hibernation
مترادفها
متضادها
مثال
The bear is preparing for its winter hibernation.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر nature
sediment
A1رسوب ماده جامدی است که در ته یک مایع تهنشین میشود.
hill
A2تپه یک برآمدگی طبیعی در زمین است که از کوه کوچکتر است.
lake
A1دریاچه پهنه آبی بزرگی است که کاملاً توسط خشکی احاطه شده است.
swamp
A1مرداب منطقهای کمارتفاع از زمین است که همیشه بسیار مرطوب یا پوشیده از آب است.
mineral
A1ماده معدنی یک ماده طبیعی است که در زمین یافت میشود و گیاه یا حیوان نیست.
pollen
A1گرده پودر نرمی است که توسط گلها تولید میشود.
pig
A2خوک یک پستاندار سمدار اهلی همهچیزخوار است. خوکها به دلیل هوش بالا و نقششان در کشاورزی شناخته میشوند.
cliff
A1پرتگاه یک رخ صخرهای بسیار تند یا عمودی است که اغلب در لبه دریا یا کوه قرار دارد.
stick
A2چوب یک قطعه باریک و بلند از چوب درخت است.
tundra
A1توندرا منطقهای وسیع و بدون درخت در بخشهای بسیار سرد جهان است.