تور
مثال
ما برای تعطیلات یک تور اروپا رزرو کردیم.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر travel
عابر
A2A pedestrian, a person walking along a road or in a developed area.
عابر پیاده
A2عابر پیاده کسی است که به جای استفاده از وسیله نقلیه، پیاده راه میرود.
عازم شدن
B1قصد سفر کردن به جایی و حرکت به سوی آن مقصد.
عبور کردن
A2گذشتن از یک مکان یا نقطه؛ رد شدن از عرض خیابان یا مرز.
عقب افتادن
B1از برنامه یا گروهی عقب ماندن یا دیر کردن در انجام کاری.
عوارض
B1عوارض به معنی مالیات یا هزینهای است که برای استفاده از خدمات عمومی مانند جادهها، پلها و تونلها پرداخت میشود. (A tax or fee paid for the use of a road, bridge, or service.) مثال: «پرداخت عوارض جادهای». (Example: 'Paying road tolls'.)
عزیمت کردن
A2این فعل به معنی ترک کردن یک مکان، به ویژه برای شروع یک سفر است. این روشی رسمی برای گفتن "رفتن" است.
اقامت
A2ماندن در جایی برای مدتی مشخص، مانند هتل یا خانه.
اقامت کردن
A2سکونت داشتن یا در جایی ماندن برای مدتی
اقامتگاه
A2Accommodation or a residence.