B1 noun

परदादी

pardadi

تعریف

مادربزرگ پدری؛ جد پدری.

noun

مثال

मेरी परदादी बहुत कहानियाँ सुनाती थीं।

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!