抽象
مثال
这个概念太抽象了,我很难理解。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر philosophy
相辅相成
B2مکمل و متمم یکدیگر بودن برای رسیدن به نتیجهای بهتر.
本质
B1ذات یا ماهیت درونی یک چیز.
道德
B1اصول مربوط به تشخیص درست و نادرست؛ سیستمی از ارزشها یا باورها.
内在
B2موجود در درون چیزی به عنوان بخشی اساسی یا بنیادی از طبیعت آن.
逻辑
B1منطق مطالعه اصول استدلال معتبر است.
悖论
B2پارادوکس گزارهای است که با وجود ظاهر متناقض، ممکن است حاوی حقیقتی عمیق باشد.
启示
B2وحی یا الهامی که از یک تجربه یا مطالعه به دست میآید.