C1 adjective #10,000 پرکاربردترین

subtendship

مترادف‌ها

underlying foundational spanning supportive diametric basal

متضادها

superficial detached overlying

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر Math

proportion

A2

نسبت یعنی یه بخش از یه کل، که معمولاً با کلش مقایسه می‌شه. همچنین نسبت اندازه‌ی دو تا چیز مختلف رو هم نشون می‌ده.

count

A2

یعنی شمردن تعداد چیزها. گاهی هم به معنی اینه که چیزی مهمه یا ارزش و اعتباری داره.

squares

B1

یک شکل که چهار تا ضلع برابر و چهار تا زاویه قائمه داره. برای چیزهایی که این شکلی هستن هم استفاده میشه.

mile

A1

واحدی از مسافت که عمدتاً در ایالات متحده و بریتانیا استفاده می‌شود و برابر با ۱۷۶۰ یارد یا تقریباً ۱.۶ کیلومتر است. اغلب برای توصیف فاصله بین مکان‌ها استفاده می‌شود.

approximation

B2

A value, representation, or result that is very close to the truth but not completely accurate or exact. It is frequently used in mathematics, science, and everyday life when precise figures are unknown or unnecessary.

statistic

B2

مربوط به استفاده از اعداد و داده‌ها برای نشون دادن روندهاست. یعنی روش‌هایی که برای جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات عددی به کار می‌ره.

circles

B1

یه شکل هندسی کاملاً گرده که فاصله‌ی هر نقطه‌اش از مرکز یکسانه. گاهی به گروه‌های دوستانه با علایق مشترک هم گفته می‌شه.

minimum

B1

The least or smallest amount or quantity possible, attainable, or required.

regraphable

C1

ری‌گرافابل یعنی داده‌ها یا توابع رو بشه دوباره به صورت نمودار کشید. این اصطلاح تو جاهای فنی برای نمایش تصویری کاربرد داره.

arithmetical

B2

Relating to the branch of mathematics that deals with the properties and manipulation of numbers. It specifically describes processes involving addition, subtraction, multiplication, and division.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!