Tanbal (تنبل) is a common Persian adjective for lazy, signifying a lack of effort and a preference for inactivity.
Palavra em 30 segundos
- Describes someone unwilling to exert effort or energy.
- Commonly used in informal, everyday conversations.
- Carries a negative connotation of laziness and lack of productivity.
- Can be applied to work, study, or general lifestyle.
Overview
واژه «تنبل» یکی از رایجترین و پرکاربردترین صفات در زبان فارسی است که برای توصیف فرد یا موجودی به کار میرود که از کار و فعالیت گریزان است و تمایلی به صرف انرژی و تلاش ندارد. این واژه بار معنایی نسبتاً منفی دارد و اغلب با مفاهیمی چون سستی، کاهلی، بیمسئولیتی و عدم پیشرفت همراه است.
۱. مفهوم، ظرافتها و بار معنایی:
«تنبل» در سادهترین معنایش به کسی اطلاق میشود که دوست ندارد کار کند یا فعالیت بدنی و ذهنی انجام دهد. این صفت میتواند به طیف وسیعی از رفتارها اشاره کند، از جمله به تعویق انداختن کارها، کندی در انجام وظایف، عدم تمایل به یادگیری یا تلاش برای پیشرفت، و به طور کلی، ترجیح دادن استراحت و بیتحرکی بر فعالیت. بار معنایی این واژه معمولاً منفی است؛ کسی که «تنبل» خوانده میشود، اغلب مورد انتقاد قرار میگیرد یا از او انتظار میرود که تغییر کند. با این حال، گاهی اوقات این واژه ممکن است به شکلی طنزآمیز یا برای توصیف یک حالت گذرا نیز به کار رود، مثلاً «امروز خیلی تنبلم و حوصله هیچ کاری را ندارم.» در این حالت، بار منفی آن کمتر است.
۲. الگوهای کاربرد:
«تنبل» یک واژه بسیار رایج در زبان فارسی روزمره و غیررسمی است. در مکالمات روزانه، بین دوستان، اعضای خانواده و در محیطهای غیررسمی، این واژه به وفور شنیده میشود. برای مثال: «چرا اینقدر تنبل شدی؟ پاشو یک کاری بکن!» یا «پسرم خیلی تنبله، همش تو اتاقه و بازی میکنه.»
در نوشتار رسمی، به خصوص در متون اداری، علمی یا حقوقی، استفاده مستقیم از واژه «تنبل» کمتر رایج است. در این گونه متون، معمولاً از عباراتی با بار معنایی ملایمتر یا دقیقتر استفاده میشود، مانند: «کمکار»، «فاقد انگیزه»، «فاقد پشتکار»، «غیرفعال» یا «کند». با این حال، در ادبیات، داستانها یا مقالات تحلیلی که به بررسی شخصیتها یا پدیدهها میپردازند، «تنبل» ممکن است به صورت مستقیم به کار رود تا تصویری واضح از شخصیت یا وضعیتی ارائه دهد.
از نظر منطقهای، تفاوت چشمگیری در کاربرد این واژه وجود ندارد و در سراسر ایران به طور گستردهای فهمیده و استفاده میشود.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- محیط کار: «تنبل» اغلب برای توصیف کارمندی که وظایف خود را به درستی انجام نمیدهد، دیر میآید یا بهرهوری پایینی دارد، به کار میرود. «مدیر از دست کارمند تنبلش کلافه شده بود.»
- محیط مدرسه و تحصیل: دانشآموز یا دانشجویی که درس نمیخواند، تکالیفش را انجام نمیدهد یا در کلاس مشارکت نمیکند، ممکن است «تنبل» خوانده شود. «معلم گفت اگر درس نخوانی، در امتحان قبول نمیشوی، تنبل جان!»
- زندگی روزمره: در خانه، برای توصیف کسی که کارهای خانه را انجام نمیدهد، یا به طور کلی از هرگونه فعالیتی سر باز میزند، استفاده میشود. «این بچه خیلی تنبله، باید مجبورش کنی بره بیرون بازی کنه.»
