A1 adjective Neutral 2 min de lectura

عصبانی

asabani /æ.sæ.bɑːˈniː/

To effectively express strong displeasure or anger in Persian, use 'عصبانی' as it clearly conveys a state of being upset due to frustration, injustice, or annoyance.

Palabra en 30 segundos

  • Describes feeling or showing strong annoyance/anger.
  • Common in both formal and informal Persian speech.
  • Neutral register, but conveys strong negative emotion.
  • Often confused with 'ناراحت' (sad/upset), but implies anger.
  • Rooted in 'عصب' (nerve), linking anger to nervous agitation.

کلیات (معنی، ظرایف، بار عاطفی)

“عصبانی” یک صفت بنیادین و پرکاربرد در زبان فارسی است که برای توصیف حالت هیجانی خشم، برافروختگی، یا نارضایتی شدید به کار می‌رود. این کلمه نه تنها به معنای “خشمگین” است، بلکه طیفی از احساسات منفی را شامل می‌شود که از آزردگی خفیف تا غضب شدید و غیرقابل کنترل می‌تواند متغیر باشد. بار عاطفی این کلمه بسیار قوی است و معمولاً نشان‌دهنده‌ی واکنش منفی و ناخوشایند فرد به یک محرک خارجی یا داخلی است. این محرک می‌تواند شامل بی‌عدالتی، توهین، ناکامی در رسیدن به هدف، نقض انتظارات، یا حتی یک حس درونی از ناامیدی باشد.

عصبانیت اغلب با بروز علائم فیزیکی قابل مشاهده‌ای همراه است؛ مثلاً، ممکن است فردی که عصبانی است، چهره‌اش برافروخته شود، صدایش بالا برود، لرزش در بدنش احساس کند، یا حتی زبان بدنش حالت تهاجمی به خود بگیرد. درک این کلمه نه تنها به معنای لغوی آن، بلکه به درک عمق و شدت احساسی که منتقل می‌کند، بستگی دارد. این صفت به خوبی نشان‌دهنده‌ی یک وضعیت روانی است که در آن فرد از تعادل خارج شده و کنترل احساساتش به چالش کشیده شده است. از این رو، “عصبانی” فراتر از یک توصیف ساده، بیانگر یک وضعیت درونی پیچیده و تأثیرگذار است.

الگوهای کاربرد (رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقه‌ای)

  • رسمی و غیررسمی: “عصبانی” در هر دو بافت رسمی و غیررسمی زبان فارسی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما شیوع آن در مکالمات روزمره و غیررسمی به مراتب بیشتر است. در محیط‌های دوستانه و خانوادگی، بیان “من عصبانی هستم” کاملاً طبیعی و پذیرفته‌شده است. در مقابل، در متون رسمی‌تر مانند مقالات علمی، گزارش‌های خبری تحلیلی، یا اسناد حقوقی، اگرچه این کلمه قابل فهم است، اما ممکن است از کلمات با بار معنایی کمی متفاوت یا ساختارهای پیچیده‌تر برای حفظ لحن بی‌طرفانه یا علمی استفاده شود. با این حال، در ادبیات داستانی و نمایشنامه، “عصبانی” به عنوان ابزاری قدرتمند برای توصیف حالات روحی شخصیت‌ها به کار می‌رود و در هر دو سطح رسمی و غیررسمی متن می‌تواند ظاهر شود.
  • نوشتاری و گفتاری: در زبان گفتاری، لحن صدا، سرعت کلام، و حرکات بدن نقش کلیدی در انتقال شدت و نوع عصبانیت ایفا می‌کنند. یک “عصبانی” گفتاری می‌تواند از یک اعتراض ملایم تا یک فریاد خشمگین متغیر باشد. در زبان نوشتاری، برای انتقال این شدت، نویسنده ممکن است از قیدها (مانند “شدیداً عصبانی”، “بسیار عصبانی”)، علائم نگارشی (مانند علامت تعجب)، یا توصیف دقیق حالات فیزیکی و واکنش‌های شخصیت استفاده کند. استفاده از “عصبانی” در نوشتار، به ویژه در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌های متنی، بسیار رایج است و اغلب با ایموجی‌های بیانگر خشم همراه می‌شود.
  • کاربرد منطقه‌ای: “عصبانی” یک کلمه استاندارد در زبان فارسی معیار است و در تمام مناطق فارسی‌زبان ایران، افغانستان، و تاجیکستان به یک معنا و با کاربردی مشابه فهمیده می‌شود. تفاوت‌های لهجه‌ای در تلفظ ممکن است وجود داشته باشد، اما معنای اصلی و بار عاطفی آن ثابت می‌ماند. این یک کلمه‌ی جهانی در گستره‌ی جغرافیایی زبان فارسی است و هیچ کاربرد منطقه‌ای خاصی که معنای آن را تغییر دهد، ندارد.

