B2 noun Formell 1 Min. Lesezeit

دیده‌بانی

did-e-bani /diːde.bɒːniː/

The act of closely observing or monitoring something, often for security or informational purposes.

Wort in 30 Sekunden

  • Close observation or surveillance.
  • Gathering information through watching.
  • Used in formal, security, and academic contexts.

Overview

«دیده‌بانی» واژه‌ای در زبان فارسی است که به عمل یا فرایند نظارت دقیق و پیوسته بر چیزی اطلاق می‌شود. این مفهوم می‌تواند شامل مشاهده، مراقبت، رصد و جمع‌آوری اطلاعات باشد. دیده‌بانی معمولاً با هدف اطمینان از امنیت، بررسی وضعیت، کشف تخلفات یا صرفاً درک بهتر یک پدیده صورت می‌گیرد. این واژه ریشه در کلمه «دیده‌بان» دارد که به فرد یا مکانی اشاره دارد که وظیفه دیده‌بانی را بر عهده دارد.

«دیده‌بانی» معمولاً به صورت اسمی مستقل به کار می‌رود و می‌تواند مفعول فعل‌هایی مانند «انجام دادن»، «برقرار کردن»، «داشتن» یا «گزارش دادن» باشد. همچنین می‌تواند به عنوان بخشی از ترکیبات وصفی یا اضافی نیز ظاهر شود، مانند «واحد دیده‌بانی» یا «گزارش دیده‌بانی». در برخی موارد، به صورت فعلی نیز با افزودن پسوند «کردن» (دیده‌بانی کردن) به کار می‌رود که به معنای انجام عمل دیده‌بانی است.

این واژه در متن‌های رسمی، نظامی، امنیتی، پلیسی، خبری و همچنین در گزارش‌های علمی و تحقیقاتی کاربرد فراوان دارد. به عنوان مثال، در مورد دیده‌بانی مرزها، دیده‌بانی ترافیک هوایی، دیده‌بانی پیشرفت یک پروژه، یا دیده‌بانی وضعیت آب و هوا استفاده می‌شود. در زندگی روزمره نیز ممکن است در اشاره به مراقبت از کودکان یا نظارت بر فعالیت‌های خاص به کار رود.

«دیده‌بانی» با واژگانی چون «نظارت»، «مراقبت»، «رصد»، «پایش» و «حفاظت» هم‌پوشانی معنایی دارد. «نظارت» (Supervision) کلی‌تر است و ممکن است شامل جنبه‌های مدیریتی و هدایتی نیز باشد. «مراقبت» (Care/Guardianship) بیشتر بر حفظ ایمنی و جلوگیری از آسیب تأکید دارد. «رصد» (Monitoring/Tracking) اغلب به معنای دنبال کردن دقیق یک مسیر یا روند است، به خصوص در علوم و فناوری. «پایش» (Monitoring) نیز بسیار شبیه به «رصد» و «دیده‌بانی» است و معمولاً برای پیگیری وضعیت یک سیستم یا فرآیند به کار می‌رود. «حفاظت» (Protection) بر جنبه دفاعی و نگهداری تمرکز دارد. «دیده‌بانی» بر جنبه مشاهده و گزارش‌دهی تأکید بیشتری دارد.

Beispiele

1

واحد دیده‌بانی فرودگاه، ورود هواپیماها را زیر نظر دارد.

everyday

The airport's observation unit monitors the arrival of planes.

2

گزارش دیده‌بانی حاکی از افزایش فعالیت‌های غیرمجاز در منطقه بود.

formal

The surveillance report indicated an increase in unauthorized activities in the area.

3

تو حواست به بچه‌ها باشه، یه جورایی دیده‌بانی کن تا گم نشن.

informal

Keep an eye on the kids, kind of watch over them so they don't get lost.

4

دیده‌بانی تغییرات اقلیمی نیازمند داده‌های دقیق و بلندمدت است.

academic

Monitoring climate change requires precise and long-term data.

