاری شباهت زیادی به تناقض دارد و اغلب به معنای عدم هماهنگی یا عدم تطابق است. با این حال، ناسازگاری می‌تواند کمی کلی‌تر باشد و به مشکلاتی در عملکرد یا همخوانی بین اجزای یک سیستم نیز اشاره کند، در حالی که تناقض بیشتر جنبه منطقی و ایجابی دارد (یعنی دو چیز نمی‌توانند همزمان درست باشند).

Exemplos

1

حرف‌های او سرشار از تناقض بود و درک منظورش را دشوار می‌کرد.

everyday

His words were full of contradictions, making it difficult to understand his point.

2

قانونگذار باید از ایجاد هرگونه تناقض در متن قوانین اجتناب کند.

formal

The legislator must avoid creating any contradiction in the text of the laws.

3

اینکه می‌گه رژیم گرفته ولی همش داره شیرینی می‌خوره، یه جور تناقضه دیگه!

informal

The fact that he says he's dieting but keeps eating sweets is a kind of contradiction, isn't it!

4

نظریه ریسمان در تلاش است تا تناقض ظاهری بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی را حل کند.

academic

String theory attempts to resolve the apparent contradiction between general relativity and quantum mechanics.

Colocações comuns

تناقض آشکار Obvious contradiction
تناقض منطقی Logical contradiction
در تناقض بودن با To be in contradiction with
رفع تناقض Resolving contradiction

Frases Comuns

پر از تناقض

Full of contradictions

دچار تناقض شدن

To fall into contradiction

رفع تناقض کردن

To resolve a contradiction

Frequentemente confundido com

تناقض vs تضاد

Contradiction specifically refers to two statements that cannot both be true simultaneously (e.g., A and not A). Contrast is a broader term for opposition or difference between two things, which might not be logically exclusive.

تناقض vs ناسازگاری

Inconsistency is very close to contradiction and often used interchangeably. However, inconsistency can sometimes refer to a lack of harmony or compatibility in a system or situation, while contradiction is more strictly about logical impossibility.

Padrões gramaticais

فاعل + (صفت) + تناقض + وجود دارد/هست/بود فاعل + در + مفعول + تناقض + دارد/نشان می‌دهد بین + الف + و + ب + تناقض + وجود دارد

How to Use It

📝

Notas de uso

The term 'تناقض' (tanāqoz) is generally used in formal and semi-formal contexts, especially when discussing logic, philosophy, or law. In casual conversation, simpler terms like 'ناسازگاری' (inconsistency) or 'اختلاف' (difference) might be more common, depending on the nuance.


⚠️

Erros comuns

Speakers might sometimes use 'تضاد' (contrast) when they mean 'تناقض' (contradiction), or vice versa. It's important to remember that contradiction implies a logical impossibility, while contrast is simply opposition.

Tips

💡

Identify Logical Inconsistencies

Look for statements that directly oppose each other. Pay attention to how ideas or actions align (or don't align).

⚠️

Avoid Self-Contradiction

Ensure your own arguments and statements are consistent. Contradictions weaken your credibility and reasoning.

🌍

Cultural Nuances of Contradiction

In some cultures, indirect communication might appear contradictory to direct ones. Understanding context is key.

📖

Origem da palavra

The word 'تناقض' originates from the Arabic root 'nqḍ' (نقض), meaning to break, invalidate, or contradict. It entered Persian through Islamic scholarship and has been a standard term in philosophical and logical discourse.

🌍

Contexto cultural

In Persian culture, as in many others, maintaining logical consistency is valued, especially in formal settings. Pointing out a contradiction can be a serious critique. However, understanding the context is crucial, as sometimes apparent contradictions are used for rhetorical effect or to highlight complexity.

🧠

Dica de memorização

Think of 'tanāqoz' as two things 'tan' (turning) in opposite directions, unable to meet or agree.

Perguntas frequentes

4 perguntas

تناقض به طور خاص به عدم امکان همزمان درست بودن دو گزاره یا ایده اشاره دارد (مثلاً «الف درست است» و «الف نادرست است»). اما تضاد بیشتر به تقابل و مخالفت کلی بین دو مفهوم یا پدیده اشاره دارد، حتی اگر همزمان بتوانند وجود داشته باشند (مانند تضاد بین نور و تاریکی).

در منطق و استدلال، تناقض معمولاً یک خطا تلقی می‌شود و باید از آن اجتناب کرد. اما در ادبیات، هنر و حتی در تحلیل‌های اجتماعی، تناقض می‌تواند ابزاری برای نشان دادن پیچیدگی، عمق شخصیت‌ها یا جنبه‌های مختلف یک موقعیت باشد.

به دنبال جملات یا ادعاهایی باشید که به وضوح با یکدیگر در تضاد هستند، یا وقتی یک فرد حرف خود را نقض می‌کند. همچنین به عدم هماهنگی بین گفته‌ها و رفتارهای یک فرد یا گروه توجه کنید.

اینکه کسی بگوید «من از شلوغی متنفرم» و بلافاصله به یک مهمانی پر از جمعیت برود و از آن لذت ببرد، می‌تواند یک تناقض رفتاری باشد. یا اینکه کسی ادعا کند «من همیشه راست می‌گویم» در حالی که در همان لحظه دروغ می‌گوید، یک تناقض کلامی است.

Teste-se

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

گفته‌های او در مورد این موضوع پر از ______ بود و هیچ‌کس نمی‌توانست منظورش را بفهمد.

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa: ب

کلمه «تناقض» به معنای ناسازگاری و عدم هماهنگی است که با مفهوم جمله مطابقت دارد.

multiple choice

بهترین گزینه برای توصیف وضعیت زیر کدام است؟ «او می‌گوید که به سلامتی اهمیت می‌دهد، اما هر روز سیگار می‌کشد.»

کدام گزینه به بهترین نحو وضعیت بالا را توصیف می‌کند؟

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa: ب

این وضعیت یک تناقض است زیرا ادعا (اهمیت به سلامتی) با عمل (سیگار کشیدن) در تضاد مستقیم است و هر دو نمی‌توانند همزمان درست باشند.

sentence building

کلمات داده شده را برای ساختن جمله‌ای معنی‌دار درباره تناقض مرتب کنید:

کلمات: وجود، آشکار، در، تناقض، حرف‌هایش، بود، یک

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa: ج

این جمله از نظر دستوری و معنایی صحیح است و به خوبی مفهوم تناقض را در حرف‌های کسی بیان می‌کند.

🎉 Pontuação: /3

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!