실행력
تعریف
The ability or drive to put a plan or idea into action rather than just thinking about it.
nounمثال
그는 계획만 세우는 것이 아니라 실행력도 뛰어나다.
مترادفها
متضادها
مثال
그는 계획만 세우는 것이 아니라 실행력도 뛰어나다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر business
에 대한
A2درباره؛ در مورد؛ مربوط به. برای اتصال دو اسم استفاده میشود (مثلاً کتابی درباره کره).
~대하여
A2به معنای 'درباره' یا 'در مورد'. برای نشان دادن موضوع یک گفتگو یا نوشته استفاده میشود.
대해서
A2درباره؛ در مورد.
에 대해
A2عبارتی به معنای 'درباره' یا 'در مورد'.
풍요롭다
A2فراوان، مرفه یا غنی بودن.
관철하다
B2پیش بردن اراده یا خواستههای خود علیرغم دشواریها. 'او بالاخره حرف خود را به کرسی نشاند.'
~에 따라
B1بسته به، بر طبق. برای بیان اینکه چیزی به عاملی بستگی دارد یا از قانونی پیروی میکند استفاده میشود.
에 따라
A2بسته به شرایط، تصمیم میگیرم. (بسته به / بر اساس)
에 의하면
B1طبق اخبار، این عبارت به معنای 'بر اساس' است. برای مثال: 'طبق روزنامه، فردا باران میبارد.'
계좌번호
A2شماره حساب بانکی. برای حواله و پرداخت های الکترونیکی در کره استفاده می شود.