زمینه‌های کاربرد رایج (کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی)

  • محیط کار: در محیط‌های کاری، عصبانیت می‌تواند ناشی از استرس، فشار کاری، اختلافات بین همکاران، یا نارضایتی از عملکرد باشد. مثال: “مدیر پروژه از تأخیرهای مکرر تیم عصبانی شد و جلسه‌ای اضطراری ترتیب داد.” (The project manager got angry about the team's repeated delays and arranged an emergency meeting.)
  • سفر و گردشگری: در طول سفر، مشکلات غیرمنتظره مانند تأخیر پرواز، گم شدن چمدان، یا خدمات ضعیف می‌تواند منجر به عصبانیت شود. مثال: “مسافر از لغو ناگهانی پروازش بسیار عصبانی بود و خواستار توضیح شد.” (The passenger was very angry about the sudden cancellation of his flight and demanded an explanation.)
  • رسانه‌ها و اخبار: در گزارش‌های خبری یا تحلیل‌های رسانه‌ای، این کلمه برای توصیف واکنش مردم یا گروه‌ها به وقایع سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی به کار می‌رود. مثال: “مردم از تصمیمات اخیر دولت عصبانی هستند و اعتراض خود را اعلام کردند.” (People are angry about the government's recent decisions and have announced their protest.)
  • ادبیات و هنر: در ادبیات، “عصبانی” ابزاری قدرتمند برای شکل‌دهی به شخصیت‌ها، ایجاد درام، و بیان کشمکش‌های درونی است. نویسندگان از این صفت برای توصیف لحظات اوج احساسی یا تحولات شخصیتی استفاده می‌کنند. مثال: “نگاه عصبانی‌اش بر چهره‌ی مرد نشست و کلمات تلخی از دهانش خارج شد.” (His angry gaze settled on the man's face, and bitter words came out of his mouth.)
  • شبکه‌های اجتماعی: در پلتفرم‌های اجتماعی، “عصبانی” یکی از کلمات پرکاربرد برای بیان نارضایتی، اعتراض، یا واکنش به محتوای منتشرشده است. کاربران به راحتی احساسات خود را با استفاده از این کلمه و ایموجی‌های مرتبط ابراز می‌کنند. مثال: “از دیدن این خبر عصبانی‌ام 😠! باید کاری کرد.” (I'm angry seeing this news 😠! Something must be done.)

