imposable
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر money
amortissement
B1استهلاک به معنای تخصیص سیستماتیک هزینه یک دارایی در طول عمر مفید آن است.
argent liquide
A2Money in the form of banknotes and coins, rather than checks or credit cards.
boursier
A2یک boursier کسی است که در بازار بورس فعالیت میکند یا کارگزار بورس است.
carte de paiement
B1یک کارت پرداخت که برای انجام تراکنشهای مالی به صورت الکترونیکی استفاده میشود.
cher(chère)
B2قیمت این ماشین بسیار گران است.
cher(ère)
A1چیزی که پول زیادی هزینه دارد؛ گران. کسی که بسیار دوست داشته میشود؛ عزیز (در نامهها).
cotation
B1قیمتگذاری فرآیند ثبت قیمتها در بورس یا تعیین درجه سختی در ورزش است.
débiter
A2برداشت پول از حساب بانکی (بدهکار کردن).
déficit
A2دولت در تلاش است تا کسری بودجه را کاهش دهد.
dépense
A2Expense, money spent on something.