- رسانه و ادبیات: در فیلمها، سریالها، رمانها و داستانها، شخصیتهای «تنبل» اغلب برای ایجاد موقعیتهای کمدی، دراماتیک یا برای نمایش تضاد با شخصیتهای پرتلاش به کار میروند. «شخصیت کارتونی مورد علاقهام یک خرس تنبل بود که فقط میخورد و میخوابید.»
۴. مقایسه با واژگان مشابه:
- کاهل: «کاهل» (Kāhel) شباهت زیادی به «تنبل» دارد، اما ممکن است کمی رسمیتر باشد و بیشتر بر عدم انجام وظایف دینی یا اخلاقی تأکید کند، هرچند در معنای عام نیز به کار میرود. «تنبل» بیشتر بر عدم تمایل به فعالیت فیزیکی یا ذهنی عمومی دلالت دارد.
- سست: «سست» (Sost) میتواند به معنای ضعف جسمانی یا روحی باشد، اما در مفهوم «تنبل»، بیشتر به عدم اراده و پشتکار اشاره دارد. «او به خاطر بیماری سست شده بود» با «او به خاطر تنبلی سست شده بود» تفاوت معنایی دارد.
- راحتطلب: «راحتطلب» (Rāhat-talab) کسی است که به دنبال آسایش و راحتی است و از سختی و زحمت دوری میکند. این صفت لزوماً بار منفی «تنبل» را ندارد؛ گاهی یک فرد راحتطلب، کارآمد است اما روشهای آسانتر را ترجیح میدهد، در حالی که «تنبل» معمولاً از هر تلاشی اجتناب میکند.
۵. لحن و سبک کاربرد:
«تنبل» معمولاً در لحن غیررسمی و خنثی تا منفی به کار میرود. استفاده از آن در موقعیتهای بسیار رسمی یا در خطاب به افراد مسنتر یا کسانی که جایگاه اجتماعی بالاتری دارند، ممکن است بیادبانه تلقی شود. در محیطهای کاری یا آموزشی، بهتر است از واژگان دقیقتر و کمتر قضاوتی استفاده کرد. در مکالمات روزمره و دوستانه، این واژه کاملاً پذیرفته شده است.
۶. همنشینیهای رایج:
- آدم تنبل: رایجترین ترکیب، برای اشاره به یک فرد تنبل.
- کار تنبل: به کاری گفته میشود که به دلیل تنبلی انجام نشده یا به درستی انجام نشده است.
- زندگی تنبل: سبکی از زندگی که در آن فرد از فعالیت و تلاش پرهیز میکند.
- موجود تنبل: گاهی برای توصیف حیوانات یا حتی اشیاء (به صورت استعاری) که کند یا بیحرکت هستند، به کار میرود.
- خیلی تنبل: برای تأکید بر میزان تنبلی.
- تنبل شدن: نشاندهنده تغییر حالت از فعال به غیرفعال.
- تنبل بار آمدن: اشاره به بزرگ شدن در محیطی که فرد را تنبل بار آورده است.
- تنبل خانگی: شخصی که بیشتر وقت خود را در خانه به بطالت میگذراند.
Exemplos
پسرم خیلی تنبله و دوست نداره به مدرسه بره.
everydayMy son is very lazy and doesn't like going to school.
معلم از دانشآموز تنبل خواست که زودتر مشقهایش را بنویسد.
schoolThe teacher asked the lazy student to write his homework faster.
اینقدر تنبلی نکن، پاشو یک کاری انجام بده!
informalDon't be so lazy, get up and do something!
گزارش نشان میدهد که کارمندان بخش X به دلیل تنبلی، بهرهوری پایینی دارند.
businessThe report indicates that employees in section X have low productivity due to laziness.
او در دانشگاه به «کوتوله تنبل» معروف بود چون همیشه خواب بود.
academicHe was known as the 'lazy dwarf' at university because he was always sleeping.
در داستان، شخصیت اصلی مردی تنبل بود که ناگهان با ماجرایی روبهرو شد.
literaryIn the story, the main character was a lazy man who suddenly encountered an adventure.
امروز حسابی تنبل شدم، فقط میخوام استراحت کنم.
informalI've become quite lazy today, I just want to rest.
این کامپیوتر خیلی تنبل شده، برنامهها را دیر باز میکند.
everydayThis computer has become very lazy; it opens programs slowly.
Colocações comuns
Frases Comuns
پاشو تنبلی نکن!