Häufige Kollokationen

واحد دیده‌بانی Observation unit / Surveillance unit
گزارش دیده‌بانی Observation report / Surveillance report
دیده‌بانی کردن To observe / To monitor / To keep watch

Häufige Phrasen

دیده‌بانی هوایی

Aerial surveillance

دیده‌بانی استراتژیک

Strategic observation

مرکز دیده‌بانی

Observation center / Control room

Wird oft verwechselt mit

دیده‌بانی vs نظارت

'Nezarat' (supervision) is broader and can include management and guidance, whereas 'Didehbani' focuses specifically on the act of watching and reporting.

دیده‌بانی vs مراقبت

'Moraqebat' (care/guardianship) emphasizes protection and preventing harm, while 'Didehbani' is more about observation and data gathering.

Grammatikmuster

اسم + دیده‌بانی (مثال: واحد دیده‌بانی) فعل + دیده‌بانی (مثال: انجام دیده‌بانی) دیده‌بانی + کردن (مثال: دیده‌بانی کردن)

How to Use It

Nutzungshinweise

The term 'دیده‌بانی' is generally used in more formal or technical contexts. While it can be used informally, its core meaning implies a structured or purposeful act of observation, often for security or data collection purposes.


Häufige Fehler

Avoid using 'دیده‌بانی' for casual looking or simple watching. Ensure the context implies a degree of systematic observation or surveillance. Also, be mindful of its frequent association with security and military contexts.

Tips

💡

Focus on Continuous Observation

Remember that 'دیده‌بانی' implies ongoing attention, not just a single glance. Think of it as keeping watch.

⚠️

Distinguish from Simple Watching

While it involves watching, 'دیده‌بانی' carries a sense of purpose, often for security, data collection, or control, unlike casual observation.

🌍

Historical Roots of Watchtowers

The term originates from 'دیده‌بان' (watchman) and historical watchtowers used for defense and early warning, highlighting its security-related connotations.

Wortherkunft

The word 'دیده‌بانی' derives from 'دیده‌بان' (watchman, lookout), which itself comes from 'دیده' (eye) and 'بان' (keeper/guard). This etymology clearly points to the act of watching over something.

Kultureller Kontext

In many cultures, including Persian, the role of a watchman or lookout has been historically significant for security and communication, which is reflected in the importance and usage of the term 'دیده‌بانی'.

Merkhilfe

Imagine a 'دیده‌بان' (watchman) on a tower, constantly observing the surroundings. This visual helps remember the core meaning of watchful surveillance.

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

«دیده‌بانی» بیشتر بر مشاهده و گزارش‌دهی تمرکز دارد، در حالی که «نظارت» مفهومی گسترده‌تر است و می‌تواند شامل جنبه‌های مدیریتی، راهنمایی و ارزیابی نیز باشد.

خیر، «دیده‌بانی» می‌تواند خنثی یا حتی مثبت باشد. مثلاً دیده‌بانی از پیشرفت علمی یا دیده‌بانی وضعیت زیست‌محیطی جنبه‌های مثبت دارد.

این واژه به طور خاص در حوزه‌های نظامی، امنیتی، پلیسی، ترافیک، هواشناسی، و همچنین در پروژه‌های بزرگ صنعتی و تحقیقاتی کاربرد دارد.

بله، با افزودن پسوند «کردن»، فعل «دیده‌بانی کردن» ساخته می‌شود که به معنای انجام عمل دیده‌بانی است.

Teste dich selbst

fill blank

نیروهای مرزبانی به صورت شبانه‌روزی به ______ مرزها مشغولند.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: دیده‌بانی

کلمه «دیده‌بانی» به معنی نظارت و مراقبت دقیق است که با مفهوم مرزبانی همخوانی دارد.

multiple choice

کدام کلمه به معنای «دیده‌بانی» نزدیک‌تر است؟

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: رصد

«رصد» به معنی مشاهده و پیگیری دقیق است و شباهت معنایی زیادی با «دیده‌بانی» دارد.

sentence building

جمله خود را با کلمات «واحد»، «دیده‌بانی»، «پیشرفت»، «پروژه» و «داشت» بسازید.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: واحد دیده‌بانی پیشرفت پروژه را داشت.

این جمله نشان می‌دهد که یک واحد مسئولیت نظارت بر پیشرفت پروژه را بر عهده داشته است.

Ergebnis: /3

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!