under the weather
مثال
I'm feeling a bit under the weather today.
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر health
ache
A2یه درد تکراری و نه چندان شدید که توی یه قسمت از بدنت حس میکنی.
chemist
A2فردی واجد شرایط برای تهیه و توزیع داروهای پزشکی. دانشمندی که در رشته شیمی تخصص دارد.
Consultation
B2ملاقات با یک متخصص برای گرفتن مشاوره. فرآیند بحث در مورد چیزی قبل از تصمیمگیری.
doctor
A1دکتر کسی است که برای درمان بیماران آموزش دیده است. دکتر بیمار را معاینه کرد و به او دارو داد.
exercise
A2ورزش برای سلامتی مفید است.
fat
A2چاق (انسان/حیوان) یا چرب (غذا).
healthy
A2سالم. او یک رژیم غذایی بسیار سالم دارد.
hospital
A1بیمارستان اخیراً بازسازی شده است تا یک بخش اطفال جدید و پیشرفته را در خود جای دهد.
hurt
A2ایجاد درد فیزیکی یا آسیب رساندن به کسی. همچنین به معنای ایجاد درد عاطفی یا آسیب رساندن به یک موقعیت است.
ill
A2او به شدت بیمار (ill) است و در بیمارستان بستری شده است.