cuivré
مثال
Ses cheveux ont une belle couleur cuivrée.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر colors
adoucir
A1نرمتر، شیرینتر یا ملایمتر کردن چیزی.
affiche
A1یک تصویر یا آگهی چاپی بزرگ که در یک مکان عمومی نصب میشود؛ پوستر.
ambiance
B1فضا یا حال و هوای یک مکان یا یک موقعیت اجتماعی.
apparence
A1The way that someone or something looks; outward form.
appliquer
A1مالیدن یا پخش کردن یک ماده (مانند رنگ یا کرم) روی یک سطح.
aquarelle
A1آبرنگ تکنیکی در نقاشی است که از رنگهای محلول در آب استفاده میکند.
argenté
A2Having the color of silver; silvery.
argenter
A1پوشاندن چیزی با لایهای از نقره (نقرهپوش کردن).
artificiellement
B2Artificially; not naturally occurring, for synthetic colors.
aspect
A1ظاهر یا چگونگی به نظر رسیدن چیزی.