مقایسه با کلمات مشابه (تفاوت با مترادف‌های نزدیک)

در زبان فارسی، چندین کلمه وجود دارد که معنای نزدیکی به “عصبانی” دارند، اما هر کدام ظرایف و کاربردهای خاص خود را دارند:

  • خشمگین (khashmgin): این کلمه اغلب به عنوان مترادف مستقیم “عصبانی” به کار می‌رود، اما تفاوت‌های ظریفی دارد. “خشمگین” کمی رسمی‌تر و ادبی‌تر از “عصبانی” است و بیشتر در متون نوشتاری، شعر، یا گفتار فاخر دیده می‌شود. بار معنایی “خشمگین” معمولاً شدیدتر و عمیق‌تر از “عصبانی” است و می‌تواند به یک خشم پایدارتر یا فروخورده اشاره داشته باشد. در حالی که “عصبانی” می‌تواند به یک واکنش لحظه‌ای و گذرا نیز اشاره کند.
  • ناراحت (nâ-râhat): “ناراحت” یک طیف وسیع‌تری از احساسات منفی را پوشش می‌دهد که شامل غم، اندوه، نگرانی، و حتی آزردگی خاطر می‌شود. ممکن است کسی ناراحت باشد بدون اینکه لزوماً عصبانی باشد. “عصبانی” به طور خاص به حالت خشم اشاره دارد، در حالی که “ناراحت” می‌تواند شامل دلخوری یا ناخوشایندی بدون عنصر خشم باشد. مثلاً: “از شنیدن خبر فوتش ناراحت شدم” (غم)، در حالی که “از حرف‌هایش عصبانی شدم” (خشم).
  • غضبناک (ghazabnâk): این کلمه بسیار رسمی، قدیمی و ادبی است و بار معنایی بسیار شدید و حتی الهی یا سلطنتی دارد. در مکالمات روزمره فارسی‌زبانان به ندرت شنیده می‌شود و بیشتر در متون کلاسیک، شعر، یا برای توصیف خشم‌های بسیار بزرگ و قدرتمند (مانند غضب خداوند) به کار می‌رود. “عصبانی” در مقایسه با “غضبناک” بسیار عمومی‌تر و کاربردی‌تر است.
  • عصبانیت (asabâniyat): این کلمه اسم مصدر “عصبانی” است و به خود حالت یا احساس خشم اشاره دارد. “عصبانیت او همه را متعجب کرد.” (His anger surprised everyone.) در حالی که “عصبانی” صفت است و برای توصیف فرد یا چیزی که این حالت را دارد استفاده می‌شود: “او عصبانی بود.” (He was angry.)
  • برآشفته (barâshofteh): این کلمه نیز به معنای پریشان، آشفته و گاهی عصبانی است. “برآشفتگی” می‌تواند شامل ترکیبی از نگرانی، خشم و ناراحتی باشد و معمولاً به یک حالت ناگهانی و شدید اشاره دارد. این کلمه کمی ادبی‌تر از “عصبانی” است.

سطح رسمی و لحن (Register & Tone – زمان مناسب، زمان پرهیز)

“عصبانی” کلمه‌ای است که بار عاطفی و احساسی بالایی دارد و استفاده از آن به طور مستقیم، احساسات قوی را منتقل می‌کند.

  • زمان مناسب برای استفاده: این کلمه در مکالمات روزمره، برای بیان واکنش‌های طبیعی انسان به موقعیت‌های ناخوشایند، بی‌عدالتی، یا ناکامی کاملاً مناسب است. در محیط‌های دوستانه و خانوادگی، استفاده از آن برای ابراز صریح احساسات پذیرفته‌شده است. همچنین در ادبیات داستانی و نمایشنامه برای توصیف دقیق حالات روحی شخصیت‌ها بسیار کاربردی است. وقتی می‌خواهید به وضوح نشان دهید که یک شخص در وضعیت خشم قرار دارد، “عصبانی” بهترین انتخاب است.
  • زمان پرهیز: در موقعیت‌های بسیار رسمی و حرفه‌ای، مانند جلسات کاری مهم، مذاکرات دیپلماتیک، یا گزارش‌های بی‌طرفانه، استفاده مستقیم از “عصبانی” ممکن است غیرحرفه‌ای یا تهاجمی تلقی شود. در این موارد، بهتر است از عبارات ملایم‌تر و دیپلماتیک‌تر مانند “ناراضی هستم”، “این موضوع برای من ناخوشایند است”، “نگرانی‌هایی دارم” یا “از این وضعیت گلایه دارم” استفاده شود. همچنین، در مواقعی که قصد کاهش شدت احساس را دارید (مثلاً در مورد کودکان)، ممکن است از کلماتی مانند “بداخلاق”، “کج‌خلق” یا “قهر” استفاده شود که بار عاطفی کمتری دارند و کمتر تهاجمی هستند. در کل، انتخاب “عصبانی” باید با در نظر گرفتن مخاطب، موقعیت و هدفی که از بیان احساس دارید، صورت گیرد.