Get up, don't be lazy!
از تنبلی گذشتم.
I overcame my laziness.
تنبلبار اومدم.
I grew up lazy.
این چه وضعشه؟ تنبل شدی!
What is this attitude? You've become lazy!
Frequentemente confundido com
'Tanbal' focuses on general unwillingness to exert effort. 'Kāhel' can imply neglect of duties, especially religious or moral ones, though it's also used generally. Example: 'He is tanbal' (He doesn't like to work) vs. 'He is kāhel' (He neglects his prayers/duties).
'Tanbal' is about choice and motivation (or lack thereof). 'Sost' often implies weakness, either physical or due to lack of willpower/energy, not necessarily a choice. Example: 'She felt sost after the illness' (weak) vs. 'She is tanbal and doesn't study' (lazy).
'Tanbal' implies avoiding work altogether. 'Rāhat-talab' means seeking comfort and avoiding hardship, but one might still work efficiently if it leads to comfort. Example: 'He's tanbal' (He won't do the job) vs. 'He's rāhat-talab' (He prefers a job with good benefits and less stress).
Padrões gramaticais
How to Use It
Notas de uso
While 'tanbal' is widely understood, its direct use can be offensive in formal settings. It's best reserved for informal conversations, close relationships, or self-description. Be mindful of the negative social stigma attached to laziness in Persian culture. Using it to describe technology or processes (e.g., 'slow computer') is generally acceptable and less offensive.
Erros comuns
Learners sometimes use 'tanbal' in formal contexts where it sounds rude. Instead of 'He is a tanbal employee,' use 'His performance is weak' (عملکردش ضعیف است). Also, confusing it with 'sost' (weak) can lead to misunderstandings; 'tanbal' implies a choice, 'sost' often implies a condition.
Tips
Use in Casual Settings
Feel comfortable using 'tanbal' (تنبل) in informal chats with friends or family. It's a very common word for expressing laziness in everyday life.
Avoid in Formal Situations
Calling someone 'tanbal' in a formal setting like work or an academic environment can be considered rude. Opt for more neutral terms like 'inactive' or 'lacking motivation'.
Cultural Nuance of Effort
Persian culture often values hard work and perseverance. Being labeled 'tanbal' can carry a significant social stigma, implying a lack of character or ambition.
Figurative Use for Speed
Advanced learners might notice 'tanbal' used metaphorically to describe slow processes or devices, like 'tanbal internet' (اینترنت تنبل). This implies slowness and lack of responsiveness.
Origem da palavra
The word 'tanbal' originates from Middle Persian 'tunprocessable'. It likely evolved from roots related to 'body' or 'self' combined with a negative suffix or concept indicating lack of vigor or movement.
Contexto cultural
In Iranian culture, diligence and hard work ('talaash' and 'koshesh') are highly valued virtues. Laziness ('tanbali') is often seen as a character flaw, linked to lack of ambition and responsibility. Media often portrays diligent characters positively and lazy ones as needing redemption or facing negative consequences.
Dica de memorização
Imagine a 'tan-bal' (like a ball) that rolls very slowly and lazily, refusing to move quickly. It's round and round, but always 'tan-bal'!
Perguntas frequentes
8 perguntasمعمولاً بار معنایی «تنبل» منفی است و به سستی و عدم تلاش اشاره دارد. اما گاهی اوقات، به خصوص در گفتگوی دوستانه یا برای توصیف یک حالت گذرا، میتواند لحنی شوخ یا کمتر انتقادی داشته باشد.
بسته به موقعیت، میتوانید از کلماتی مانند «کاهل»، «غیرفعال»، «کمتحرک»، «فاقد انگیزه» یا «راحتطلب» استفاده کنید. انتخاب کلمه مناسب به میزان رسمیت و بار معنایی مورد نظر شما بستگی دارد.
خیر، «تنبل» میتواند برای توصیف حیوانات (مثلاً «خرس تنبل») یا حتی اشیاء و پدیدهها (به صورت استعاری، مثلاً «اینترنت تنبل شده») نیز به کار رود، اما کاربرد اصلی آن برای انسانهاست.
