آوردن
To bring; to carry or convey to a place.
Master 'آوردن' for fundamental Persian communication, covering bringing things, people, and even abstract concepts.
Wort in 30 Sekunden
- Core verb meaning 'to bring' or 'to carry'.
- Can also mean 'to cause', 'to produce', or 'to have along'.
- Essential for basic communication in daily life.
- Opposite of 'to take' (بردن).
Summary
Master 'آوردن' for fundamental Persian communication, covering bringing things, people, and even abstract concepts.
- Core verb meaning 'to bring' or 'to carry'.
- Can also mean 'to cause', 'to produce', or 'to have along'.
- Essential for basic communication in daily life.
- Opposite of 'to take' (بردن).
Focus on Direction
Remember 'آوردن' implies movement towards the speaker or a reference point. Contrast this with 'بردن' (to take), which implies movement away.
Avoid Overuse in Formal Writing
While common, in very formal writing, consider synonyms like 'حمل کردن', 'انتقال دادن', or 'به همراه داشتن' for greater precision.
Hospitality and Gifts
When visiting someone, bringing a small gift ('سوغاتی' or 'هدیه') is customary. Saying 'چیزی نیاوردم' (I didn't bring anything) might sound impolite if you didn't bring a gift.
Abstract Causation
Pay attention to contexts where 'آوردن' signifies causing an abstract result, like 'این قانون، تغییراتی به همراه داشت' (This law brought about changes).
Beispiele
6 von 8لطفاً چای را برای مهمانها بیاورید.
Please bring the tea for the guests.
او کیف پولش را در خانه جا گذاشته بود و مجبور شد کسی را بفرستد تا برایش بیاورد.
He had forgotten his wallet at home and had to send someone to bring it for him.
مدیر عامل دستور داد که تمام گزارشهای مالی را فوراً به اتاق جلسه بیاورند.
The CEO ordered that all financial reports be brought to the meeting room immediately.
دانشجویان موظف هستند مقالات پژوهشی خود را تا پایان هفته به استاد راهنما ارائه دهند و بیاورند.
Students are required to present and bring their research papers to the supervisor by the end of the week.
این خبر ناگوار، موجی از اندوه را در جامعه آورد.
This tragic news brought a wave of sorrow to the society.
به جای گل، یک کتاب خوب برای دوستم آوردم.
Instead of flowers, I brought a good book for my friend.
Wortfamilie
Merkhilfe
Imagine yourself standing still, arms outstretched. Anything moving towards you is 'آوردن'. Anything you move away from yourself is 'بردن'. Visualize the direction!
Overview
«آوردن» یکی از افعال بنیادین و پرتکرار در زبان فارسی است که دامنه معنایی وسیعی دارد. در سطح پایه، این فعل به سادگی به معنای «به همراه داشتن» یا «رساندن» چیزی به مکانی است. برای مثال، وقتی میگوییم «کتابم را به خانه آوردم»، منظور این است که کتاب را از جایی دیگر به خانه منتقل کردم. اما این فعل فراتر از این معنای ساده عمل میکند و در بافتهای مختلف، معانی ظریفتری را نیز در بر میگیرد.
۱. معنا و ظرایف معنایی:
- انتقال فیزیکی: این ابتداییترین معنای فعل است. «آوردن» یعنی چیزی یا کسی را از مبدأ به مقصد رساندن. این انتقال میتواند با دست، وسیله نقلیه، یا حتی به صورت مجازی (در دنیای امروز) صورت گیرد. مثال: «لطفاً این نامه را برای من بیاور.»
- همراه داشتن: گاهی «آوردن» به معنای «داشتن و به همراه داشتن» است، نه لزوماً انتقال از جایی به جای دیگر. مثال: «آیا پول کافی آوردهای؟» (یعنی آیا همراهت داری؟)
- موجب شدن/ایجاد کردن: در برخی کاربردها، «آوردن» به معنای سبب شدن یا ایجاد کردن چیزی است. مثال: «این تصمیم، مشکلات زیادی را به همراه آورد.»
- تولید کردن/به دنیا آوردن: در مورد فرزندان، «آوردن» به معنای زاییدن و به دنیا آوردن است. مثال: «آنها صاحب یک فرزند شدند.» (که در زبان عامیانه ممکن است به صورت «یک بچه آوردند» بیان شود، هرچند کمتر رسمی است).
