transplant
مترادفها
متضادها
مثال
He needs a kidney transplant to live a healthy life.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر medicine
pharmacist
A1داروساز یک متخصص مراقبت های بهداشتی است که برای تهیه و توزیع داروها آموزش دیده است. او همچنین مشاوره هایی در مورد مصرف ایمن دارو ارائه می دهد.
prevention
A1پیشگیری به معنای جلوگیری از وقوع یک اتفاق بد است. پیشگیری بهتر از درمان است.
surgeon
A1جراح پزشکی است که عملهای جراحی انجام میدهد. آنها از ابزارهایی برای درمان بیماریها یا آسیبهای داخل بدن استفاده میکنند.
emergency room
A1بخش اورژانس بیمارستان. ۲۴ ساعته برای موارد اضطراری باز است.
kidney
A1کلیه عضوی است که خون را تصفیه میکند. لوبیای قرمز به دلیل شکلش 'لوبیای کلیوی' نامیده میشود.
operation
A1عمل جراحی یک فرآیند پزشکی است که در آن پزشک برای درمان، بدن را میشکافد.
therapist
A1درمانگر به من کمک زیادی می کند.
intestine
A1روده لوله ای طولانی در بدن است که غذا را از معده دور می کند.
remission
A1بهبودی موقت دورهای است که علائم یک بیماری جدی کاهش یافته یا کاملاً ناپدید میشوند. همچنین میتواند به بخشش بدهی یا کاهش مجازات اشاره داشته باشد.
symptom
A1علامت یک ویژگی جسمی یا روانی است که نشان دهنده یک بیماری است.