운동선수
مثال
그는 유명한 농구 운동선수입니다.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر sports
선수
A1ورزشکار؛ کسی که به طور حرفهای ورزش میکند.
야구
A1بیسبال یک ورزش بسیار محبوب در کره است. کلمه '야구' به معنای بیسبال است.
농구
A1یک ورزش تیمی که در آن بازیکنان سعی میکنند توپ را داخل سبد بیندازند. بسکتبال ورزش هیجانانگیزی است.
보드
A21. تختهای که برای ورزش (مانند اسنوبرد) یا نوشتن (مانند وایتبرد) استفاده میشود. 2. امروز در کلاس روی وایتبرد تمرین کردیم.
패배
A2وضعیت شکست خوردن در یک نبرد، بازی یا رقابت.
운동
A1ورزش یا تمرین بدنی. همچنین میتواند به معنای یک جنبش اجتماعی یا سیاسی باشد. مثال: من هر روز ورزش میکنم. (저는 매일 운동을 합니다.)
낚시하다
A2ماهیگیری کردن با قلاب. (Ex: او دوست دارد در دریاچه ماهیگیری کند. / این تیتر فقط برای فریب دادن است.)
낚시
A2ماهیگیری یک فعالیت تفریحی محبوب در کره است که در آن مردم از چوب ماهیگیری برای گرفتن ماهی از رودخانه ها، دریاچه ها یا دریا استفاده می کنند.
경기
A1یک رویداد ورزشی رسمی یا مسابقه که در آن افراد یا تیمها برای پیروزی با یکدیگر بازی میکنند. این برای ورزشهای رسمی مانند فوتبال یا بیسبال و همچنین برای ورزشهای الکترونیکی استفاده میشود.
골프
A1گلف ورزشی است که در آن بازیکنان با استفاده از چوبهای مخصوص، توپ کوچکی را به سمت سوراخها هدایت میکنند.