- یادآوری کردن/به خاطر آوردن: در معنایی انتزاعیتر، میتواند به معنای به ذهن آوردن یا یادآوری کردن باشد. مثال: «این آهنگ مرا به یاد دوران کودکیام انداخت.» (که در برخی ساختارها میتواند از «آوردن» استفاده کند).
- آوردن به معنای «به دست آوردن» یا «کسب کردن»: گاهی در معنای تلاش برای رسیدن به چیزی یا کسب کردن آن به کار میرود. مثال: «او سعی کرد رضایت رئیس را به دست آورد.» (که میتوان گفت: «سعی کرد رضایت رئیس را بیاورد.»)
۲. الگوهای کاربرد:
- رسمی در برابر غیررسمی: «آوردن» فعلی است که هم در زبان رسمی و هم در زبان غیررسمی کاربرد دارد. با این حال، برخی از معانی آن مانند «به دنیا آوردن» در زبان رسمی کمتر استفاده میشوند و جای خود را به افعال دقیقتری مانند «زاییدن» یا «به دنیا آوردن» میدهند.
- نوشتاری در برابر گفتاری: این فعل به طور گسترده در هر دو حالت نوشتاری و گفتاری به کار میرود. در نوشتار رسمی، بسته به بافت، ممکن است از مترادفهای دقیقتر استفاده شود، اما در متون ادبی و حتی خبری، «آوردن» حضوری پررنگ دارد.
- تفاوتهای منطقهای: اگرچه «آوردن» یک فعل استاندارد در سراسر ایران است، اما ممکن است در لهجههای مختلف، ساختارها یا عبارات متفاوتی پیرامون آن شکل گرفته باشد. با این حال، معنای اصلی آن ثابت است.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: «لطفاً نان بیاور.»، «کیفم را از ماشین آوردم.»، «بچهها را از مدرسه آوردم.»
- محیط کار: «گزارش را برای جلسه آماده کن و بیاور.»، «این مدارک را از بایگانی بیاورید.»
- محیط تحصیلی: «دانشجویان باید مقالات خود را بیاورند.»، «این کتاب را از کتابخانه آوردم.»
- رسانه و ادبیات: در اخبار، داستانها، شعر و رمان، «آوردن» به وفور برای توصیف انتقال، ایجاد رویداد، یا بیان مفاهیم استفاده میشود. «خبر خوشی برای مردم آورد.»، «این اتفاق، تحولی بزرگ را به ارمغان آورد.»
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- «بردن»: این فعل متضاد اصلی «آوردن» است. «آوردن» به معنای انتقال به سمت گوینده یا مکانی مشخص است، در حالی که «بردن» به معنای انتقال از سمت گوینده یا مکان فعلی است. مثال: «کتاب را از کتابخانه به خانه آوردم.» (به سمت خانه) در مقابل «کتاب را از خانه به کتابخانه بردم.» (دور از خانه).
- «رساندن»: «رساندن» بیشتر بر عمل رساندن شیء یا شخص به مقصد تأکید دارد، در حالی که «آوردن» ممکن است بر عمل انتقال از مبدأ نیز دلالت کند. «ماشین را به تعمیرگاه رساندم.» (عمل رساندن مهم است) در مقابل «ماشین را از خانه آوردم و به تعمیرگاه رساندم.» (عمل انتقال از خانه هم مهم است).
- «هدیه دادن/دادن»: این افعال با «آوردن» متفاوتند. «دادن» یعنی واگذاری مالکیت یا اختیار، در حالی که «آوردن» صرفاً عمل انتقال فیزیکی است.
۵. سطح زبانی و لحن:
«آوردن» در سطح A1 زبانی قرار دارد و برای زبانآموزان مبتدی بسیار ضروری است. این فعل لحنی خنثی دارد و در اکثر موقعیتها، از مکالمات روزمره گرفته تا نوشتار رسمی، قابل استفاده است. با این حال، در برخی کاربردهای خاص (مانند «به دنیا آوردن») ممکن است لحن غیررسمیتری داشته باشد.