همایندها در بافت (Collocations in Context – ترکیب‌های رایج کلمه با توضیح)

“عصبانی” به صورت‌های مختلفی با افعال و کلمات دیگر ترکیب می‌شود تا معانی دقیق‌تری را منتقل کند:

  • عصبانی شدن (asabâni shodan): رایج‌ترین ترکیب فعلی، به معنای “خشمگین گشتن” یا “به حالت خشم درآمدن”. این ترکیب نشان‌دهنده‌ی فرآیند تغییر حالت از آرامش به خشم است.
  • مثال: “او از تأخیر مکرر قطار عصبانی شد.” (He got angry about the repeated train delay.)
  • عصبانی کردن (asabâni kardan): به معنای “کسی را به خشم آوردن” یا “موجب عصبانیت شدن کسی”. این ترکیب نشان‌دهنده‌ی عملی است که باعث خشم دیگری می‌شود.
  • مثال: “حرف‌های تند او مرا عصبانی کرد.” (His harsh words made me angry.)
  • عصبانی بودن (asabâni budan): به معنای “در حالت خشم قرار داشتن”. این ترکیب وضعیت فعلی فرد را توصیف می‌کند.
  • مثال: “چرا اینقدر عصبانی هستی؟” (Why are you so angry?)
  • عصبانی به نظر رسیدن (asabâni be nazar residan): به معنای “ظاهری خشمگین داشتن”. این ترکیب به مشاهده‌ی بیرونی حالت خشم اشاره دارد.
  • مثال: “او از جلسه بیرون آمد و خیلی عصبانی به نظر می‌رسید.” (He came out of the meeting and seemed very angry.)
  • چهره‌ی عصبانی (chehre-ye asabâni): “صورتی که نشان‌دهنده‌ی خشم است”. این ترکیب برای توصیف حالت فیزیکی چهره به کار می‌رود.
  • مثال: “با چهره‌ای عصبانی به سمت در رفت.” (He went towards the door with an angry face.)
  • صدای عصبانی (sedâ-ye asabâni): “صدایی که لحن خشمگین دارد”. این ترکیب برای توصیف لحن و آهنگ صدا استفاده می‌شود.
  • مثال: “با صدای عصبانی از او خواست که ساکت شود.” (He asked him to be quiet with an angry voice.)
  • بسیار عصبانی/خیلی عصبانی (besyâr asabâni/kheyli asabâni): این قیدها برای تأکید بر شدت عصبانیت به کار می‌روند.
  • مثال: “او از بی‌عدالتی که دید، بسیار عصبانی بود.” (He was very angry about the injustice he witnessed.)
  • از چیزی/کسی عصبانی بودن (az chizi/kasi asabâni budan): “خشمگین بودن از یک موضوع یا شخص خاص”. این ترکیب نشان‌دهنده‌ی علت یا منبع عصبانیت است.
  • مثال: “او از رفتار همکارش عصبانی بود.” (He was angry at his colleague's behavior.)
  • فرو خوردن عصبانیت (foro khordan asabâniyat): “خشم خود را کنترل کردن و بروز ندادن”. این ترکیب به مدیریت احساس خشم اشاره دارد.
  • مثال: “او سعی کرد عصبانیت خود را فرو خورد و آرام بماند.” (He tried to suppress his anger and remain calm.)