«تنبل» بیشتر به عدم تمایل به تلاش و فعالیت اشاره دارد، در حالی که «سست» میتواند به ضعف جسمانی، روحی یا اراده اشاره کند. فرد سست ممکن است بخواهد تلاش کند اما نتواند، اما فرد تنبل اساساً تمایلی به تلاش ندارد.
در محیطهای کاری رسمی، بهتر است از واژه «تنبل» اجتناب کنید. استفاده از عباراتی مانند «عملکرد ضعیف»، «عدم تطابق با انتظارات» یا «نیاز به بهبود بهرهوری» مناسبتر و حرفهایتر است.
لحن گوینده، موقعیت مکالمه و رابطه بین افراد نقش مهمی دارد. اگر «تنبل» با لحنی انتقادی، سرزنشآمیز یا در یک موقعیت رسمی به کار رود، بار معنایی منفی آن قویتر است.
بله، گاهی اوقات «تنبل» میتواند به معنای کند بودن نیز به کار رود، به خصوص وقتی درباره سرعت انجام کارها صحبت میکنیم. مثلاً «کامپیوترم خیلی تنبل شده» یعنی کند شده است.
میتوانید بگویید: «Tanbal (تنبل) یعنی کسی که دوست ندارد کار کند، انرژیاش را صرف کند، یا تلاش کند. مثل وقتی که حوصله نداری تکالیفت را انجام دهی یا از جای خودت بلند شوی.»
Teste-se
Choose the correct word to fill in the blank.
او آنقدر ______ است که هیچوقت تکالیفش را به موقع انجام نمیدهد.
The sentence describes someone who never does their homework on time, which is characteristic of being lazy ('tanbal').
What is the primary meaning of 'تنبل'?
What does 'تنبل' mean?
'Tanbal' directly translates to lazy, indicating a lack of willingness to exert effort or energy.
Arrange the words to form a grammatically correct sentence.
او / خیلی / کار / تنبل / است
The structure 'Subject + Adverb + Adjective + Verb (est)' is standard for describing someone's state or characteristic.
Find and correct the error in the sentence.
او یک کارمند بسیار تنبل هست.
In modern Persian, the verb 'est' (است) is preferred over 'hast' (هست) in descriptive sentences like this, especially with adjectives.
🎉 Pontuação: /4
Summary
Tanbal (تنبل) is a common Persian adjective for lazy, signifying a lack of effort and a preference for inactivity.
- Describes someone unwilling to exert effort or energy.
- Commonly used in informal, everyday conversations.
- Carries a negative connotation of laziness and lack of productivity.
- Can be applied to work, study, or general lifestyle.
Use in Casual Settings
Feel comfortable using 'tanbal' (تنبل) in informal chats with friends or family. It's a very common word for expressing laziness in everyday life.
Avoid in Formal Situations
Calling someone 'tanbal' in a formal setting like work or an academic environment can be considered rude. Opt for more neutral terms like 'inactive' or 'lacking motivation'.
Cultural Nuance of Effort
Persian culture often values hard work and perseverance. Being labeled 'tanbal' can carry a significant social stigma, implying a lack of character or ambition.
Figurative Use for Speed
Advanced learners might notice 'tanbal' used metaphorically to describe slow processes or devices, like 'tanbal internet' (اینترنت تنبل). This implies slowness and lack of responsiveness.
Exemplos
6 de 8پسرم خیلی تنبله و دوست نداره به مدرسه بره.
My son is very lazy and doesn't like going to school.
معلم از دانشآموز تنبل خواست که زودتر مشقهایش را بنویسد.
The teacher asked the lazy student to write his homework faster.
اینقدر تنبلی نکن، پاشو یک کاری انجام بده!
Don't be so lazy, get up and do something!
گزارش نشان میدهد که کارمندان بخش X به دلیل تنبلی، بهرهوری پایینی دارند.
The report indicates that employees in section X have low productivity due to laziness.
او در دانشگاه به «کوتوله تنبل» معروف بود چون همیشه خواب بود.
He was known as the 'lazy dwarf' at university because he was always sleeping.
در داستان، شخصیت اصلی مردی تنبل بود که ناگهان با ماجرایی روبهرو شد.
In the story, the main character was a lazy man who suddenly encountered an adventure.
Related Content
Frases relacionadas
Mais palavras de general
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).