۶. همنشینیهای رایج (Collocations):
- چیزی را آوردن: «نان آوردن»، «کتاب آوردن»، «نامه آوردن»
- کسی را آوردن: «بچه آوردن»، «مهمان آوردن»، «دوست آوردن»
- به همراه آوردن: «هوا را سرد آورد.»، «مشکلات زیادی به همراه آورد.»
- آوردن به: «او را به خانه آورد.»، «این موضوع را به نتیجه آورد.»
درک این فعل و کاربردهای متنوع آن، گامی اساسی در تسلط بر زبان فارسی است.
Nutzungshinweise
This is a fundamental verb, essential for A1 learners. It's highly versatile, used in both spoken and written Persian. Be mindful of the direction: 'آوردن' is towards the speaker/reference, 'بردن' is away. In figurative senses ('causing'), it's common but can sometimes be replaced by more specific verbs in formal contexts.
Häufige Fehler
Learners often confuse 'آوردن' (to bring) with 'بردن' (to take). Remember the direction: if it's coming towards you, use 'آوردن'; if it's going away from you, use 'بردن'. Also, avoid using 'آوردن' for 'to give'; use 'دادن' for that.
Merkhilfe
Imagine yourself standing still, arms outstretched. Anything moving towards you is 'آوردن'. Anything you move away from yourself is 'بردن'. Visualize the direction!
Wortherkunft
The word 'آوردن' originates from Middle Persian 'āwordan', itself derived from Proto-Iranian roots related to 'bringing' and 'carrying'. Its core meaning of conveyance has remained remarkably stable through centuries of linguistic evolution.
Kultureller Kontext
In Persian culture, hospitality is highly valued. Bringing a small gift when visiting someone's home is a common practice, making the verb 'آوردن' relevant in social contexts. The phrase 'چیزی نیاوردم' (I brought nothing) can sometimes be perceived as slightly impolite if a gift was expected.
Beispiele
لطفاً چای را برای مهمانها بیاورید.
everydayPlease bring the tea for the guests.
او کیف پولش را در خانه جا گذاشته بود و مجبور شد کسی را بفرستد تا برایش بیاورد.
everydayHe had forgotten his wallet at home and had to send someone to bring it for him.
مدیر عامل دستور داد که تمام گزارشهای مالی را فوراً به اتاق جلسه بیاورند.
businessThe CEO ordered that all financial reports be brought to the meeting room immediately.
دانشجویان موظف هستند مقالات پژوهشی خود را تا پایان هفته به استاد راهنما ارائه دهند و بیاورند.
academicStudents are required to present and bring their research papers to the supervisor by the end of the week.
این خبر ناگوار، موجی از اندوه را در جامعه آورد.
formalThis tragic news brought a wave of sorrow to the society.
به جای گل، یک کتاب خوب برای دوستم آوردم.
informalInstead of flowers, I brought a good book for my friend.
آن سال، زمستان سختی آمد و سرما، بسیاری از محصولات کشاورزی را از بین برد.
literaryThat year, a harsh winter came and the cold destroyed many agricultural products.
بچهها را از پارک آوردم خانه.
everydayI brought the kids home from the park.
Wortfamilie
Häufige Kollokationen
Häufige Phrasen
چیزی به همراه آوردن
To bring something along / To cause something
به یاد آوردن
To recall / To remember
به نتیجه آوردن
To bring to a conclusion / To achieve
جان به لب آوردن
To drive someone mad / To exasperate
خبر آوردن
To bring news
Wird oft verwechselt mit
The opposite of 'آوردن'. 'آوردن' means bringing towards the speaker/reference point, while 'بردن' means taking away from the speaker/reference point. Example: 'من کتاب را آوردم' (I brought the book - towards me). 'من کتاب را بردم' (I took the book - away from me).
'رساندن' focuses on the act of delivering or getting something/someone to a destination. 'آوردن' can include the journey from the origin, often towards the speaker. Example: 'ماشین را به تعمیرگاه رساندم' (I got the car to the mechanic). 'ماشین را از خانه آوردم' (I brought the car from home - implying movement towards the speaker's current location).
'دادن' means to give, often implying a transfer of possession or permission. 'آوردن' is simply about physical movement or conveyance. Example: 'کتاب را به من بده' (Give me the book). 'کتاب را برای من بیاور' (Bring the book for me - implies movement from elsewhere).