Ejemplos

1

او از تأخیر اتوبوس خیلی عصبانی بود.

everyday

He was very angry about the bus delay.

2

نماینده مجلس با لحنی عصبانی به سخنان وزیر پاسخ داد.

formal

The Member of Parliament responded to the minister's remarks with an angry tone.

3

چرا اینقدر عصبانی هستی؟ آرام باش!

informal

Why are you so angry? Calm down!

4

تحلیلگران از واکنش عصبانی بازار به خبر جدید نگران بودند.

academic

Analysts were concerned about the market's angry reaction to the new news.

5

مشتری عصبانی از کیفیت پایین محصول شکایت کرد.

business

The angry customer complained about the poor quality of the product.

6

با چهره‌ای عصبانی، او به سمت پنجره رفت و به افق خیره شد.

literary

With an angry face, he went to the window and stared at the horizon.

7

دیدن این توهین در شبکه‌های اجتماعی مرا عصبانی کرد.

social media

Seeing this insult on social media made me angry.

8

او از بی‌عدالتی موجود در سیستم بسیار عصبانی بود.

everyday

He was very angry about the injustice in the system.

Colocaciones comunes

عصبانی شدن to get angry
عصبانی کردن to make someone angry
عصبانی بودن to be angry
خیلی عصبانی very angry
چهره‌ی عصبانی angry face
صدای عصبانی angry voice
از چیزی عصبانی angry about something
عصبانی به نظر رسیدن to seem angry

Frases Comunes

از کوره در رفتن

to lose one's temper (literally: to go out of the furnace)

خون کسی به جوش آمدن

for one's blood to boil

عصبانیت خود را فرو خوردن

to suppress one's anger

سر کسی داد زدن

to yell at someone

اعصاب کسی را خرد کردن

to get on someone's nerves (literally: to crush someone's nerves)

Patrones gramaticales

فاعل + عصبانی + است/بود (فاعل در حالت عصبانیت است/بود): او عصبانی است. فاعل + از + اسم/ضمیر + عصبانی + است/بود (فاعل از چیزی/کسی عصبانی است): من از تأخیر عصبانی بودم. فاعل + عصبانی + شد (فاعل به حالت عصبانیت درآمد): او عصبانی شد. اسم/ضمیر + را + عصبانی + کردن (چیزی/کسی، کسی را عصبانی کرد): حرف‌هایش مرا عصبانی کرد. فاعل + با + چهره‌ی عصبانی (فاعل با حالت چهره‌ی خشمگین): او با چهره‌ای عصبانی وارد شد. فاعل + با + صدای عصبانی (فاعل با لحن صدای خشمگین): او با صدای عصبانی اعتراض کرد.

How to Use It

📝

Notas de uso

The word 'عصبانی' is generally neutral in register but carries a strong negative emotional weight. It is widely used in both written and spoken Persian across all regions. While acceptable in most social contexts, one should be mindful of its impact in formal or professional settings, where milder expressions of dissatisfaction might be preferred. On social media, it's very common, often accompanied by angry emojis, to express immediate reactions or strong opinions. Avoid using it when a gentler term like 'ناراحت' (upset/sad) or 'دلخور' (offended/disappointed) would be more appropriate, especially if the emotion isn't full-blown anger.


⚠️

Errores comunes

A common mistake is using 'ناراحت' when 'عصبانی' is truly intended, as 'ناراحت' is broader and doesn't always convey anger. For instance, 'من از او ناراحت هستم' (I am upset with him) might imply sadness or disappointment, not necessarily anger. Another error is misusing prepositions; it's 'از چیزی عصبانی بودن' (to be angry *about* something), not 'با چیزی'. Learners sometimes literally translate English phrases, leading to awkward constructions. Also, be careful with the intensity; 'عصبانی' is a strong word, and using it for minor annoyances might sound overly dramatic.

