A2 noun

बाड़ा

bada

تعریف

حصار؛ مانع یا ساختاری که منطقه‌ای را محصور می‌کند.

noun

مثال

किसानों ने अपने खेतों के चारों ओर बाड़ा लगा दिया।

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!