Grammatikmuster
Focus on Direction
Remember 'آوردن' implies movement towards the speaker or a reference point. Contrast this with 'بردن' (to take), which implies movement away.
Avoid Overuse in Formal Writing
While common, in very formal writing, consider synonyms like 'حمل کردن', 'انتقال دادن', or 'به همراه داشتن' for greater precision.
Hospitality and Gifts
When visiting someone, bringing a small gift ('سوغاتی' or 'هدیه') is customary. Saying 'چیزی نیاوردم' (I didn't bring anything) might sound impolite if you didn't bring a gift.
Abstract Causation
Pay attention to contexts where 'آوردن' signifies causing an abstract result, like 'این قانون، تغییراتی به همراه داشت' (This law brought about changes).
Teste dich selbst
Fill in the blank with the correct form of 'آوردن'
من کتابم را از کتابخانه ______.
'آوردم' is the first-person singular past tense of 'آوردن', indicating bringing something towards the speaker.
Choose the correct meaning of 'آوردن' in the following sentence:
این تصمیم، نتایج غیرمنتظرهای به همراه آورد.
In this context, 'به همراه آورد' means 'caused' or 'resulted in'.
Arrange the words to form a correct sentence.
تو / را / دوستت / خانه / آوردی / به
The correct sentence structure is Subject + Object + Prepositional Phrase + Verb. 'تو' (you) is the subject, 'دوستت' (your friend) is the object, 'به خانه' (to home) is the prepositional phrase, and 'آوردی' (you brought) is the verb.
Find and fix the error in the sentence.
من دیروز نان را از مغازه بردم.
The sentence implies bringing the bread towards the speaker's location (home), so 'آوردم' (I brought) is correct, not 'بردم' (I took).
Ergebnis: /4
Visuelle Lernhilfen
Word Family
Nouns
- آورد
- آورده
Verbs
- آوردن
- آورد
Usage Contexts
Daily Life
- لطفاً نان بیاور.
- کیفم را از ماشین آوردم.
Workplace
- گزارش را برای جلسه بیاورید.
Social Gatherings
- دوستم را به خانه آوردم.
Abstract Concepts
- این اتفاق، مشکلات زیادی به همراه آورد.
Häufig gestellte Fragen
8 Fragen«آوردن» یعنی رساندن چیزی به سمت خودتان یا مکانی که در آن هستید. «بردن» یعنی رساندن چیزی دور از خودتان یا از مکانی که در آن هستید.
خیر، «آوردن» معانی دیگری هم دارد، مثل موجب شدن، ایجاد کردن، یا به همراه داشتن. مثلاً «این خبر بد، غم و اندوه آورد.»
در این جمله، «آوردن» به معنای رساندن شما از مکانی دیگر به خانهاش است. یعنی شما را همراه خود به خانهاش آورده است.
«آوردن» بیشتر بر عمل انتقال تمرکز دارد، مخصوصاً از جایی به مکان فعلی شما. «رساندن» بیشتر بر رسیدن به مقصد تأکید میکند.
بله، «آوردن» هم در زبان رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد. اما در برخی موارد خاص، ممکن است افعال دقیقتری جایگزین آن شوند.
میتوانید از ساختارهایی مثل «این اتفاق، مشکلاتی به همراه آورد» استفاده کنید. اینجا «آوردن» به معنای «موجب شدن» است.
بله، میتوانید هم اشیاء (مثل کتاب) و هم افراد (مثل مهمان) را «بیاورید». معنی اصلی انتقال همچنان حفظ میشود.
این جمله به این معناست که او صاحب فرزند شد یا بچهای به دنیا آورد. البته این کاربرد بیشتر در زبان غیررسمی شنیده میشود.
Ähnliche Regeln
Verwandte Redewendungen
Verwandtes Vokabular
To give; to provide
انتقال دادنTo transfer; to move from one place to another.
گرفتنTo take; to get; to receive
حمل کردنTo take or support (something) from one place to another; to...
بردنTo take away or to win; to carry off or achieve victory.
رساندنto deliver, to convey, to make something arrive
Mehr general Wörter
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).