B2 noun رسمی 1 دقیقه مطالعه

فریضه

farize /færiːzɛ/

A fari-zeh represents a non-negotiable duty, often rooted in faith or moral responsibility.

واژه در 30 ثانیه

  • A mandatory duty or religious obligation.
  • Often used in formal or spiritual contexts.
  • Implies a sense of moral or legal necessity.

مرور کلی

واژه «فریضه» از ریشه عربی «فرض» گرفته شده و در زبان فارسی به معنای تکلیفی است که بر عهده انسان نهاده شده است. این واژه بار معنایی سنگین‌تر و رسمی‌تری نسبت به کلماتی مانند «وظیفه» یا «کار» دارد. ۲) الگوهای کاربرد: فریضه معمولاً به صورت ترکیب با افعالی نظیر «به جا آوردن»، «انجام دادن» یا «ادا کردن» به کار می‌رود. ساختار نحوی آن اغلب به صورت «فریضه + [مضاف‌الیه]» است، مانند «فریضه حج» یا «فریضه دینی». ۳) بافت‌های رایج: این کلمه بیشتر در متون مذهبی، ادبی، سیاسی و رسمی کاربرد دارد. برای مثال در سخنرانی‌های رسمی از «فریضه امر به معروف» یا «فریضه دفاع از وطن» یاد می‌شود. ۴) مقایسه کلمات مشابه: در مقایسه با «وظیفه»، فریضه بیشتر بر جنبه دستوری و الزامی بودن تأکید دارد، در حالی که «وظیفه» می‌تواند معنای عام‌تری داشته باشد. «تکلیف» نیز بسیار نزدیک به فریضه است، اما فریضه اغلب با مفاهیم معنوی و اخلاقی گره خورده است.

مثال‌ها

1

ادای فریضه حج بر هر مسلمان مستطیعی واجب است.

formal

Performing the duty of Hajj is mandatory for every able-bodied Muslim.

2

آموزش کودکان، فریضه هر جامعه پیشرفته‌ای است.

academic

Educating children is a duty for every advanced society.

ترکیب‌های رایج

ادا کردن فریضه To perform a duty
فرایض دینی Religious obligations
فریضه الهی Divine obligation

عبارات رایج

به جا آوردن فریضه

To fulfill a duty

فریضه امر به معروف

The duty of enjoining good

اغلب اشتباه گرفته می‌شود با

فریضه vs وظیفه

Vazifeh is a general term for duty or task. Fari-zeh is more specific to mandatory or sacred obligations.

الگوهای دستوری

ادا کردن فریضه [نام] فریضه [صفت] بودن انجام فریضه

How to Use It

نکات کاربردی

Fari-zeh is a formal, high-register noun. It is rarely used in colloquial Persian. When used, it often carries a weight of moral or religious gravity.


اشتباهات رایج

People often mistake it for a simple synonym of 'job' or 'work'. Remember, it implies a sense of compulsion or sacred duty, not just a task you do for money.

Tips

💡

Use with formal verbs for impact

Pair 'fari-zeh' with verbs like 'ادا کردن' (to perform) to sound more professional and authoritative in your writing.

⚠️

Avoid overuse in casual speech

Using this word in very casual settings might make you sound overly formal or archaic. Stick to 'vazifeh' for daily tasks.

🌍

Religious roots in Persian culture

The word is deeply tied to Islamic jurisprudence, so be aware of its strong connotations regarding moral and religious expectations.

ریشه کلمه

Derived from the Arabic root 'f-r-d' (فرض), meaning to cut or impose. It evolved to signify a religious or legal decree.

بافت فرهنگی

The word is heavily used in Iranian media and literature to emphasize the importance of social or religious responsibilities. It commands respect and attention.

راهنمای حفظ

Think of 'Fari-zeh' as 'Force-duty'—something you are forced by morals or law to do.

سوالات متداول

4 سوال

استفاده از این واژه در مکالمات روزمره چندان رایج نیست و بیشتر در متون رسمی، مذهبی یا ادبی کاربرد دارد. در مکالمات عادی، استفاده از کلمه «وظیفه» مناسب‌تر است.

این دو واژه بسیار به هم نزدیک هستند و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. با این حال، فریضه بیشتر بر جنبه «تکلیفِ تعیین شده» تأکید دارد.

اگرچه ریشه آن مذهبی است، اما در ادبیات فارسی مدرن برای اشاره به وظایف اخلاقی و اجتماعی غیرمذهبی نیز به کار می‌رود. مثلاً «فریضه آموزش» یک کاربرد اجتماعی است.

جمع این کلمه در فارسی «فرایض» است که در متون رسمی و حقوقی کاربرد زیادی دارد.

خودت رو بسنج

fill blank

نماز خواندن یکی از مهم‌ترین ___ دینی در اسلام است.

درسته! نه دقیقاً. پاسخ صحیح: فرایض

چون جمله درباره تکالیف دینی است، استفاده از جمع فریضه (فرایض) دقیق‌ترین گزینه است.

امتیاز: /1

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!