Tips

⚠️

Avoid in Formal Settings

While 'عصبانی' is common, direct expression of anger can be seen as unprofessional in formal Persian contexts. Instead of 'من عصبانی هستم', opt for softer phrases like 'من از این وضعیت ناراضی‌ام' (I am dissatisfied with this situation) or 'این موضوع برایم ناخوشایند است' (This issue is unpleasant for me).

🌍

Cultural Nuance of Anger

In Persian culture, while expressing anger is sometimes acceptable, controlling one's temper ('خشم خود را فرو خوردن') is often valued as a sign of maturity and patience. Direct, overt anger, especially in public, might be viewed negatively. Be mindful of the social context when expressing this emotion.

🎓

Distinguish from 'ناراحت'

Advanced learners should clearly differentiate 'عصبانی' (angry) from 'ناراحت' (upset/sad). While there's overlap, 'عصبانی' specifically implies anger, often with an element of blame or frustration. 'ناراحت' is broader, covering sadness or general discomfort without necessarily including anger. For example, 'او از خبر بد ناراحت بود' (He was sad about the bad news) vs. 'او از تأخیر عصبانی بود' (He was angry about the delay).

📖

Origen de la palabra

The word 'عصبانی' (asabâni) originates from Arabic. Its root is 'عصب' (asab), meaning 'nerve' or 'sinew'. Historically, strong emotions like anger were believed to be caused by the tension or agitation of the nerves. The suffix '-انی' (-âni) is a Persian adjectival suffix, forming an adjective meaning 'related to' or 'having the quality of'. Thus, 'عصبانی' literally means 'nervous' or 'related to nerves,' which evolved to signify 'angry' due to the physical manifestations of anger. This linguistic connection highlights the physiological aspect of anger.

🌍

Contexto cultural

In Persian culture, 'عصبانی' is a very common and direct way to express anger. While expressing anger is a natural human emotion, there's often an emphasis on 'control' (کنترل خشم) and 'patience' (صبر). Public displays of extreme anger might be viewed as a lack of self-control, particularly in formal settings or among elders. However, in informal settings or when expressing righteous indignation (e.g., against injustice), it's widely accepted. On social media, 'عصبانی' is frequently used, often accompanied by emojis, reflecting a more open and immediate expression of emotions across generations.

🧠

Truco para recordar

Imagine an 'ASABANI' snake, coiled and ready to strike, its 'nerves' (عصب - asab) visibly tensed and agitated. The sound 'asab' (like 'a sub' that's about to explode) reminds you of the underlying tension that leads to anger. This vivid image connects the word directly to its root meaning of 'nerve' and the intense feeling it describes, making it unforgettable when you recall someone being 'عصبانی'.

Preguntas frecuentes

10 preguntas

«عصبانی» و «خشمگین» هر دو به معنای خشم هستند، اما «خشمگین» کمی رسمی‌تر و ادبی‌تر است و بار معنایی شدیدتری دارد. «عصبانی» بیشتر در مکالمات روزمره و برای بیان خشم‌های لحظه‌ای و عمومی استفاده می‌شود. در حالی که «خشمگین» اغلب در متون نوشتاری یا برای خشم‌های عمیق‌تر به کار می‌رود.

خیر، «عصبانی» می‌تواند طیفی از احساسات را شامل شود. از یک دلخوری خفیف و آزردگی تا خشم شدید و غیرقابل کنترل. شدت آن معمولاً با قیدهایی مانند «خیلی» یا «بسیار» مشخص می‌شود، یا از طریق لحن و بافت جمله قابل درک است.

برای بیان «کسی را عصبانی کردن»، از فعل مرکب «عصبانی کردن» استفاده می‌شود. مثلاً: «حرف‌هایش مرا عصبانی کرد.» (His words made me angry.) همچنین می‌توانید بگویید «موجب عصبانیت کسی شدن».

