μύτη
تعریف
nose
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر health
αρρώστια
B1illness, sickness
καταπόνηση
B2فشار جسمی یا روحی ناشی از تلاش طولانی مدت.
υγιεινός
B1Conducive to good health
συμπτώματα
B1علائم نشان دهنده بیماری.
επιδημία
B2'επιδημία' به شیوع گسترده یک بیماری عفونی اطلاق میشود. (همهگیری به شیوع گسترده یک بیماری عفونی گفته میشود.)
καθιστικός
B1نشسته یا کمتحرک. برای توصیف سبک زندگی یا شغلی که نیاز به نشستن طولانی دارد به کار میرود.
ψυχικός
B1مربوط به ذهن یا روح. سلامت روان بسیار مهم است.
ιατρική
A1پزشکی علم سلامت است. او در دانشگاه پزشکی میخواند.
βάρος
A2وزن این چمدان ده کیلوگرم است.
κεφάλι
A1head