B1 noun

نَسَب

nasab

تعریف

Lineage; ancestry.

noun

مثال

او به نسب خود افتخار می‌کرد.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!