در محیط‌های بسیار رسمی یا حرفه‌ای، استفاده مستقیم از «عصبانی» ممکن است غیرحرفه‌ای تلقی شود. در این موارد، بهتر است از عبارات ملایم‌تر مانند «ناراضی هستم» یا «این موضوع برای من ناخوشایند است» استفاده کنید تا لحن دیپلماتیک‌تری داشته باشید.

ریشه کلمه «عصبانی» از «عصب» به معنای رگ و پی می‌آید. در گذشته، خشم و برافروختگی را به تحریک اعصاب و رگ‌ها نسبت می‌دادند. این ریشه‌شناسی نشان‌دهنده ارتباط خشم با تحریک فیزیکی و عصبی بدن است.

برای نشان دادن شدت عصبانیت می‌توانید از قیدهایی مانند «خیلی عصبانی»، «بسیار عصبانی»، «شدیداً عصبانی» استفاده کنید. همچنین، توصیف حالات فیزیکی مانند «با چهره‌ای برافروخته» یا «با صدای بلند» می‌تواند به انتقال شدت کمک کند.

خیر، این دو کلمه یکسان نیستند. «عصبانی» مشخصاً به حالت خشم اشاره دارد، در حالی که «ناراحت» طیف وسیع‌تری از احساسات منفی شامل غم، اندوه، نگرانی و دلخوری را پوشش می‌دهد. می‌توان ناراحت بود بدون اینکه عصبانی بود.

می‌توانید بگویید «من عصبانی هستم» یا «عصبانی شدم». برای توضیح دلیل، می‌توانید از حرف اضافه «از» استفاده کنید: «من از این وضعیت عصبانی هستم» یا «من از حرف‌های او عصبانی شدم».

«عصبانی» یک صفت با بار عاطفی کاملاً منفی است. این کلمه نشان‌دهنده‌ی یک حالت ناخوشایند و هیجانی است که معمولاً به عنوان یک واکنش نامطلوب یا مشکل‌ساز در نظر گرفته می‌شود، هرچند که ابراز آن در برخی شرایط طبیعی است.

تلفظ صحیح «عصبانی» /æ.sæ.bɑːˈniː/ است. تأکید روی هجای آخر است. دقت کنید که حرف «ع» در ابتدای کلمه معمولاً به صورت همزه تلفظ می‌شود و صدای خاصی ندارد و «ب» نیز به صورت عادی تلفظ می‌شود.

Ponte a prueba

fill blank

کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید.

او از رفتار بی‌ادبانه همکارش خیلی ______ شد.

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta:

در این جمله، رفتار بی‌ادبانه باعث خشم می‌شود، بنابراین «عصبانی» صحیح است. «ناراحت» نیز ممکن است، اما «عصبانی» دقیق‌تر است.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «عصبانی» است؟

کدام کلمه زیر به معنای «عصبانی» نزدیک‌تر است؟

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta:

«خشمگین» نزدیک‌ترین مترادف به «عصبانی» است و هر دو به حالت خشم اشاره دارند. گزینه‌های دیگر متضاد یا بی‌ارتباط هستند.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنی‌دار بسازید.

کلمات: (او / از / عصبانی / تأخیر / بود)

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta:

ساختار صحیح جمله برای بیان علت عصبانیت «کسی از چیزی عصبانی بود» است. این جمله به درستی فاعل، حرف اضافه و صفت را به کار می‌برد.

error correction

جمله زیر را تصحیح کنید.

من خیلی ناراحت شدم وقتی رئیسم بر سر من فریاد زد.

✓ ¡Correcto! ✗ No del todo. Respuesta correcta:

فریاد زدن رئیس معمولاً باعث خشم می‌شود، نه فقط ناراحتی عمومی. بنابراین، «عصبانی» انتخاب دقیق‌تری برای توصیف این واکنش است.

🎉 Puntuación: /4

¿Te ha servido?
¡No hay comentarios todavía. Sé el primero en compartir tus ideas!