befristet
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر time
abgelaufen
A2منقضی شده. 'شیر فاسد شده است' (Die Milch ist abgelaufen). 'مهلت تمام شده است' (Die Frist ist abgelaufen).
ablaufen
A2منقضی شدن (برای اسناد یا غذا). پیش رفتن یا برگزار شدن (برای یک رویداد).
anfangs
A2یعنی در ابتدای شروع یه کار یا دوره زمانی.
aufschieben
A2به تعویق انداختن یک کار یا تصمیم.
außerplanmäßig
A2یعنی چیزی که توی برنامه نبوده. اتفاق غیرمنتظره یا یه استثنا.
befristen
A2تعیین ضربالاجل یا محدود کردن زمانی.
beizeiten
A2یعنی بهموقع و قبل از اینکه خیلی دیر بشه.
bevorstehend
A2Bevorstehend به معنی چیزی است که به زودی اتفاق خواهد افتاد، قریب الوقوع یا در راه است.
circa
A2یعنی دقیق نیست و حدوداً این مقدار یا تعداد هست.
das Jahrhundert
A2century